نبود کارکرد سیاسی و اجتماعی در احزاب ایران

۱۳۹۶/۰۱/۲۹

محمد قره باغی-بی شک سیاست علم پیچیده ای است که زوایای گوناگونی دارد و شرایط و بسترهای مختلفی باعث اتخاذ تصمیم ها می شود. در همه دنیا سیاست از طرف احزاب بر جامعه دیکته می شود و مردم بر اساس بینش و تمایلات سیاسی خود، هر یک از این احزاب را برای تشکیل دولت برمی گزینند. احزاب هستند که بر پایه اساسنامه و مرام نامه ها ی خود ، خط و مشی تعریف شده خود را دنبال می کنند. در ایران نیز احزاب کم یا بیش وجود دارند مانند دسته اول که شامل احزاب خودی ، همچون جبهه پایداری ، اصولگرایان ، مئتلفه ، جمنا و… می شود. دسته دوم شامل احزاب نیمه خودی ، همچون احزاب اصلاح طلبان ، مشارکت ، اعتماد ملی و… است و دسته سوم احزاب غیر خودی است که در کشور به هر حزب و گروهی که خارج از دایره حکومت باشد، اطلاق می شود
بی تردید وجود احزاب باعث رشد و ترقی و پیشرفت سیاسی و اجتماعی و مشارک مردم در کشور می شوند ولی در ایران احزاب چه کارکردی دارند و چه مسئولیت اجتماعی را در قبال کشور و مردم بر عهده دارند؟
برای پاسخ به سوال فوق به بررسی سابقه و فعالیت یکی از احزاب می پردازیم که در عرصه سیاسی و اجتماعی دارای فعالیت گسترده ای در کشور است و عناصر و نفرات آنها در تمام پست های کلیدی کشور حضور دارند . به عبارتی می توان گفت که پاشنه آشیل کشور در دست این حزب است. حزب پایداری که آیت الله مصباح یزدی رئیس شورای فقاهتی و پدر معنوی این گروه تلقی می شود، در تمام ارکان های نظام نفوذ داشته و دارد .
این حزب که در سال ۸۴ یکی از حامیان بی چون و چرای دولت نهم بود و حمایت خود را در دولت دهم نیز با شدت و قدرت بیشتر از قبل نشان داد. جبهه پایداری با ایستادن در پشت دولت احمدی نژاد هر روز در بیانیه ها و مصاحبه های خود مسابقه مجیزگویی برپا می کرد تا میزان ارادت و وفاداری خود را به وی نشان دهد. آیت الله مصباح یزدی در سال ۸۴ بعد از پیروزی احمدی نژاد ، پذیرای این رئیس جمهور جدید شد و شاگردانش را برای یاری وی به دولت فرستاد. او در نخستین دیدارش با احمدی نژاد بعد از اعلام نتیجه انتخابات ریاست جمهوری خطاب به وی گفت : « خدای متعال را شاکریم که زمینه انتخاب چنین شخصیتی برای این دروه خاص از انقلاب را فراهم کرد و آیندگان به این نتیجه خواند رسید که انتخاب، مشحون به کرامات و معجزات بود و از این رو توفیق شکر این نعمت را از خداوند خواستاریم . عنایات حضرت ولی عصر ( عج) یار ملت ایران بود که به چنین موفقعیتی دست یافت و تلقی ما این است که این نفخه الهی که در این زمان در جامعه ما دمیده شده و آثارش در علاقه بیشتر مردم به دین و اندیشه های اسلامی ظهور یافته، مرتبه ای از مراتب چیزی است که در زمان پیامبر اسلام (ص) تحقق پیدا کرد.»
حمایت و پشتیبانی از احمدی نژاد برای آیت الله مصباح یزدی حتی در ایام ۸ سال دولت ایشان تمامی نداشت به طوری که بعد از استقرار دولت دوم وی ، اطاعت از او را اطاعت از خدا دانست و گفت : « وقتی رئیس جمهوری از جانب رهبری نصب و تایید می شود به عامل او تبدیل شده و از این پرتو نور بر او نیز تابیده می شود. وقتی ریاست جمهوری حکم ولی فقیه را دریافت کرد، اطاعت از او نیز چون اطاعت از خداست.»
آیت الله مصباح یزدی همچنین دو سال مانده به پایان دولت دوم احمدی نژاد باز هم در پشتیبانی او سخن گفت و تاکید کرد : «من هنوز هم به احمدی نژاد اعتقاد دارم و از وی حمایت می کنم.»
