عده ای شاهنامه را نخوانده رد می کنند

علیرضا امامی فرد-گروه سیاسی

شاهنامه خوانی است سالهاست در کشورمان که هنرمندی از این کشور خالق آن بوده به فراموشی سپرده شده است.

اما مدتی است که با همت چند نفر جان دوباره گرفته است. جواد رنجبر یکی از اساتیدی است که می خواهد این سنت دیرینه را در کشور احیا کند و از تبریز فعالیت خود را آغاز کرده است. به همین مناسبت گفت و گویی با او داشته ایم که در ادامه با هم می خوانیم.

*نه ماه از تشکیل کارگاه شاهنامه خوانی گذشت، هدف اولیه از تشکیل این کارگاه چه بود؟

هدف از تشکیل کارگاه شاهنامه خوانی در تبریز زنده کردن سنت دیرینه شاهنامه خوانی در این شهر بود. سنتی که قرن ها در تبریز تداوم داشت اما در چند سال اخیر فراموش شده بود. من تلاش کردم سنت پدران و مادرانمان را در تبریز زنده کنم. وقتی می گویم پدران و مادران دقیقا منظورم زنان و مردان تبریزی است که قرن ها شاهنامه را سینه به سینه نقل می کردند. علاوه بر قهوه خانه های پرشمار در خانه های تبریز هم شاهنامه خوانده می شد. حتی در گذشته مهمانی های شاهنامه برگزار می شده است یعنی وقتی داستان به جاهای حساس می رسید در منزل یکی از اعضا جمع می شدند و شام می خوردند و آن بخش از داستان را با تشریفات ویژه ای می خواندند. چندی پیش فردی به من مراجعه کرد و گفت: «من شاهنامه را با مادربزرگم خوانده ام». جالب بود که مادربزرگ ایشان سواد نداشت اما بخش زیادی از شاهنامه را حفظ بوده و برای فرزندانش هم می خوانده. بنابراین این سنت را باید زنده می کردیم که خوشبختانه توانستیم موفقیت هایی کسب کنیم و اکنون سی و سه نشست برگزار کرده ایم. همچنین مساله بدفهمی ها هم بود و هست. عده ای شاهنامه را نخوانده رد می کنند. تلاش ما این بود که به آن ها بگوییم شاهنامه برخلاف تصور شما کتاب صلح و دوستی و فرهنگ و انسانیت است. در زدودن این بدفهمی ها هم تا حدی موفق بوده ایم.

*زبان فارسی و اسطوره شناسی جایگاهی در کلاس های شاهنامه خوانی دارد یا فقط به قصه گویی پرداخته می شود؟

بله دقیقا. من بیست جلسه به طور خیلی خلاصه در حد عناوین به اسطوره شناسی پرداختم. بحث بسیار مفصلی است اما در حد ده پانزده دقیقه آغاز کلاس در این رابطه تدریس می شود تا ذهنیت دوستان شرکت کننده که البته خودشان انصافا فاضل و اهل مطالعه هستند نسبت به موضوع باز شود. همچنین مساله تقویت زبان فارسی در اهداف ما بوده است. اساسا خواندن شاهنامه و همین طور کلیات سعدی به طور خودکار زبان فارسی را تقویت می کند.

*استقبال از برنامه ها چطور بود؟

متاسفانه الان بازار کارای فرهنگی راکد است. البته همه چیز در مملکت راکد است و از جمله فرهنگ . وقتی شمارگان کتاب ها به زور به هزار می رسد ما باید خیلی شکر گزار باشیم که حدود ۷۰ نفر عضو کارگاه ما هستند و هر هفته بین بیست تا سی نفر شرکت می کنند. در مقایسه با سایر برنامه های فرهنگی به نظر من استقبال از شاهنامه خوب بوده.

*چه طیفی از جامعه بیشتر آن را دنبال می کنند؟

همه نوع آدمی در این کارگاه شرکت می کنند. از اساتید  تا معلم های ادبیات، از فعالان محیط زیست تا هنرمندان، حتی طلبه ها، زنان خانه دار. هر کس که به فرهنگ و هنر و وطن علاقه دارد در این کلاس ها شرکت می کند.

