فرشاد مومنی در نشست ارائه، نقد و بررسی کتاب “اقتصاد نابرابری” مطرح کرد: مونتاژکاری بحران نابرابری و وابستگی را افزایش می دهد

رویا ایلکا

بخش دوم

نشست ارائه، نقد و بررسی کتاب “اقتصاد نابرابری” اثر توماس پیکتی با حضور فرشاد مومنی اقتصاددان،علی صباغی و محمدرضا فرهادی پور مترجمین کتاب برگزار شد.

در بخش اول گزارش این نشست خواندیم که فرشاد مومنی عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی گفت:گزارش بانک‌مرکزی در سال ۹۶ برای حساب‌های ملی نشان می‌دهد که رتبه نخست در اجزای هزینه مربوط به رشد بی‌سابقه موجودی انبار است که علامتی از رکود عمق یافته و افزایش نابرابری‌های ناموجه است و جالب این است که شاهد هیچ‌گونه تمهید سیاسی در این مورد نیستیم.

به گزارش خبرنگار جهان اقتصاد، مومنی در ادامه این نشست،گفت:در بخش های عمده فعالیت های تولیدی ایران بخصوص صنعت خودرو، آن خودروساز های که به سمت تعمیق ساخت داخل رفتند بیشتر در معرض ورشکستگی و بحران مالی هستند و هر مقدار که ضریب مونتاژ کاری در آنها بالا برود، سودآوری آنها هم بیشتر می‌شود.

وی ادامه داد: در واقع این تکرار همان فریب تاریخی است که به اسم جایگزینی واردات عملاً از طریق تشویق مونتاژکاری به سمت تعمیق واردات حرکت می‌کنیم.

مومنی با اشاره به اینکه در ارزیابی‌های ما از بحران ارزی اخیر شاهد تقاضای ارز از سوی مونتاژکاران بودیم،گفت: این امر تقویت‌کننده تقاضا بود که به نوعی در میان اشتباهات بزرگ بانک‌مرکزی زیاد جلب توجه نمی‌کرد.

وی با بیان اینکه این صنایع رانتی هستند و از نظر ساخت سلسله مراتب آنهایی که وزن و جایگاه بزرگتری دارند،افزود: این صنایع دارای چهار ویژگی کلیدی هستند که در هر کوشش برای اصلاح وضع موجود ایران، باید حتما ویژگی های آن را مورد بررسی قرار داد.

این اقتصاددان افزود: ما باید بفهمیم که آن تولیدی که مضمون ملی دارد و متکی به دستاوردهای علمی و فنی جدید است می تواند نجات بخش کشور باشد و تولیدی که از طریق بست مونتاژکاری و عمق بخشی به وابستگی تولید به دنیای خارج حرکت کند هم با اقتضائات شرایط کنونی ایران مغایرت دارد و هم بحران نابرابری و وابستگی را به طور توامان افزایش می‌دهد.

مومنی ضمن برشمردن ویژگی‌های صنایع رانتی گفت: به‌ شدت سرمایه‌بر؛ آب‌بر؛ آلاینده و ناتوان از ایجاد اشتغال، چهار ویژگی عمده صنایع بحران‌ساز و رانتی کشور است. یعنی در چارچوب مناسباتی که تولید محملی برای توزیع رانت تبدیل می شود،ما مشاهده می‌کنیم که به نام تولید هم برای کشور بحران سازی می‌شود و به نابرابری های ناموجه افزوده می شود.

مومنی با بیان اینکه این صنایع رانتی حدود یک‌هشتم قیمت بین‌المللی گاز را پرداخت می‌کنند،گفت: این طرز قاعده گذاری که مردم و تولید کنندگان از طریق دستکاری قیمت حامل‌های انرژی تنبیه شوند و به این صنایع بحران ساز در این ابعاد رانت تعلق بگیرد، می تواند برای شما رمزگشایی کند که چرا علی رغم همه این ماجراهایی که در ایران وجود دارد، هنوز هم در مناطقی که بحران کم آبی و آلودگی دارند، واحدهای جدید پتروشیمی فولاد راه اندازی می شود.

وی افزود: ذکر این نمونه ها با این انگیزه صورت گرفت که ما این مسئله را برجسته کنیم که چقدر نیاز ما در مقایسه با کشورهای صنعتی، برای حساسیت و اعمال دقت در مورد نابرابری های ناموجه و دیده‌بانی از روند های نابرابر ساز اهمیت بیشتری دارد.

این اقتصاددان خاطرنشان کرد: میشل فوکو به شدت نسبت به انقلاب اسلامی همدلی داشت و حتی در ایام مبارزات مردم  به ایران سفر کرد و در راهپیمایی های اعتراضی شرکت داشت، به محض اینکه انقلاب اسلامی در ایران به پیروزی رسید، نامه ای به زنده یاد مهندس مهدی بازرگان به عنوان نخستین نخست وزیر ایران پس از انقلاب اسلامی نوشت.

وی ادامه داد:این نامه واقعاً از همه ابعاد ارزش بازخوانی دارد اما من به مناسبت موضوع این جلسه این عبارت از نامه فوکو به مهدی بازرگان را بازخوانی می کنم، عبارت فوکو این چنین است” عدالت و بی عدالتی نقطه های حساس هر انقلابی هستند جایی که انقلاب ها به خاطر آن پدید می آیند و نیز اغلب جایی است که راهشان را گم می کنند و از بین می روند.”

 

نظرات شما

×

Comments are closed.