نقش خیال‌های ابریشمی بر پارچه

علیرضا امامی فردنخستین بخش از سلسله گزارش‌های روزنامه جهان اقتصاد در مورد هنر صنایع دستی و معرفی صنایع دستی کمتر شناخته شده از گوشه گوشه ایران، به «پته» اختصاص داشت. صنعت دستی‌ای که متعلق به استان کرمان است. متن کامل این گزارش را می‌توانید در سایت جهان اقتصاد مطالعه کنید) این بار و در دومین گزارش به سراغ یک صنعت دستی از شمال کشور رفته‌ایم. رشتی دوزی یکی از صنایع دستی بومی استان گیلان است. هنر بافتن نقش‌های ابریشمین روی پارچه. با زیبایی خیره کننده و رنگ‌های چشم‌نواز. رشتی دوزی را البته تولید‌کنندگان و بازرگانان و فروشندگان صنایع دستی به خوبی می‌شناسند، با این حال برای بسیاری از مصرف کنندگان صنایع دستی این هنر زیبا چندان شناخته شده نیست. در گزارش حاضر از خلال مصاحبه با دو هنرمند رشتی دوز در پی شناسایی عوامل این مغفول ماندن این هنر زیبا و راه‌های غلبه بر مشکلات تولید کنندگان بوده‌ایم.

معصومه بی پناه و تهمینه روشن ضمیر که هر دو از هنرمندان و تولیدکنندگان رشتی دوزی هستند در گزارش حاضر به سوالات جهان اقتصاد در مورد مسائل مختلف تولید «رشتی دوزی» پاسخ داده‌اند.

*به عنوان اولین سوال از آن‌ها پرسیدم : «توضیحی درباره این رشته بدهید و بگویید که از چه زمانی این هنر پدید آمده تا مخاطبان با آن آشنا شوند.»

بی پناه در جواب گفت : «از اسم این هنر می توان متوجه شد که برای کدام شهر است. رشتی دوزی زیر شاخه هنر قلابدوزی است. این کار با قلاب روی پارچه دوخته میشود. اگر بخواهم دقیق تر توضیح بدهم باید بگویم که زمینه اصلی این کار پارچه ای از جنس ماهوت است که طبق نقشه ای که در پیش روی ما است پارچه بریده می شود.»

روشن ضمیر هم پاسخ داد : «رشتی دوزی یک هنر است که از دیرباز پدید آمده وکاری که ما انجام می دهیم این است که آن را با نخ ابریشم طبیعی(نخ چله کشی فرش) تهیه می کنیم، بعد رنگ رزی می کنیم و سپس رنگ های دلخواه را در می آوریم و طبق قانون رنگ رزی که باید چه رنگ هایی را کنار هم قرار دهیم طرح را روی پارچه پیاده می کنیم و طرح را روی پارچه می گذاریم بعد با یک قلاب آهنی آن را می دوزیم.

بی پناه:«نسبتا فرهنگ سازی شده، به عنوان مثال در شهر تهران با توجه به وجود نمایشگاه های بسیار، شناخته شده تر از شهر های دیگر است. اما در شهرهایی که مردمانشان از لحاظ مالی وضعیت مناسبی ندارند هنوز جا نیفتاده است.»

*آیا رشتی دوزی حتما باید در خانه هر کسی که اصالت گیلانی دارد وجود داشته باشد؟ یعنی چنین تعصبی به این هنر در رشت وجود دارد؟

بی پناه: «گیلانی ها از این هنر کم نظیر استفاده می کنند اما مانند اصفهانی ها که باید پارچه قلمکار یا خاتم کاری در خانه هایشان حتما وجود داشته باشد و یا کرمانی ها که حتما پته باید در جهیزیه عروس باشد این طور نیست.»