*آیا مسئولین فرهنگی تا به امروز حمایتی از این قضیه کرده اند؟

مهم ترین حمایتی که می توانند از ما بکنند این است که در تبلیغ کمک حال ما باشند. اما تاکنون که کمک چندانی نکرده اند. مساله بعدی دعوت از سخنرانان شاهنامه شناس به تبریز است که در این زمینه باید یاریمان کنند که غیر از کمک مختصری که کردند دیگر کاری  از مسئولین ندیدیم. ما علاوه بر نشست های عادی که هر هفته برگزار می شود در نشست های دهم و بیستم و سی ام مهمان دعوت کرده ایم. آقایان دکتر آیدنلو و دکتر خطیبی و دکتر گلی میهمان ما بودند. مثلا آقای دکتر آیدنلو که یکی از بزرگترین شاهنامه شناسان جهان هستند با خودرو خودشان آمدند و بعد از سخنرانی بسیار ارزنده ای هم که داشتند رفتند. اگر کمک مختصری به کارهای فرهنگی بشود دست کم می شود از زحمت اساتید قدردانی کرد اما کسی  راه را برای ما هموارتر نمی کند. البته ما خیلی هم توقع نداریم. برخی دستگاه ها  که باید متولی فرهنگ و هنر در کشور باشند برای مکان نشست ها هم از ما طلب پول کردند.

 *چه راهکارهایی وجود دارد تا دوباره شاهنامه خوانی جان بگیرد؟

همین کارهایی که ما انجام می دهیم. به نظر من پس از حدود هشتاد سال شاهنامه شناسی مستمر و بالنده اکنون زمان شاهنامه خوانی و عمومی کردن شاهنامه است. نسل ما شاید این خویشکاری را داشته باشد که شاهنامه را عمومی کند.

*برنامه های جدیدی برای شاهنامه در نظر دارید؟

من مدت هاست که روی طرحی کار کردم به عنوان آموزش همزمان شاهنامه به مادران و پدران و کودکان می تواند اجرایی شود. در این طرح شاهنامه هم به پدر و مادر آموزش داده می شود و هم به کودک. یعنی وقتی این ها از کلاس های خود بیرون می آیند یک داستان را هر کدام با زبان خود خوانده اند. روی این طرح مدت هاست کار می کنم و فکر می کنم در پر کردن شکاف های نسلی و تقویت روحیه انسجام ملی خیلی موثر باشد. بعد از این که خانواده به خانه می رود موضوع مشخص و جذابی برای سخن گفتن دارند. این طرح را از فروردین سال آینده اجرا خواهم کرد.

*فکر می کنید شاهنامه خوانی چه تاثیری در جامه ما خواهد داشت؟

هیچ جامعه ای با پیام های مستقیم و سطحی رشد نمی کند. یک پدیده نادرستی در میان ما جا افتاده و آن فرهنگسازی است. فکر می کنیم با صد بار گفتن آشغال نریز کسی آشغال نخواهد ریخت. به نظر من اگر صد سال هم گفته شود کسی گوش نمی کند. فرهنگسازی اساسا پدیده اشتباهی است. فرهنگ یک امر بنیادین است و باید از ژرف ترین لایه های آن شروع کرد. ما امروز از سطحی ترین لایه فرهنگ شروع می کنیم و حتی انتظار داریم بطری و کیسه های نایلونی هم با تبلیغات از جامعه حذف شود. کارهای بنیادین فرهنگی کند است اما نتایج درخشان دارد. کسی که شاهنامه می خواند آن قدر حس غرور و وطن پرستی و صلح دوستی و جهان بینی عمیق انسانی پیدا می کند که در رفتارهای روزمره خود هم دقت خواهد کرد یا بهتر است بگویم رفتارهای او عمیقا تغییر خواهد کرد. البته این تغییر به راحتی قابل مشاهده نیست. شاید نسل ها لازم است تا چنین رفتارهایی نهادینه شود.

نظرات شما

×

Comments are closed.