نبرد بر سر تجارت نفت

دکتر روح ­اله کهن­ هوش نژاد-تحلیلگر اقتصاد انرژی-نزدیک به ۷۰ سال از قرن بیستم، کنترل تولید، انتقال، پالایش و بازاریابی نفت در دست هفت شرکت، موسوم به هفت خواهران بود. این اصطلاح برای اولین بار توسط انریکو ماته‌ای، سرمایه‌دار بزرگ نفتی ایتالیایی و مؤسس شرکت نفتی بین ­المللی انی، برای هفت شرکت نفتی چند ملیتی استفاده شد. این هفت شرکت عبارت بودند از: شرکت نفت ایران و انگلیس  (اکنون بی­پی)، رویال داچ شل، گلف (اکنون بخشی از شورون)، تگزاکو (اکنون بخشی از شورون)، استاندارد اویل کالیفرنیا  (اکنون بخشی از شورون)، موبیل (اکنون بخشی از اکسون موبیل)، استاندارد اویل نیوجرسی (اکنون اکسون موبیل).

فروش بین‌‌المللی نفت عمدتاً از طریق قراردادهای بلندمدت میان تولیدکنندگان و پالایشگران – که خود زیر مجموعه همان شرکت چند ملیتی بودند – صورت می‌گرفت. سلطه شرکت‌های بزرگ نفتی بر بازار جهانی نفت آنچنان نافذ و فراگیر بود که توانستند در سال ۱۹۳۸، نفت مکزیک را به صورت بین‌‌المللی تحریم نمایند. این تحریم در پی مصادره اموال شرکت نفت توسط دولت مکزیک صورت گرفت. در پی این تحریم، مکزیک به دلیل محروم شدن از بازارهای بین‌المللی و عدم دسترسی به فناوری جدید، موقعیت خود، به عنوان یکی از تولیدکنندگان بزرگ نفت را از دست داد. پس از جنگ جهانی دوم، سلطه شرکت‌های بزرگ بر بازارهای جهانی نفت به تدریج رو به افول گرایید. طی دهه ۱۹۵۰، عمده دولت‌های تولیدکننده، سهم بیشتری از درآمدهای نفتی را مطالبه نمودند. تا دهه ۱۹۶۰، دولت‌های تولیدکننده، به ویژه اعضای اوپک حق مشارکت در تولید نفت از سرزمین‌های خود را مطالبه نموده و آن را دریافت کردند. با قرارگرفتن کنترل ذخایر عظیم نفت خاورمیانه در دست کشورهای مختلف اوپک، بسیاری از  شرکت‌های ملی نفت، کار توسعه استراتژی‌های بازاریابی خود را آغاز نمودند. دامنه این استراتژی‌ها از فروش مستقیم به پالایشگران تا سرمایه‌گذاری در فعالیت‌های پایین دستی را شامل می‌شد. این بازاریابی و سرمایه‌گذاری‌های پالایشی آن‌ها را قادر ساخت تا سلطه شرکت‌های بزرگ را بر قیمت‌های جهانی نفت خام و قیمت‌های خرده فروشی بنزین به چالش بکشند. برخی از کشورها مثل کویت، عربستان و ونزوئلا در نهایت موفق شدند مستقیماً وارد بازار بین ‌المللی خرده‌ فروشی شوند.

سیطره اوپک بر بازار بین‌‌المللی، در دهه ۱۹۷۰ تقویت شد. در این دهه، محدودیت‌های اوپک بر تولید نفت، قیمت آن را بالا برد. در پی پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۹۷۹، قیمت نفت باز هم افزایش یافت. وقایع دهه ۱۹۷۰، بازار جهانی نفت را به شدت تحت تأثیر قرار داد. کمبودهای مکرر نفت و افزایش شدید قیمت آن، انگیزه‌ای برای اکتشاف، تولید و توسعه میادین نفتی در مکزیک، چین، ایالات متحده و سایر کشورهای غیرعضو اوپک ایجاد نمود. توسعه پرهزینه نواحی مشکل مثل دریای شمال، به لحاظ سیاسی مطلوب شد و قیمت‌های بالای نفت، توسعه آن‌ها را به لحاظ اقتصادی امکان‌پذیر ساخت. در نتیجه، تولید افزایش یافت، اما این افزایش وابسته به سهمیه‌بندی‌های اوپک نبود.