روشن ضمیر: «در گذشته این طور بود، از وقتی که قیمت ها بالا رفت، به عنوان مثال قیمت نخ، این اتفاق هم کم رنگ تر شد. حتی در گذشته این هنر، شغل بسیاری بوده اما در حال حاضر خیلی سخت شده که یک نفر فقط رشتی دوزی شغلش باشد. به شخصه من در کنار این کار، تدریس زبان هم انجام می دهم.»

*این طور که به نظر می رسد این هنر بیشتر مختص خانم‌هاست؟

روشن ضمیر: «باید بگویم این هنر اصلا هنری مردانه بوده، اما متاسفانه حضور آقایان کمرنگ شده و دلیلش هم همان مشکلاتی است که گفتم.»

*قیمت یک اثر  با ابعاد یک متر در یک متر این هنر چقدر است؟ و چه زمانی باید صرف تولید این اثر شود؟

بی پناه:«بستگی دارد، اما به طور معمول یک کار یک در یک نسبتا خوب حدود یک میلیون تومان قیمت دارد. کار اگر شلوغ باشد حدودا یک ماه طول می کشد. البته بهتر است این طور بگویم یک ماهی که روزی هشت ساعت روی آن کار شود.»

خانم روشن ضمیر:« کاملا بستگی به نقشه دارد، اما حدودا یک ماه تا یک ماه و نیم.»

*علت گرانی این هنر چیست؟

بی پناه: «به علت اینکه این کار دست است و زمان بر و تمام دوخت آن با ابریشم طبیعی صورت می گیرد. برای همین بسیاری رشتی دوزی را برای هدیه در خارج از کشور می برند، چون کار با ارزشی است.»

روشن ضمیر: «نخ گران است و نمی شود کاری کرد، ما واقعا تنها هزینه زحمت دوخت این اثر را از مشتریان دریافت می‌کنیم. هر چه که اثر سنگین تر باشد گران تر هم می شود وگرنه کارهای کوچک ما خیلی گران نیستند.»

*آیا راهکاری برای ارزانتر کردن این اثر هنری وجود دارد؟

بی پناه: «ببینید من اگر به طور مستقیم کالای خودم را بفروشم و بتوانم واسطه را حذف کنم خیلی برای من، مغازه دار و مشتری بهتر است. به عنوان مثال من اگر به واسطه کالایی را به قیمت ۵۰۰ هزار تومان بفروشم، در تهران با قیمت ۹۰۰ هزار تومان به فروشنده می رسد. به نظر من اگر در قیمت گذاری این کالا نظارتی باشد مانند فرش، هم برای تولید کننده و هم واسطه که درصدی معقول روی جنس هر کدام بکشند بهتر است. قیمت بالای ابریشم وارداتی هم باعث شده تا قیمت مواد اولیه بالا باشد.  این گرانی ابریشم وارداتی از وقتی شروع شد که قیمت دلار بالا رفت و چون کار ما تزیینی بود ما نمی توانستیم خیلی روی قیمت کالا بکشیم.»

روشن ضمیر اما دیدگاه متفاوتی در این باره دارد. :«ابریشم متعلق به گیلان است، ابریشم گیلان خیلی بهتر از ابریشم وارداتی است. متاسفانه ابریشم گیلان برای رنگ به تبریز می رود و بعد دوباره به خود گیلانی ها فروخته می شود که این قیمت را کمی بالا می برد. ابریشم گیلان گران است ولی ابریشم وارداتی کیفیت پایین تری دارد، به طوری که برخی میگویند بعد از اینکه ابریشم وارداتی رنگ می شود از هر کیلوگرم،۲۵۰ گرم از وزنش کم می شود ولی ابریشم گیلان این طور نیست و جنس آن بسیار نرم و با کیفیت است.»

*آیا برای شناساندن این هنر به علاقمندان و خریداران صنایع دستی اقدامات لازم صورت گرفته است؟

بی پناه:«نسبتا فرهنگ سازی شده، به عنوان مثال در شهر تهران با توجه به وجود نمایشگاه های بسیار، شناخته شده تر از شهر های دیگر است. اما در شهرهایی که مردمانشان از لحاظ مالی وضعیت مناسبی ندارند هنوز جا نیفتاده است.»

