نقش زنان روستایی در اقتصاد کشور

۱۳۹۵/۱۰/۱۴

احسان اسدی-در دنیای کنونی نیل به اهداف توسعه بدون استفاده از ذخیره عظیم نیمی از پیکره جامعه، یعنی زنان، امری غیرممکن خواهد بود. لذا زنان روستایی آموزش دیده با آگاهی بیشتر به کاری که انجام می‌دهند، نقش موثری در توسعه روستایی خواهند داشت. اکثر اقتصاد دانان توسعه معتقدند آن‌چه در نهایت ویژگی و روند توسعه اقتصادی و اجتماعی را تعیین می‌کند منابع انسانی یک کشور است و نه سرمایه و منابع طبیعی آن. در نتیجه به عنوان نیمی از منابع انسانی، زنان نه تنها موضوع و هدف هر نوع توسعه‌ای هستند بلکه عامل پیشبرد اهداف توسعه اقتصادی و اجتماعی نیز به شمار می‌روند.

اولین گام درجهت توان‌مند‌سازی زنان روستایی فراهم کردن نیازهای تغذیه‌ای‌، بهداشتی و آموزشی است. پس از آن فراهم آوردن زمینه‌های لازم برای ارتقای سطح دانایی و آگاهی زنان برای شناخت واقع‌بینانه ظرفیت‌ها و توانایی‌های آن‌ها می‌باشد‌. چنین شناختی برای استفاده از فرصت‌ها، اعاده حقوق اجتماعی و خانوادگی، آشنایی با محدودیت‌ها و نیازهای واقعی و هم‌چنین تقویت خود باوری ضروری بوده و نقش مهمی در فائق آمدن بر نابسامانی‌های فردی‌، خانوادگی و اجتماعی خواهد داشت. مرحله بعد، مشارکت واقعی زنان در تمامی مراحل برنامه‌ریزی شامل تشخیص نیاز، تصمیم‌گیری‌، مدیریت‌، هدایت‌، اجرا‌، بازنگری و ارزشیابی از یک سو و سهیم بودن آن‌ها در منافع طرح‌ها و برنامه‌ها از سوی دیگر است .

زنان روستایی بخش عظیمی از نیروی کار کشاورزی جهان را تشکیل می‌دهند. سهم زنان روستایی در نیروی کار کشورهای جهان سوم به دلیل سنتی بودن، ساختار تولید و روابط کار، بیشتر از مردان و هم‌چنین بیشتر از زنان و مردان کشورهای توسعه یافته است.

زنان روستایی بر اساس توانایی خود در بسیاری از امور تولیدی اعم از زراعی، تولید فرآورده‌های کشاورزی و صنایع دستی فعالیت دارند که هر چند تولیدات آنان در برخی موارد جنبه خود معرفی دارد اما اغلب برای کسب درآمد و عرضه به بازارهای ملی و بین‌المللی انجام می‌گیرد. با این وجود با توجه به ساختار نظام‌های بهره‌برداری کشاورزی کشور و تسلط بهره‌برداری‌های کوچک و متوسط و مزارع خانوادگی که عمده نیروی کار آنان را زنان و کودکان بدون مزد تشکیل می‌دهند. هنوز آمار رسمی و جامعی از میزان مشارکت آنان در مراحل گوناگون تولید کشاورزی در دست نیست. افزون بر آن هنوز دسترسی زنان به درآمدهای حاصل از این فعالیت‌ها اندک است و فاقد استقلال اقتصادی مورد نظر هستند. زنان روستایی علاوه بر مشارکت موثر در تولیدات کشاورزی، در سایر عرصه‌های غیر‌تولیدی نیز نقش‌های منحصر به فرد دارند. یکی از آن‌ها انتقال ارزش‌های فرهنگی به کودکان است. در همین ارتباط است که نخستین و اساسی‌ترین مراحل شکل‌گیری شخصیت و اجتماعی شدن زنان و مردان آینده هر جامعه تحقق می‌یابد. این مهم در تمامی جوامع در حوزه وظایف زنان قرار دارد.

میزان مشارکت زنان درمراحل گوناگون تولید برای همه محصولات یکسان نبوده و متناسب شرایط و روش‌های تولید، تفاوت قابل ملاحظه‌ای در آن‌ها مشاهده می‌شود. مثلاً: در مزارع تجاری که محصولات نقدی تولید
می‌کنند از زنان به عنوان کارگران روزمزد استفاده می‌شود.

اما در کشت محصولات کاربردی مانند برنج، چغندر قند و انواع سبزیجات نقش تولیدی زنان هم‌چنان به قوت خود باقی است اما در کشت محصولاتی مانند گندم و جو که استفاده از ماشین آلات کشاورزی در مراحل گوناگون تولید نسبت به سایر محصولات بیشتر است ، مشارکت نیروی کار زنان کاهش یافته است.

افزایش مهاجرت مردان روستایی به شهرها و مراکز صنعتی به نحو دیگری باعث مشارکت زنان گردیده و حتی مفهوم خاصی از زنان سرپرست خانوار را پدید آورده است. مهاجرت مردان به شهرها باعث افزایش وظایف زنان روستایی می‌شود . مهاجرت زنان روستایی به شهرها اغلب به دنبال مردان انجام می‌گیرد و باعث تخلیه روستاها از کارآمدترین نیروهای اقتصادی می‌شود. در حالی‌که زنان روستایی در مناطق شهری نمی‌توانند کارآیی چندانی داشته باشند.

ذکر این نکته ضروری به نظر می‌‌‌رسد که اگر چه تمامی مطالعات انجام شده نشان‌گر نقش قابل توجه زنان روستایی در فعالیت‌های کشاورزی است ولی مشارکت آن‌ها در مدیریت و تصمیم‌گیری اندک است . به عبارتی زنان روستایی وقتی توانا هستند که تنها انجام دهنده بخشی از کار نباشند بلکه در مدیریت و تصمیم‌گیری نیز شریک باشند.

نظرات شما

×

Comments are closed.