فرم و رنگ در خدمت انتزاع

علیرضا ورچه-گروه فرهنگی

درنگ فرم و رنگ نام نمایشگاهی است که در گالری فرمانفرما در حال نمایش است، ازهنرمندانی که آثارشان در این مجموعه در معرض نمایش قرار گرفته است می توان از احمد نصراللهی هنرمند زاده بابل که تا کنون بیش از ۴۰ نمایشگاه انفرادی و بیش از ۶۰ نمایشگاه گروهی در ایران و کشورهای دیگر داشته نام برد. این هنرمند ۶۵ ساله به همراه رضا حسینی، شاه پری بهزادی، حسین چراغچی و علیرضا منصوری که هنرمندان با ثبات در بخش نقاشی انتزاعی هستند جمع آرتیست های نمایشگاه درنگ فرم و رنگ را تشکیل داده اند. تکتم فرمانفرمایی استاد دانشگاه و مدیر گالری اعتقاد دارد که  بین هنر انتزاعی و هنر اسلامی ارتباط هایی وجود دارد، به طوری که اگر محدودیت های شمایل نگاری و کپی برداری از طبیعت باعث شد تا هنرمندان اسلامی دست به خلق آثاری ذهنی بزنند، در هنر انتزاعی و نقاشی انتزاعی هم هنرمند به خواسته خود برداشت های ذهنی و خلاقانه خود را از دنیای واقعی بر روی بوم می آورد و این برداشت ها با مخاطبی که با نگرستین به آثار ذهنش را درگیر می کند و ازرهگذراین درگیری تفکر عمیق بوجود می آید کامل می شود و به قول این استاد دانشگاه: زیر باران باید رفت، چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید … شاید نقاشی انتزاعی تمرینی باشد برای این شعر سهراب! گفت و گو با این ایشان در مورد نمایشگاه درنگ فرم و رنگ و همچنین ارتباط هنر انتزاعی با هنر اسلامی بیش از گذشته مرزهای سبک های هنری را به چالش می کشد.

 

در ابتدا بفرمایید مجموعه آثار به نمایش در آمده در نمایشگاه درنگ فرم و رنگ چه شاخصه های برجسته ای را در خود دارد؟ و اصلا چرا مبادرت به برپایی چنین مجموعه ای نمودید؟