این عرضه‌های جدید نفت، در کنار نگرانی‌ها در مورد امنیت عرضه، باعث به‌وجودآمدن استراتژی‌های جدید بازاریابی از جمله “فروش نقدی” گردید. منظور از فروش نقدی، فروش محموله‌های تک نفت‌کش برای تحویل فوری است. در زمانی که بخش عمده نفت در سطح جهان در قالب قراردادهای بلندمدت معامله می‌شد، وجود قراردادی برای فروش یک محموله یا بخشی از یک محموله به منزله ابزاری بود که به وسیله آن شرکت‌های بزرگ و برخی از شرکت‌های مستقل قادر بودند مازاد تولید گاه و بی‌گاه خود را به فروش برسانند.

درحال حاضر شرکت­های ملی نفت کنترل بخش عمده تولید جهانی نفت و مالکیت زیرساخت­های بزرگ و دارایی­های پایین­دستی را در اختیار دارند. شرکت سعودی آرامکو، شرکت ملی نفت ایران و شرکت روس‌نِفت به ترتیب بزرگترین شرکت­های ملی نفت از لحاظ تولید هستند. این شرکت­ها در مجموع بیش از ۷۵ درصد تولید جهانی نفت را در اختیار دارند. در مقابل، شرکت­های نفتی بین­المللی قرار دارند که فاصله زیادی با شرکت­های ملی دارند. در میان شرکت­های نفتی بین­المللی، شرکت اکسون موبیل پس از ۷ شرکت ملی در رتبه هشتم جهان قرار داشته و تولید آن تقریباً نصف تولید شرکت ملی نفت ایران است.

اما این یک طرف ماجراست. همه ساله میلیون­ها دلار از بازار تجهارت جهانی نفت شامل بازار فروش نقدی و آربیتراژ (به معنای کسب سود از طریق اختلاف قیمت در دو بازار مختلف) به جیب معامله­گران مستقل (مثل شرکت­های چندملیتی ویتول و ترافیگورا) می­رود. در واقع از حدود ۸۰ میلیون بشکه در روز تولید جهانی نفت، حدود ۳۵ میلیون بشکه (بیش از ۴۰ درصد) آن وارد چرخه تجارت جهانی می­شود و از این میان حدود ۲۲ میلیون بشکه در روز در سال ۲۰۱۸ در اختیار تنها ۵ شرکت چند ملیتی مستقل (عمدتاً ویتول و ترافیگورا) است. به عنوان مثال، شرکت ۵۰ ساله ویتول امروزه به یک غول اقتصادی تبدیل شده و روزانه بیش از شش میلیون بشکه و برابر مجموع تقاضای آلمان، فرانسه، ایتالیا و اسپانیا نفت معامله می­کند.

برخی شرکت­های ملی نفت به دنبال تغییر این وضعیت هستند. بندر فجیره امارات اصلی­ترین پایانه تجارت و ذخیره نفت در خاورمیانه محسوب می­شود. شرکت سعودی آرامکو به عنوان بزرگترین صادرکننده نفت و شرکت ملی نفت ابوظبی از آن دسته شرکت­های ملی نفتی هستند که به دنبال توسعه بخش تجارت نفت بوده تا بتوانند منفعت بیشتری را در این بازار تصاحب کنند. شرکت سعودی آرامکو به دنبال ایجاد یک پایانه جدید است و تصاحب ۶ میلیون بشکه در روز را برای سال ۲۰۲۰ هدفگذاری کرده تا بتواند پس از ویتول در رتبه دوم قرار گیرد. در صورت موفقیت چنین اقداماتی، سلطه شرکت­هایی همچون ویتول و ترافیگورا بر بازار تجارت نفت به شدت مورد تهدید قرار خواهد گرفت.

 

 

نظرات شما