نقدی بر مجموعه ی ” آن سوی مرز مرگ “

هاتف اسداللهی-منتقد
کتاب ” آن سوی مرز مرگ ” اثر علی پرچمی که از دریچه ی انتشارات فصل پنجم منتشر شده است، دارای هایکو هایی با تصاویر و مضامین ناب است. با مطالعه کردن هایکو های علی پرچمی به این نکته پی خواهیم برد که شاعر برخلاف اکثر هایکو نویس های ایرانی تحت تاثیر اشعار ژاپنی یا به تقلید از آنها هایکو نمی نویسد. وی با استفاده از عناصری که هم جنس فرهنگ ایرانی ست، تصاویر و اندیشه های پیرامون را مقابل چشمان مخاطب به رژه در آورده است. همانند این هایکو که تلفیقی از ابژکتیو و سوبژکتیو است:
شامگاه بهار / کتاب گشوده ی سهراب / عطر علف
پرسه زنی شاعر در گورستان و بازتاب تصاویری از فضای جیسیِ نوکو ( jisei noku ) که عطر مرگ را در واژه ها پخش می کند نیز در هایکو های علی پرچمی مشهود است:
گرگ و میش/ در حیاط کوچک گورستان/ سکه ای خُرد
این اثر نیز، هم بوی مرگ می دهد هم اوکیو ( ukiyo ) ،که جهان شناور از دیدگاه بودا ست و به طبیعت زود گذر زندگانی اشاره می کند:
در سکوتی ژرف / بر گورسنگ سرد / مورچه ای شتابان می گذرد
خلق تصاویر ناب در هایکو جز با هوسومی (hosomi ) که نگرشی ست که باریک بینی را ترویج می دهد ، پدید نمی آید. همانند هایکویی از این مجموعه :
بامداد بهار/ نورگرفته از آفتاب / دستان گل آلوده ی کودک
استفاده از تکنیک رنسو (renso ) که ارتباط بین ایماژهای هر سطر در هایکو را نمایان می کند و سرانجام ما را به تصویری خاص می رساند ، در این مجموعه مشهود است :
واپسین شب‌ پاییز/ در انبار خانه ی متروک / آینه یافتن
با مطالعه ی هایکو های علی پرچمی به نصیحت ماتسو باشو نیز خواهیم رسید ” قواعد را بیاموز ، سپس فراموش کن ”
وی به همان اندازه که از قواعد سخت هایکونویسی با نیت ایرانیزه کردن، فرار کرده است به همان اندازه نیز با تکنیک، هایکو نوشته است که جذابیت خواندن این مجموعه را دوچندان کرده است.

 

نظرات شما

×

Comments are closed.