نقشه گنج واقعی، فهم وقایع تاریخی است

حامد هدائی_روانکاو فروش ایران

نقشه گنج واقعی، فهم وقایع تاریخی است

سوال اساسی این نیست که چرا پیشرفت نمی کنیم یا به نتایج دلخواه کسب و کار و زندگیمان دست پیدا نمی کنیم، بلکه مسئله  اساسی این است که چرا با وجود گسترش مفاهیم ظاهرا تجاری و  مدرسانی که سعی در آگاه کردن ما دارند، باز هم یک جای کارمان می لنگد. واقعیت این است که درک نادانسته ها به  ما این جسارت را می دهد که به جستجوی مفاهیم واقعی بگردیم. این موضوع حقیقت دارد که بیشتر دانشی را که برای رشد و گسترش جزء جزء زندگیمان به آن نیاز داریم، در محیط های نامتعارف یافت می شود و قرار هم نیست همه ما به موفقیت های چشمگیر مالی دست یابیم، چون مبنای کار چیز دیگری است . دنیا به مصرف کنندگان ساده انگار بیشتر نیازمند است. ساده لوحانه است که فکر کنیم همه ما این توانایی را داریم که به ثروت افسانه ای دست یابیم.  مبنای کار بر این موضوع است که هر کس می تواند با کشف توانایی های واقعی خود از یک زندگی لذت بخش نسبتا ساده بهره مند شود ولی هر کس توانایی وارد شدن به سطوح تجارت های پیچیده را ندارد، چرا؟ چون قرار نیست همه در این کیک بزرک سهیم شوند. خیلی چیزها در جلو چشمان ما چنان در نقاط خاکستری پنهان شده است که به راحتی از کنارشان می گذریم و بدون این که بدانیم که فلان مسئله بی ربط چه قدر می تواند ما را به کیک بزرگ ثروت برساند، سرسری وارد کوچه های خیالی موفقیت به شیوه فلان استاد می شویم، چگونه؟ بگذارید مسئله را با طرح این سوال شرح دهم، فکر می کنید توانایی فروختن بیشتر به شما کمک می کند یا دانستن مفاهیم بازاریابی، برندینگ، تبلیغات، مدیریت، زنجیره تامین و یا هر آن چیزی که این روزها تیتر سمینارهای کاسب کارانه ای شده است که سخنرانانش علاقه شدیدی به موفقیت عموم مردم پیدا کرده اند؟ اصلا این ابزارها در کدام بخش از نظم نوین تجارت جهانی قرار گرفته است؟  اگر یک کتاب کلاسیک در خصوص بازاریابی را خوانده باشید، با اصطلاحی به نام آمیخته بازاریابی آشنا می شوید  که به شما کمک می کنند از چند “پی” برای گسترش نظام صنعتی تان استفاده کنید. این “پی” های جادویی که هر روز تعدادشان زیادتر می شود از این قرارند: محصول، قیمت ، توزیع، ترویج و … شما از این ابزاها به منظور پیش برد اهداف اقتصادی شرکتتان استفاده می کند اما هیچ کدام از آنها دانش نیستند.

مثلا شما از ابزاری به اسم تبلیغات به منظور ترویج برند محصولاتتان بهره می گیرید، و از فرایندی به نام برندینگ به منظور روشن تر شدن شخصیت کاریتان در ذهن مشتریان استفاده می کنید، از روند و ابزارهای مختلف جهت طراحی، توسعه و ترویج محصولاتتان استفاده می کنید و فرایند قیمت گذاری را به منظور نقدشوندگی بهتر محصولات خود به کار می گیرید و در این مسیر از ابزارهای فروش و تکنیک های آن هم به خوبی استفاده می کنید، کلیه فرایندهای بازاریابی هم به منظور کنترل و بهینه سازی این ابزارها در جهت پیشبرد سیاست های اقتصادی یک سازمان به کار می افتند. من از واژه  ابزار و فرایند استفاده می کنم چون هیچ کدام از از موضوعات مورد بحث ما دانش نیستند. اگر این موضوعات دانش نیست پس سرچشمه شکل گیری ابزارها و فرایند های ذکر شده کجاست؟

شاید نوعی دانش باشد که چنین ابزارهایی را به منظور پیشبرد اهداف تجاری به کار می گیرد؟ اما چه دانشی؟ اقتصاد می تواند گزینه مناسبی باشد، فرض کنید خانه شما را بازاریابی بنامیم و تمامی ابزارهای خانه تان را آمیخته بازاریابی یا همان چند “پی” دوست داشتنی باشند و شهرتان را به جای سازمانی که می خواهد از این ابزارها به منظور پیشبرد اهداف تجاری اش استفاده کند بگذاریم، دانش و فلسفه مدیریتی شما در جایگاه استانتان و فلسفه اقتصادی شما در جایگاه کشورتان قرار دارد، در این جا ابزار فروش با کل بالا و پایینش، یک کاسه ماست کوچک بر روی میز ناهار خوری خانه تان، در مقابل کل کشورتان یعنی همان اقتصاد قرار می گیرد. بی اهمیت نیست اما بسیار کوچک است.  فرایند صادرات و واردات و حتی ابزارهای بازارهای سرمایه و مالی، بخشی از ابزارهای فروش محسوب می شوند. اما یک کشور هر چه قدر هم بزرگ باشد در مقابل کره زمین قابل مقایسه نیست. کشور اقتصاد در زمین سیاست رشد می کند. چیزی که از چشم همگان پنهان مانده است دانش سیاسی و فلسه سیاست گذاری است. واقعیت این است که اول سیاستی برای تولید ثروت ایجاد شد و بعد اقتصاد به منظور توجیه چنین ابزاری در ذهن عموم ساخته شد. خوب قرار نیست همگان همه چیز را بدانند. سیاست یا همان بررسی وقایع تاریخی جاری، در ما این فهم را ایجاد  می کند که بیشتر به محیط های نامتعارف و خاکستری اقتصاد توجه کنیم و یاد بگیریم که نمی توانیم تنها به دانسته های خود تکیه کنیم. در این محیط، اهیمت نادانسته ها و جستجو برای فهم آنها فرق میان ماندن و رشد کردن و یا نیستی و نابودی است. آنچه از چشم جویندگان ثروت پنهان مانده است، همین تصویر بزرگتر است و این تصویر آنقدر بزرگ و آشکار است که بی توجه از کنارش عبور می کنیم.  اما موضوع مهم تر این است که ما بیشتر از بررسی وقایع تاریخی جاری، به فهم خود تاریخ نیاز داریم. مقیاس دانش تاریخی به اندازه بزرگی اولین انفجار پیدایش هستی، یا همان بیگ بنگ است. نقشه گنج واقعی، فهم وقایع تاریخی است.

طنز تلح داستان ما از جایی شورع می شود که عده ای که فکر می کنند متخصص استفاده از ابزارهای بازاریابی هستند، توانایی پیش بینی های اقتصادی هم دارند. فاجعه از جایی شروع می شود که بخواهیم از همین ابزارهای کوچک، برای فهم وقایع آینده استفاده کنیم.

حامد هدائی

حامد هدائی " روانکاو فروش ایران"

نظرات شما