عصر جدید نفت

دکتر روح­ اله کهن­ هوش نژاد- تحلیلگر اقتصاد انرژی

از زمان وقوع انقلاب نفت شیل در آمریکای شمالی، بازار نفت دچار تغییرات بنیادینی شده است. هنگامی که در اوایل سال ۲۰۱۰، تولید نفت خام محبوس در سنگ (معروف به نفت شیل) در آمریکا رونق گرفت، نه تنها عرضه کنندگان جدیدی وارد بازار نفت شدند، بلکه از آن مهم تر این عرضه کنندگان منعطف ترین تولیدکنندگان نیز بودند.

در پروژه های نفتی متعارف عموماً بین هفت تا ده سال طول می کشد تا سرمایه گذاری به تولید برسد. اما در پروژه های نفت شیل این زمان تنها چند ماه بوده و این مسأله باعث می شود تا تولید این نوع نفت که به نفت غیر متعارف نیز معروف است، به قیمت بسیار حساس باشد. این ویژگی ساده و در عین حال بسیار قدرتمند پیامدهای عظیمی برای بازار نفت، تولیدکنندگان سنتی و جاافتاده آن و جغرافیای سیاسی داشته و همچنان به دیکته کردن روند بازار ادامه خواهد داد.

پیش از ظهور نفت شیل در بازار، عرضه نفت میان تولیدکنندگان اوپک و غیراوپک به وضوح تقسیم شده بود. در طلیعه قرن بیست و یکم، اوپک حدود ۴۲ درصد نفت جهان را عرضه می کرد که بخش عمده آن متعلق به منطقه خلیج فارس بود. آنچه که باعث تأثیر اوپک بر بازار نفت می شد، سهم قابل توجه آن نبود بلکه عامل کلیدی ظرفیت تولیدی اضافی این سازمان بود که به آن امکان اضافه یا کم کردن حجم عرضه با سرعت نسبتاً خوبی را می داد. لذا به اوپک  تولیدکننده متعادل کننده بازار گفته می شد.

اما در تابستان سال ۲۰۱۴ قیمت نفت سقوط کرد. تولید نفت شیل از انتظارات فراتر رفت و به سرعت گسترش پیدا کرد و توانست بیش از میزان مورد نیاز برای جبران کاهش تولید در کشورهای مهم تولیدکننده نظیر ایران، عراق، لیبی و نیجریه، نفت به بازار تزریق کند.

با ظهور نفت شیل، ایالات متحده دهه ها تولید کاهنده خود را ۱۸۰ درجه معکوس کرد و با پیشی گرفتن از روسیه و عربستان سعودی به بزرگترین تولیدکننده نفت جهان تبدیل شد. همچنین پیش بینی می شود این کشور بعد از دهه ها وابستگی به واردات، در سال ۲۰۲۰ به یک صادرکننده خالص مبدل گردد. براساس آخرین آمارهای وزارت انرژی آمریکا، تراز تجاری نفت  (واردات منهای صادرات) این کشور به پایین ترین سطح خود از سال ۱۹۶۷ رسیده است. این برگشت قابل توجه بخت و اقبال پیامدهای گسترده های برای عرصه ژئوپلتیک خواهد داشت و کاهش وابستگی آمریکا به نفت خلیج فارس، نگاه دولتمردان آن را به این منطقه تغییر خواهد داد.

در دوره نفت شیل، نشست عادی ۱۶۶ام اوپک در وین در سال ۲۰۱۴ را شاید بتوان مهمترین نشست این سازمان از زمان نشست تاریخی آن در اواخر سال ۱۹۷۳ دانست. در نشست تاریخی سال ۱۹۷۳، اوپک تصمیم گرفت بهجای شرکتهای بین المللی نفت، مسئولیت تعیین قیمت نفت خام را خود به عهده بگیرد. علت اهمیت این دو نشست در این است که پیامدهای آنها الگوی بازار را تغییر داد و نظم جدیدی ایجاد کرد. نشست ۱۹۷۳ قدرت قیمتگذاری نفت خام را از شرکتهای بین المللی نفتی به اوپک انتقال داد. اوپک در نشست ۲۰۱۴ اعلام کرد دیگر به مدیریت عرضه در بازار با هدف حمایت از افت قیمت نفت ادامه نخواهد داد. تصمیم اوپک حامل این پیام به بازار بود که دیگر تولیدکننده متعادل کننده بازار برای نجات دادن وجود ندارد. از تصمیم اوپک معلوم بود که می خواهد داوطلبانه نفوذ اندک خود بر قیمت نفت را به عامل دیگری انتقال دهد. بعید بود اوپک ناگهان از حداقل قیمت بازار حمایت نکند و اجازه دهد قیمتها سقوط آزاد سریعی را تجربه کنند. به علاوه، اوپک تصمیم گرفت مسئولیت تعیین پایین ترین قیمت را به بازار واگذار کند. این تصمیم بازار را با مشکل جدیدی مواجه کرد؛ چراکه تعیین و دفاع از حداقل قیمت بازار همواره وظیفه اوپک بوده است. تا زمان سقوط چشمگیر بهای نفت در اواخر سال ۲۰۱۴، پنداشت همگان بر این بود که اوپک مصرف کنندگان جهان را در مشت خود دارد و میتواند با دستکاری در ذخایر خود قیمتها را کنترل کند. رویدادهای اواخر سال ۲۰۱۴ ثابت کرد پنداشت همگان اشتباه بوده است. اتفاقات سال ۲۰۱۴ را میتوان نقطه عطفی در تصور عمومی از اوپک به عنوان عامل کنترل کننده قیمتهای جهانی تلقی کرد. این اتفاقات ثابت کرد اوپک درواقع به جای این که کارتلی ماهر و کنترل کننده باشد، حالا به فکر این است با جان سالم بردن از اتفاقات جاری، به بهبود قیمت نهایی نفت دست یابد.

با توجه به ابعاد این چالش، اوپک به استراتژی جدیدتری نیز پناه برده است؛ این سازمان در سال ۲۰۱۶ بزرگترین ائتلاف تاریخ صنعت نفت را برای هماهنگی کاهش تولید با کشورهای غیرعضو به رهبری روسیه شکل داد. این ائتلاف که اوپک پلاس نام گرفته تلاش می کند توازن بازار را به گونه ای برقرار کند که به قیمت های بالاتری نسبت به حالت بدون وجود ائتلاف برسد. شاید بتوان گفت این ائتلاف توانسته کف قیمت را تعیین کند، اما سقف قیمت همچنان توسط نفت شیل مشخص می گردد و در نتیجه افزایش قیمت با محدودیت روبروست.

لذا علیرغم تلاطمات روزانه، افزایش تنش ها در مناطق تولیدکننده نفت و بالا رفتن ریسک اختلال تولید در کشورهای اصلی تولیدکننده، قیمت نفت در یک دالان از پیش تعریف شده در حال حرکت است.

 

نظرات شما