مرثیه‌ای برای یک کتابخانه

نیما فردوسی-گروه فرهنگی

نشر ماهی به تازگی اثری از نویسنده معاصر روس «آندری وُلوس» به نام «رمانی با یک طوطی» منتشر کرده است. این رمان درباره یک کتابخانه قدیمی در شهر مسکو است که توسط افراد طمعکار مدام تهدید می‌شود . دائم کسانی هستند که برای ساختمان کتابخانه نقشه می‌کشند و می‌خواهند به جای آن مرکزی تجاری، پارک یا پمپ بنزین بسازند. «رمانی با یک طوطی» داستان استقامت اهالی کتابخانه است برای حفظ آن. استقامتی که چندان یکدست هم نیست. «آندری وُلوس» در این اثر کتابخانه را نماد فرهنگ قرار داده، فرهنگی که روز به روز مهجورتر و تنهاتر و کم‌ اهمیت‌ تر می‌شود و در میان برج‌های بنلد سرمایه‌داری رنگ می‌بازد. اتفاقی بسیار همه‌گیر و جهانی که ما هم احتمالا مثال‌های زیادی از آن در ذهن خود داریم. هر روز بناهای فرهنگی هنری را می‌بینیم که توسط نمادهای سرمایه‌داری محاصره شده‌اند. اطرافشان را تابلوهای تبلیغاتی، برج‌های تجاری، مترو، مراکز لوکس تفریحی و پارکینگ‌های چندین طبقه گرفته‌اند و نفسشان را هر لحظه تنگ‌تر می‌کنند.

داستان لایه‌های جذاب و مختلفی دارد. پیش از هر چیز جالب است بدانیم که عنوان اصلی کتاب «از زندگی یک تک‌سر» بوده است که طعنه‌ایست به عقاب دوسر، نماد حکومت فدراسیون روسیه. کتابخانه در این اثر نماد یک روسیه کوچک است با شهروندانش، مهاجرانش، شعارهایش و فریبکاری رسانه‌هایش. مدیر کتابخانه نقشی شبیه رئیس جمهور دارد و روابط میان کارکنان و مدیریت و مراجع بالاتر بسیار شبیه روابط مردم و حاکمیت است. شخصیت‌هایی دارد که خود را در اختیار سواستفاده قدرت برتر قرار می‌دهند و همچنین شخصیت‌هایی دارد که تن به این سواستفاده‌ها نمی‌دهند و در مقابل آن ایستادگی می‌کنند و بهای ایستادگی خود را هم می‌پردازند.

درون مایه اصلی کتاب را شاید بتوان نظاره منفعلانه شهروند امروزی به بلعیده شدن شهرش و عناصر فرهنگی شهرش به دست نظام پولی بیرحم دانست. شهروندانی که شریف‌ترین‌ها و اهل فرهنگ و مطالعه‌ترین‌هایش هم، هنگام فتح سنگر به سنگر شهرشان توسط نظام سرمایه‌داری، به جز حسرت و غصه خوردن کاری از دستشان ساخته نیست. آنها به ابزارهای اثرگذاری مدنی مسلح نشده آند که از اجماعشان، از وحدت و هم‌صدایی‌هایشان استفاده تاثیرگذاری بکنند. مرجعی هم وجود ندارد که هنوز تا خرخره درگیر فساد و شطرنج قدرت نباشد و بتواند دست طمعکاران را کوتاه کند. داستانی غمگین و تکراری که به شنیدن آن عادت کرده‌ایم.

