نقدی بر سبک زندگی سلامت ایرانیان

میرمصطفی سیدرنجبرسقزچی کارشناس ارشد جامعه شناسی–یکی از مشکلات کنونی در حوزه ی بهداشت در ایران سبک مصرف دارویی و آن هم داروهای شیمیایی می باشد و متأسفانه مصرف بی رویه ی داروهای شیمیایی توسط مردم تبدیل به نوعی فرهنگ و هنجار شده است به گونه ای که بارها مشاهده شده است که پزشکی که در یک نسخه اقلام دارویی کمتری را می نویسد از سوی بیماران مراجعه کننده بی سواد شناخته می شود که آن پزشک چرا اقلام دارویی کمتری در نسخه آورده است؟ این وضعیت و این نوع سبک مصرف بی رویه ی داروهای شیمیایی علی رغم این که به سود شرکت های دارویی است اما سلامت جامعه را در حال و آینده تهدید می کند. چرا که بروز سرطان های مزمن و مرگ و میر ناشی از حساسیت دارویی و تداخل دارویی و عدم توجه کافی مصرف کنندگان به عوارض داروهای شیمیایی و مسابقه ی مردم در جهت مصرف بی رویه ی آن ناشی از عدم آگاهی مردم در این حوزه می باشد و جای تعجب است که تاکنون دیده نشده است که هیچ سازمان و ارگانی در حوزه ی بهداشت و سلامت نسبت به حریص بودن مردم به مصرف داروهای شیمیایی واکنش نشان دهد که چرا این همه داروها را وارد شکم مردم بیچاره می کنید که چندین نوع عوارض دارد؟! از یک جوانی که به خاطر مصرف بی رویه ی دارویی در گوشه ای سکته ی قلبی می کند و هیچکس نمی داند به چه دلیل ایست قلبی کرده است بعدها مشخص می شود که او به مصرف دارویی خاص عادت کرده بود!

متأسفانه ماهیت بیمه ی سلامت در ایران سلامت محور نیست بلکه بیشتر دارو محور است و بر مصرف دارو تاکید دارد و در این حوزه به یک تحول جدی در نگرش و فرهنگ در حوزه ی سلامت در ایران نیاز داریم و مردم بیمه می شوند تا دارو را به نرخ بیمه ی سلامت تهیه کرده و مصرف کنند. سوالی که در این جا مطرح می شود این است که محدود بودن بیمه در بعد هزینه های درمانی آیا تأمین رفاه و امنیت مردم و بیماران را در نظر دارد یا منافع تولید کنندگان این نوع داروها را؟ و آیا نظارتی نیز بر متولیان حوزه سلامت وجود ندارد که آیا حقوق مردم بیشتر مراعات می شود یا حقوق تولید کنندگان این نوع داروها؟

با عرض تأسف می توان گفت که همه ی ما به نوعی در ظاهر می بینیم که اقلام دارویی برای حمایت از بیماران به نرخ بیمه و ارزان تر از قیمت تمام شده به دست مصرف کنندگان می رسد اما کارکرد واقعی این مسئله در ماهیت پنهان و به قول رابرت کینگ مرتون در کارکرد پنهان این نوع بیمه های تک بعدی خلاصه شده است و آن یارانه ای که دولت برای این اقلام دارویی هزینه می کند تا شرکت های دارویی خودش را سر پا نگه دارد به عبارت دیگر این نوع بیمه ها پورسانتی است که دولت برای شرکت های دارویی می ریزد تا داروهای خود را به سهولت به فروش برسانند و به طور کلی در این وضعیت باید گفت که این نوع ساختار به نفع شرکت های دارویی تمام می شود.

اما نظام سلامت در جامعه ی ما در حوزه ی پیشگیری چه کار کرده است؟ آیا این نوع بیمه ها در حوزه ی پیشگیری کارکردی دارند؟ در زمینه ی نگرش به حوزه ی سلامت در ایران متأسفانه باید اذعان نمود که نگرش فعلی بسیار غلط است و بیشتر در بعد درمان بیماری ها خلاصه شده است و نه در پیشگیری از بیماری ها. به عبارت دیگر ما هزینه می کنیم برای درمان بیمار ی ها نه برای سلامتی. به گونه ای که در یک نوع نگرش معقول در نظام سلامت هزینه و رویکرد اصلی در حوزه ی پیشگیری از بیماری ها ست و نه درمان و به عبارت دیگر ما هزینه می کنیم که سالم بمانیم نه این که فقط هزینه کنیم برای درمان بیماری ها در این شرایط است که اقتصاد در حوزه ی نظام سلامت می تواند عملکرد بهتری داشته باشد و کیفیت زندگی مردم از نظر سلامتی نیز بهبود می یابد. در حالی که در نگرش کنونی که درمان محور است برای درمان بیماری ها هر چقدر هم هزینه بشود باز هم کم خواهیم آورد و به لحاظ اقتصادی نیز مقرون به صرفه نخواهد بود.

بنابراین نهادهای مرتبط با حوزه ی سلامت و آموزش و پرورش در حیطه ی آموزش برای پیشگیری و در اصلاح نگرش کنونی که در اصطلاح گونه ای از حالت بت انگاری داروها در بین مردم است، وظیفه ی خطیری را دارا می باشند و به عبارت دیگر ضروری است که این سبک زندگی سلامت ایرانیان که بیشتر دارو محور بوده از طریق نهادهای فرهنگ ساز هرچه سریعتر تعدیل گردد.

 

نظرات شما