مبنای اسلامی محاسبه سود سپرده‌ها چگونه است

خبرگزاری بین‌المللی قرآن (ایکنا) نوشت: «سرمایه گذاری اسلامی»، «مدیریت اسلامی ثروت»، «سرمایه گذاری در اوراق بهادار اسلامی»، «سود حلال»، «سود مورد تأیید متشرعان»، «سود اسلامی» و … مفاهیمی است که این روزها در حوزه بازار مالی و سرمایه گذاری بسیار شنیده می‌شود. مواردی از این دست در سال‌های اخیر محل مناقشه میان صاحبنظران مالی و بانکی از یک طرف و کارشناسان مذهبی و فقهی از سوی دیگر بوده است. در مطلب پیش رو « مبنای اسلامی محاسبه سود سپرده‌ها» مورد بررسی قرار گرفته و نکاتی درخصوص تورم و تاثیر آن بر دارایی افراد درج شده است.

۱. تورم با دارایی شما چه می‌کند؟

تورم از عناصر بسیار مهم و تاثیرگذار بر سرمایه های انسانی هر فردی است و اغلب افراد با توسل به شیوه های مختلف ترجیح می‌دهند ارزش دارایی خود را نسبت به تورم حفظ کنند.
فرض کنید کاری را برای کسی به ازای دریافت ۱۰۰ کیلو برنج انجام داده‌اید. او به شما کاغذی می‌دهد که بر روی آن نوشته و امضا کرده که با ارائه این حواله به هر مغازه، می‌توانید ۲۰۰ عدد ‌مرغ یا چهار راس گوسفند یا ۱۲۰۰ کیلو سیب دریافت کنید. کاغذ را به فروشگاهی می‌برید تا ببینید به ‌راستی اعتبار دارد یا خیر. فروشنده به شما می‌گوید که مشکلی نیست و شما می‌توانید ۲۰۰ عدد ‌مرغ، چهار راس گوسفند یا ۱۲۰۰ کیلو سیب را در ازای این حواله ببرید. شما حواله را می‌گیرید و می‌گویید که فعلاً به این کالاها نیاز ندارید و بعداً خواهید آمد. مدتی می‌گذرد و حواله را به فروشگاه می‌برید. فروشنده به شما می‌گوید که با این نوشته، شما می‌توانید ۱۵۰ عدد ‌مرغ، سه راس گوسفند یا ۹۰۰ کیلو سیب دریافت کنید. شما می‌گویید که مگر این نوشته ارزش ۲۰۰ عدد ‌مرغ یا چهار راس گوسفند یا ۱۲۰۰ کیلو سیب را ندارد؟ فروشنده پاسخ می‌دهد که این مقدار تخم‌مرغ، مرغ یا سیب، مربوط به آن تاریخ بوده و اکنون ارزش واقعی این نوشته همانی است که او گفته است.
به هر فروشگاه دیگری هم که بروید، همان گفت‌و‌گو بین شما و فروشنده تکرار می‌شود. شما متوجه می‌شوید که در این مدت که در تعویض حواله با کالا تأخیر داشته‌اید، ارزش حواله شما ۲۵ درصد کاهش یافته است. شما افسوس می‌خورید که چرا همان موقع کاغذ را ندادید و کالاها را دریافت نکردید که اگر چنین کرده بودید، می‌توانستید با نگه داشتن هر یک از آن‌ها در یخچال یا مکان مناسب، آن‌ها را با کالاهای دیگر عوض کنید و معامله پایاپای انجام دهید چرا که می‌بینید نسبت نرخ کالاها با هم تقریباً تغییری نکرده است و هنوز هم ارزش موارد ذکر شده در حواله با هم برابر است.
پول (سکه، اسکناس، چک‌ پول و …) هم مانند همان حواله است. گاه یک مبلغ پول در یک زمان ارزشی دارد و در مدتی بعد ارزشی کمتر پیدا می‌کند. پدیده‌ای که در آن، ارزش پول پایین می‌آید، «تورم» نام دارد.

۲. تورم را با گرانی اشتباه نگیرید

تورم را نباید با گرانی اشتباه گرفت. گرانی معمولا به دلیل عرضه کمتر از نیاز یک کالا یا افزایش تقاضا نسبت به آن کالا یا عواملی دیگر پدید می‌آید و مخصوص همان کالا است. در گرانی، نسبت ارزش آن کالا نسبت به کالاهای دیگر به هم می‌خورد. برای مثال در حالت گرانی مرغ، ارزش هر عدد مرغ مثلاً برابر مقدار مشخصی سیب است اما در تورم نسبت ارزش بیشتر کالاها به یکدیگر تقریباً ثابت می‌ماند. برای مثال ما در حالت تورمی، ارزش هر عدد مرغ همچنان برابر ۳۰ کیلو سیب خواهد ماند.
پول هم حواله‌ای است با امضا و تأیید بالاترین مقام یا مقام‌های اقتصادی یک کشور. ارزش پول را قدرت خرید آن معین می‌کند. در تورم، این ارزش پول است که پایین می‌آید و به‌ غلط به نظر می‌رسد که کالاها گران شده‌اند.
چرا ارزش کالاها نسبت به هم ثابت ماندند اما ارزش پول تغییر کرد؟ پاسخ ریشه‌ای این سؤال را تحت عنوان «علل تورم» می‌توان داد که این نوشته قصد ندارد به آن بپردازد. پاسخی صوری که با موضوع این یادداشت مناسبت دارد، آن است که ارزش کالاها ذاتی است و ارزش پول، اعتباری. کالاها به خودی خود ارزش دارند اما مثلاً کاغذی به نام اسکناس که بهای آن به اندازه یک‌دهم یک تخم‌مرغ هم نیست، وقتی ارزش ۱۰۰ عدد تخم مرغ یا چهار عدد مرغ یا ۱۲ کیلو میوه را می‌یابد، که شخصی معتبر، این ارزش را تضمین کند و پای این تضمین را امضا بگذارد. اگر توجه کنید، بر روی اسکناس‌های ایرانی شما نیز امضای وزیر امور اقتصادی و دارایی و رئیس کل بانک مرکزی ثبت است.