از دیگر نکاتی که نویسنده به آن پرداخته است، پروپاگاندا یا جریان‌سازی تبلیغاتی است که بخصوص در کشورهای کمونیستی رواج داشته و امروزه هم در بسیار از کشورها مرسوم است، بویژه کشورهایی که فاصله دولت و مردم در آن‌ها زیاد است و دولت در تلاشی بی‌وقفه برای تغییر چهره واقعیت و نمایاندن تحریف شده‌ی حقایق است. برای مثال جایی در کتاب می‌خوانیم که کتابخانه دچار بحران شده و کمپین تبلیغاتی برای نجات آن راه افتاده است. از صبح تا شب در تلویزیون تصاویر نیروهایی را نشان می‌دهند که به کمک کتابخانه شتافته‌اند و در تلاشند بحران را حل کنند و بر ناملایمات طبیعت فائق آیند، اما خارج از جعبه جادو، هیچ اتفاق واقعی رخ نمی‌دهد. هیچ کسی به کمک کتابخانه نمی‌آید. حکومتی که خود را متولی فرهنگ می‌داند، تنها کار عملی که در این مورد انجام می‌دهد تخلیه اجباری ساختمان‌های مسکونی اطراف کتابخانه است تا نقشه شوم تبدیل کتابخانه به مرکزی تجاری به واقعیت نزدیک‌تر شود. غلبه بر طبیعت بیرحم از شعارهای بسیار رایج کمونیستی است و نماد تلاش سوسیالیسم برای غلبه بر طبیعت و فراتر از آن سرنوشت است. نمونه‌های بسیار خوب دیگری به موضوع جریان‌سازی تبلیغاتی پرداخته‌اند که از قضا بیشترشان منتقدان کمونیسم بوده‌اند. شاید مهم‌ترین این آثار رمان شاخص ۱۹۸۴ نوشته جورج اورول باشد. جورج اورول که خود گرایش به چپ داشت اما منتقد کمونیسم بود، در ۱۹۸۴ سیستم اداری عجیب و غریبی را تصویر می‌کند که مدام در حال بروزرسانی حقایق و تطبیقشان با میل روز حکومت است. به طوری که اگر روزی مقام حکومتی سخنرانی کند و یکی از تیترهای روزنامه دیروز را نقض کند، بلافاصله تمام نسخ آن روزنامه جمع‌آوری شده و نسخه بروز شده آن جایگزینش می‌شود.

«آندری وُلوس» در رشته‌ی ژئوفیزیک درس خوانده است و مدتی نیز در همان رشته به کار مشغول شده است. از جوانی شعر می‌سروده و مدتی نیز اشعار تاجیکی را ترجمه می‌کرده است. به گفته خودش همانی است که نویسندگی هم می‌کند. با وجود تعداد محدود آثار او، موفق به دریافت جوایز ادبی زیادی شده است از جمله جایزه دولتی فدراسیون روسیه. او همچنین در شمار نویسندگانی است که هم موفق به دریافت جایزه معتبر بوکر شده‌اند، هم جایزه آنتی بوکر که رویکردی مخالف و متفاوت با بوکر دارد. آثار دیگر او عبارتند از: «خرم‌آباد» که مجموعه‌ای از روایت‌ها و داستان‌های کوتاه است مربوط به دوشنبه شهر زادگاه نویسنده، «انیماتور»، «فاتح» و «بازگشت به پنج‌رود» که روایتی است از زندگی رودکی شاعر بزرگ فارسی زبان. «بازگشت به پنج‌رود» در همان سال انتشارش ۲۰۱۳ برنده جایزه معتبر بوکر روسی شد.

نشر ماهی امتیاز انتشار فارسی این اثر را از صاحب آن خریداری کرده است و خوشبختانه تحت قوانین بین‌المللی چاپ و منتشر شده است. تلاش نشر ماهی در این راستا قابل تقدیر است. ترجمه این رمان نیز به عهده مترجم پرکار این روزها آبتین گلکار بوده است که ترجمه‌ای خوب و روان انجام داده است. از نکات مهم ترجمه این اثر اینکه در جریان کتاب چندبار دچار تغییر لحن در گفتگوها می‌شویم و همچنین اشعاری خوانده می‌شوند که مترجم در برگرداندن آنها به زبان فارسی موفق بوده است. این کتاب توسط نشر ماهی، به ترجمه آبتین گلکار در ۱۶۷ صفحه منتشر شده و قیمت آن ۱۵ هزار تومان است.

 

نظرات شما