ندارد حکایت دردها

مهدی بیرانوند روژمان-منتقد

ندارد، داستانی تلخ باروایتی ساده و شیوا ازعلی اشرف درویشیان نویسنده و داستان نویس کوردزبان است که تلخی های نداری و تضاد طبقاتی رابیان می کند.
(ندارد) نمونه ای از داستان های قلم محرومان علی اشرف درویشیان است که جزئیات زندگی محرومان را همیشه درنوشته هایش می بینیم.علی اشرف درویشیان که خود درمحله آبشوران کرمانشاه قد کشید واین زندگی را ازنزدیک دیده است که اینچنین رنج کشیدن یک جمع از نددارها را روایت می کند.
رئالیسم که سبک همیشگی داستانهای درویشیان است در “ندارد” نیز بخوبی به چشم می خورد و تا استخوان خواننده نفوذ می کند. هرکس ندارد را می خواند ناخواسته درکلاس شخصیت داستان “نیاز علی” پا می گذاردواز نزدیک خجالت ها و نداری و سرفه های خونین اش را می بیند و درد تمامی بچه های آن را درک می کند. همین امر در نوشتن یعنی موفقیت برای یک نویسنده هرگاه “ندارد” را می خوانیم آن سرمای کشنده و نگرانی های نیازعلی و محرومی آن مدرسه کوچک و درد کشیدن راوی آن که معلم کلاس است را می توان درک و لمس کرد. شیوا نویسی یابهتراست بگوییم روان نویسی دوراز کلمات سنگین و فلسفی مستقیم دوراز حاشیه روایت کردن رامی توان دراین داستان و دیگر آثار درویشیان دید. حال نگاهی گذرا خواهیم داشت برگوشه هایی ازاین داستان:…..کاغذهای مشقش رااز میان زباله دان مدرسه پیدامی کرد. مشقش راکه خط می زدم احساس می کردم که روی زندگی اش خط می کشم.ظهرها به خانه نمی رفت .کفش های لاستیکی روی مچ پایش خط قرمز بدرنگی کشیده بودو اثر زخم بجاگذاشته بود….وقتی که بچه هابازی می کردنداو کنار دیوار می نشست آسمان راتماشامی کرد. سرفه اش می گرفت و خون بالا می آورد.دلم می خواست ببشتربا او حرف بزنم….. زمستان آمد بچه ها ازدهات دور می آمدند وقتی که می رسیدند به آدم های یخی شباهت داشتند…
همانطورکه دراین سطرهای داستانی خواندید حس غریب کم بود و نداری اهالی پایین دست یک اجتماع را لمس کردید. داستان تاآنجا پیش می رودکه معلم از بچه هامی خواهد هرکدام خاطره ویا خوابی راکه دیده اند روایت کنند نوبت که به نیاز علی می رسد نیمی دیگراز محرومیت اوپدیدار می شود.تلخی ازکارافتادگی پدر و کارکردن زجرآور مادر برای شخصیتی بنام مش قربان .البته زن های بسیاری بوده و هستندکه همانند مادر نیازعلی یک تنه خرج زندگی و فرزندان رابا تمام رنج اجتماع فراهم می کنند.
ندارد را باید آینه ای شفاف با لعابی زشت و باطنی دردآور دانست از تضادطبقاتی از دیرباز تا امروز یک ملت. ندارد راباید خواند تاقدری باتفکر و هدف نوبسنده ی فقید و تازه درگذشته آن آشناشد. ندارد را بخوانید تابا حقایق یک اجتماع آشناشوید.
ندارد حکایت امروزی بسیاری از خانواده های جامعه ما است. به امید نابودی تضادها و نداری ها.

نظرات شما

×

Comments are closed.