۳. مبنای اسلامی محاسبه مقدار سود سپرده‌ها

با این مقدمه، به موضوع اصلی بحث خود می‌پردازیم. در شرایط عادی و فارغ از تورم، ارزش مبالغ مندرج در اوراق بهادار (اسکناس، چک پول و …) و مسکوکات (سکه‌های پول) محفوظ می‌ماند. شما همیشه با ۱۰۰ هزارتومان می‌توانید مثلاً ۱۰۰ عدد تخم‌مرغ، سه کیلو گوشت گوسفند یا ۱۲ کیلو سیب بخرید. با گذشت زمان، ارزش اوراق بهادار پایین نمی‌آیند. اما در شرایط تورمی، با تورمی حدود ۳۳ درصد، اگر ۱۰۰ هزار تومان زمانی معادل ۱۰۰ عدد تخم‌مرغ، سه کیلو گوشت گوسفند یا ۱۲ کیلو سیب باشد، معادل سه‌چهارم این اجناس را می‌توان خرید. یعنی گویی ارزش ۱۰۰ هزار تومان معادل ۷۵ هزار تومان می‌شود. با گذشت زمان بیشتر، باز این مبلغ کاهش می‌یابد. از این رو مبلغ نوشته ‌شده بر روی اوراق بهادار پولی، معیاری برای محاسبه حقیقی، واقعی، دقیق، درست و عادلانه مبادلات مرتبط با اوراق بهادار پولی نیستند.
در ادیان الهی، روابط اقتصادی، مبانی حقیقی، واقعی و عادلانه دارند. در نظام اقتصادی اسلام، روابط و احکام اقتصادی پولی و مالی، براساس ارزش های حقیقی اشیا، روابط، فعالیت‌ها و خدمات، معین می‌شوند و سامان می‌یابند. از این رو برای نمونه، اگر در شرایط تورم ۱۵ درصدی در سال، سپرده‌ای (مثلاً ۱۰۰ میلیون تومان) را در بانک بگذارید و یک سال بعد همان مبلغ را به اضافه ۱۵ درصد دریافت کنید یا ۱۵ درصد به عنوان سود به حساب شما ریخته شود، باید متوجه باشید که در واقع، شما دارید عین همان مبلغ را دریافت می‌کنید بدون این که سودی برده باشید. گواه آن این که اگر سال گذشته با سپرده خود می‌توانستید ۱۰۰ تخته قالی خاصی بخرید به ازای هر تخته یک میلیون تومان، امسال هم تنها می‌توانید با آن مبلغ به‌ علاوه به‌اصطلاح سود آن (در اینجا: ۱۱۵ میلیون تومان) همان ۱۰۰ تخته قالی را بخرید زیرا امسال قیمت آن تخته قالی با تورم ۱۵ درصد، افزایش ۱۵ درصدی داشته (و در مثال ما قیمت هر تخته از آن قالی به ۱ میلیون و ۱۵۰ هزار تومان رسیده) است.
حال خودتان متوجه می‌شوید که اگر مبلغی را در بانکی گذاشتید و با تورم مثلاً ۱۵ درصد، مبلغی مثلاً ۱۲ درصد به عنوان سود به حساب شما ریخت، در واقع سه درصد (۱۵ درصد منهای ۱۲ درصد) از پول خود را از دست داده‌اید در حالی که در ظاهر و صورت، ۱۲ درصد به آن افزوده شده است. به همین نحو اگر با تورم ۱۵ درصد، سود بانکی ۲۰ درصد باشد، در واقع، ۲۰ منهای ۱۵ یعنی پنج درصد سود واقعی به حساب شما ریخته شده است.
از این رو برای صدور هر حکمی اسلامی درباره ربا بودن یا نبودن سود سپرده‌ها یا بهره وام های بانکی، یکی از ملاحظات باید توجه به نرخ تورم و رابطه آن با سود سپرده یا نرخ بهره باشد تا معلوم شود که آن چه برای سپرده‌ها در بانک‌ها و مؤسسات مالی پیش می‌آید، آیا در واقع، سود یا بهره هست یا نیست؟ اگر هست، چه مقدار است؟ اگر نیست، سود یا بهره صفر است یا سود یا بهره منفی!؟
سیدعلی‌محمد رفیعی

نظرات شما