حال تشکلی که در رأس آن ایت الله مصباح یزدی قرار دارد ، احمدی نژاد را متهم به ایجاد التهاب و تفرقه می کند. به طوری که در حزب پایداری در نخستین بیانیه خود به مناسبت انتخابات ریاست جمهوری دوره دوازدهم تاکید کردند: « از جمله تهدیداتی که اکنون متوجه فضای انتخابات در کشور شده است ، حضور جریاناتی با التقاط گفتمانی است. برخی از آنها همانند گفتمان دولت فعلی است که این نوع تفکرشان موجب شده دولت به جای استفاده از توانایی های داخلی کشور جهت حل مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم، با عمل به الگوهای وارداتی و التقاطی، در جهت جلب رضایت کدخدا باشند و برخی دیگر هم به دنبال چند پاره کردن جامعه و ایجاد تشتت و تفرقه در صفوف مردم هستند و ما هر دوی این جریانات را همانند جریانات فتنه و انحراف به مثابه دو لبه یک قیچی می دانیم. عدم توجه به توصیه داهیانه رهبر معظم انقلاب به برخی کاندیداها و تحذیرانان از ورد به فضای انتخاباتی در همین چارچوب قابل ارزیابی است، چرا که آنها با سیاسی کاری تلاش می کنند، افکار عمومی را دچار سردرگمی و التهاب و تفرقه کنند. جبهه پایداری ضمن مخالفت صریح با این گونه اقدامات ، از این افراد می خواهد که تا دیر نشده ، توصیه رهبری انقلاب را نصب العین خود قرار داده و همچون ملت شریف و ولایتمدار ایران ، با عمل به رهنمودهای مقام معظم رهبری ، خود را تحت خیمه ولایت قرا دهند که در غیر این صورت دچار خسران مبین در دنیا و اخرت خواهند شد.»
جبهه پایداری که در ابتدا تلاش کرد با سکوت و بی تفاوتی ظاهری، نامزدی احمدی نژاد را کمرنگ جلوه دهد، در اقدامی آشکار سعی در منصرف ساختن وی و جناح اتلاقی به او «بقایی» دارد و ضمن مخالفت صریح با نامزدی ایشان ، از وی خواسته که انصراف دهد و از شرکت در انتخابات کناره گیری کند. حال که اقدامات احمدی نژاد آنها را به این نتیجه رسانده است که نمی شود به حرف های او تکیه کرد ، در انتظار نتیجه بررسی صلاحیت ها در باره او و بقایی نشسته اند.
اما آنچه بیش از تایید صلاحیت احمدی نژاد برای این گروه ناخوشایند است، یادآوری تقدس نمایی ها ، حمایت های سرسخت و دفاع بی چون و چرای اعضای پایداری و امثال آنها از احمدی نژاد است که کوچک ترین انتقادی درباره او را برنمی تافتند و آنچه منتقدان دولت های نهم و دهم در «خشت خام» می دیدند را در « آینه » ندیدند.
البته آنچه که درباره جبهه پایداری عنوان شد مختص این حزب و گروه نیست و سایر گروه های سیاسی اصولگرا را نیز همینگونه اند، چرا که رفتار سیاسی سایر گروه ها چندان متفاوتی با رفتار این گروه نداشته و ندارد.
حال اگر به پاسخ سوال کارکرد احزاب ایران بازگردیم، پاسخ ان کاملا مشخص است و این است که احزاب در ایران هیچ بکارکردی در رشد و ارتقای جامعه و کشور ندارد چرا که در احزاب سیاست واحد و مشخصی وجود ندارد. مصلحت های حزبی را بر مصلحت کشور ترجیح می دهند. اعضای آن پایبند به مرامنانه و اساسنامه آن نیستند. احزاب در کشور ما به بلوغ سیاسی و اجتماعی نرسیده اند. تصمیم های آنی می گیرند و به نظرات مردم و سایر اعضا از طرف هسته بالای قدرت در احزاب بی توجه هستند. البته مهمتر اینکه احزاب مستقل عمل نمی کنند.

نظرات شما

×

Comments are closed.