روشن ضمیر:«کارهای خوبی صورت گرفته است، اخیرا من کارهایی روی پشت پالتو و روی لباس و حتی روی کفش انجام داده ام و کارها را کاربردی کرده ام. همین کاربردی کردن در شناخته شدن رشتی دوزی بسیار تاثیر گذار بوده است.»

*به نظر شما ماشینی شدن تولید این محصول می‌تواند به فراگیر شدن آن کمک کند؟

بی پناه:«می تواند ماشینی باشد ولی هیچگاه ظرافت و کیفیت کار دست را نخواهد داشت و دیگر اسمش را نمی توان صنایع دستی گذاشت. ماشینی شدن آن به ضرر این هنر است چون دیگر هیچ کار دستی ندارد.»

خانم روشن ضمیر:« اگر ماشینی شود باید نامش را همان گلدوزی نهاد. در حالی که رشتی دوزی ظرافت های خاص خود را دارد که با ماشین نمی توان پیاده کرد. من مخالف این هستم که با هر وسیله‌ای، قیمت کار پایین بیاید. ببینید مثلا چون این هنر گسترش پیدا کرده است، برای آنکه ارزان تر باشد هنرمندان از ابریشم مصنوعی به جای ابریشم طبیعی استفاده  می کنند. در صورتی که هر دو به یک اندازه زحمت دارد. اما به نظرم کاربردی بودن آن می تواند به فراگیر شدن و فروش آن کمک کند.»

*در مدت زمانی که در این رشته هنری فعالیت داشته‌اید، آیا توریست‌ها یا خریداران خارجی با این هنر برخوردی داشته‌اند؟ واکنش آن‌ها چه بوده است؟

بی پناه: «امسال یک نمایشگاه داشتم که توریست هایی از کانادا و کره آمده بودند و خیلی راحت خرید کردند. یکی از علت ها این بود که دوخته شدن را از نزدیک می دیدند و برایشان بسیار جالب بود که هنوز کالایی وجود دارد که با دست تولید شود. بدون چانه زدن، خرید کردند.»

روشن ضمیر: «من کارهای خودم را به ترکیه و ایتالیا فرستادم، در ترکیه بازخوردها بسیار عالی بود در ایتالیا هم خوب بود اما چون عامل فروش خوبی در ایتالیا نداشتم موفقیتش مانند ترکیه نبود.»

*به نظر شما رشتی دوزی قابلیت صادرات گسترده را به عنوان یک صنعت دستی دارد؟

بی پناه:«متاسفانه رشتی دوزی به تولید انبوه نرسیده است که بتوانیم صادر کنیم ولی مواردی داشته ایم که افراد ثروتمند یک چمدان از من رشتی دوزی بخرند و به عنوان سوغات به خارج از کشور ببرند. در هر حال این کالا پتانسیل خوبی برای صادرات دارد و به نظر می‌رسد استقبال از آن در اروپا بیش از سایر نقاط جهان باشد.»

ضمیر روشن:«صد در صد. خود من شاهد این هستم که از وقتی رشتی دوزی معرفی شده و کارها کاربردی و ادغامی شده در ایران بیشتر دیده شده چه برسد به خارج از کشور.»

برای بررسی دلایل کمتر شناخته شده بودن «رشتی دوزی» البته باید با تاجران و فروشندگان این کالا و کارشناسان صنایع دستی هم به گفتگو نشست. با این حال به نظر می‌رسد، «رشتی‌دوزی» هم از معضلات مشابه بسیاری از صنایع دستی ایران رنج می‌برد. از واسطه‌های بسیار شبکه فروش، کاربردی نبودن محصولات تولید شده و فاصله آن با سلیقه مخاطبان تا عدم شناخت از بازارهای صادراتی و امکان محدود برای شناساندن این کالا به مخاطبانی خارج از مرزها.

 

 

 

 

 

 

 

 

نظرات شما

×

Comments are closed.