ما از ابتدا با هدف قرار دادن کانسپت(مفهوم) هنر انتزاعی تصمیم به جمع آوری آثار گرفتیم، ما در اینجا از آثار دو تن از هنرمندان مستر یعنی آقایان رضا حسینی و احمد نصراللهی که از هنرمندان با ثبات در عرصه هنر انتزاعی هستند استفاده کردیم و البته در کنار آنها سه هنرمند دیگر یعنی شاه پری بهزادی به همراه حسین چراغی و علیرضا معصومی هم آثارشان در درنگ فرم و رنگ  به نمایش درآمده. اما اینکه چرا هنر انتزاع به عنوان ایده و مفهوم این نمایشگاه درآمد باید بگویم صحیح است که برای نخستین بار و در اوایل دهه نود میلادی هنرمندی به نام کاندینسکی این سبک را در آمریکا پایه گذاری کرد اما به اعتقاد من ریشه انتزاع در هنر اسلامی هم وجود دارد! همان طور که از شواهد تاریخی مشخص است در هنر اسلامی محدودیت هایی برای برخی عناصرمورد استفاده در هنر از جمله شمایل نگاری وجود داشته و همچنین کپی برداری از طبیعت خط قرمزهای هنر اسلامی بوده، این موضوع علت های مختلفی از جمله اعتقاد به اینکه همواره خلق کردن مختص خداوند است داشته. بنابراین هنر رئال با یکسری محدودیت هایی در اجرا توسط هنرمندان اسلامی روبرو بوده در نتیجه هنرمندان که نمی توانستند دست ازکار بکشند با استفاده از قوه خلاقه دست به خلق آثاری با سمت سوی هنر انتزاعی زدند، یعنی به نوعی با ایده گرفتن از دنیای بیرون و چرخاندن آن در ملاط تخیل و بستر ذهن چیزی از آن استخراج می کردند که می توانیم به آن هنر انتزاعی را اطلاق کنیم. برای نمونه اسلیم های هندسی و گیاهی، شما در دنیای واقعی هرگز چیزی شبیه به اسلیم های به کار رفته در آثار هنرمندان دوره اسلامی نمی بینید و این اسلیم ها از ذهن هنزمندان تراوش کرده. هنر انتزاعی تجربه ای است شبیه به موسیقی که شنونده و یا مخاطب احساس خود را از اثری که می شنود یا می بیند می گیرد و آن را حس می کند و از آن لذت می برد. بنابراین با فرم و رنگ هایی طرف هستیم که سرشار از احساس اند. در این نمایشگاه هم با همچنین چیزی طرف هستیم به عنوان نمونه شاهد آثار رضا حسنی هستیم که می بینیم چگونه هنرمند با نگاه آبستره ای و انتزاعی فرم و رنگ را بازی می دهد و یا حسین چراغچی که خودش معتقد است آثارش را با الهام گرفتن از دیوار خیابان ها پدید آورده! شاید هرگز فکر نمی کردیم که در اطرافمان اینچنین رنگ های زیبایی وجود داشته و جالب تر اینکه آنجا دیوار خیابانی باشد که شاید هزاران بار از کنار آن رد شده ایم. در اینجا است که تفاوت نگرستین و دیدن نمود پیدا می کند و شاهدیم چگونه هنرمند نگریستن خود را با بیانی سرشار از زیبایی و احساس بیان و به مرحله ظهور رسانیده است. و یا احمد نصراللهی   که در دهه ششم زندگی خودش به سر می برد در آثارش کمپوزسیون را بوسیله فرم ها و رنگ ها بوجود می آورد که شما می توانید از آن هزاران برداشت را انجام دهید.

پس می توانیم بگوییم انتخاب اسم درنگ فرم و رنگ از همینجا نشات گرفته است؟

همین طور است، با لحظاتی طرف هستیم که فرم (shapes) و رنگ در کنار هم می نشینند و به بیان احساس می پندازند.

در این نمایشگاه آیا آثار با برداشت شخصی مخاطبان کامل می شود و یا هنرمند(مولف) هم پیغامی را در لابه لای این فرم و رنگ ها دارد؟

در این باره آقای بارت اعتقاد دارد که مرگ مولف روی می دهد و وقتی اثر خلق می شود به تعداد مخاطبین تحلیل و تفسیر روی می دهد، حتی در آثار سینمایی و هنر فیلمسازی هم اینگونه است و شما بر اساس حال روزتان یک برداشتی را به تعداد دفعات تماشای یک فیلم می گیرید، چه برسد به هنر تجسمی آن هم از نوع انتزاع، اما بعدها امثال میشل فوکو و دیگران گفتند که خود هنرمند هم نیت و پیامی را در دل خلق اثرش دارد و هنرمندی موفق است که بتواند به مخاطبان منظور و پیامش را به وسیله اثر هنری برساند. به طور کلی در هنر انتزاعی شما هیچ توضیحی را از هنرمند ندارید و فقط خود اثر است که با شما صحبت می کند که حتی در آن الفبای بصری هم بصورت واضح و ملموس وجود ندارد وشما شاهد اتفاقات غیر منتظره ای هستید. زبان هنر خودش با مخاطب صحبت می کند و نیازی نیست تا کسی با مخاطب همراه شود و آثار را توضیح بدهد و این یک فرصت برای مخاطب است تا به فکر فرو برود و دست به تفکر عمیق بزند.

لازم به ذکر است که این نمایشگاه از تاریخ ۱۳ مرداد لغایت ۳ شهریور در محل گالری فرمانفرما دایر بود.

نظرات شما

×

Comments are closed.