ضرورت ها و چالش های توسعه روستایی در کشور

علی شیرین آبادی

کارشناس ارشد برنامه ریزی رفاه اجتماعی

 

 

 

رضا انوری

کارشناس ارشد جمعیت شناسی

 

یکی از مسائل مهمی که پس از انقلاب اسلامی در کشور ما در مبحث توسعه ملی مطرح می شود موضوع توسعه و آبادانی روستاها بوده است زیرا علاوه بر این که جمعیت قابل توجهی را در خود جای داده است، نقش قابل ملاحظه ای در تامین امنیت غذایی و تولیدات کشاورزی کشور ایفا می کند. در این زمینه بانک جهانی به این نتیجه دست یافته است که توسعه روستایی، راهبردی برای بهبود زندگی اقتصادی و اجتماعی روستاییان فقیر و تلاشی همه جانبه برای کاهش فقر است که این امر با افزایش تولید و ارتقاء بهره وری در محیط های روستایی فراهم می گردد. در بخش توسعه روستایی، یکی از ضعف ها و خلاهایی که همواره مطرح بوده است، کمبود مطالعات و تحقیقات و هم چنین ضعف در شناخت ماهیت زندگی روستایی بوده است. زیرا اگر برنامه های توسعه ای در این بخش بدون مطالعه و انجام تحقیقات جامع در شناخت ماهیت و ابعاد زندگی و معیشت روستایی اجرا گردد، نه تنها نمی تواند توسعه قابل قبولی را برای این بخش فراهم سازد، بلکه ممکن است که ایجاد مشکلات زیادی را نیز در پی داشته باشد. توسعه روستایی به معنا و مفهوم گسترش و بزرگ کردن روستاها نیست، بلکه به مفهوم بازسازی روستایی بر مبنای اندیشه ها و باورهای تازه است. متاسفانه در دهه های اخیر مشاهده گردیده است که عدم توجه جدی به مبحث توسعه روستایی در کشور، سبب مهاجرت های گسترده روستاییان به شهرها و خالی از سکنه شدن بسیاری از روستاهای کشور شده است. ضرورت توجه به امر توسعه روستایی از چند عامل ناشی می گردد. نخست این که روستاها از دیرباز محل تولید محصولات کشاورزی و غذایی اکثریت جمعیت کشور بوده اند. دوم این که توسعه روستایی سبب کاهش مهاجرت روستاییان شده و به متوازن شدن حجم و پراکندگی جمعیت کشور منجر می شود. و عامل سوم این است که توسعه روستایی سبب توجه به اصل عدالت اجتماعی و اجرای آن و به دنبال آن کاهش فقر و نابرابری هایی را در پی دارد که توسعه نامتوازن و انباشت ثروت و امکانات در نواحی شهری آن را به ارمغان آورده است. هر چند در برنامه های توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی که پس از انقلاب اسلامی تدوین و اجرایی گردیده اند، مبحث توسعه روستایی نیز همواره یکی از بخش های این برنامه ها بوده است، اما ارزیابی این گونه برنامه ها پس از اجرا نشان می دهد که آن چنان که باید و شاید توسعه روستایی به مفهوم واقعی خود تحقق پیدا نکرده است. بررسی سیر مهاجرت روستاییان به شهرها طی دهه های اخیر خود گواه این ادعاست که توسعه روستایی کماکان یک موضوع حاشیه ای و مغفول مانده است. ایجاد بسترهای اشتغال و کارآفرینی برای روستانشینان اغلب به عنوان یکی از موضوعات اساسی در بخش توسعه روستایی مطرح بوده است. زیرا داشتن درآمد و منابع مالی که از راه اشتغال به دست می آید، همواره یکی از دغدغه های اصلی روستاییان بوده است. این موضوع بر دیگر موضوعات و ایجاد طرح ها در نواحی روستایی اولویت دارد. زیرا نیاز به درآمد جهت برآوردن نیازهای حداقلی امری بدیهی است و جزء نیازهای اساسی هر انسانی به شمار می رود. اگر بخواهیم برخی از چالش هایی که در مسیر توسعه روستایی کشور وجود داشته اند را بیان نماییم باید گفته شود، بررسی کمک های دولتی که از راه وام و اعتبارات مالی به روستاییان جهت کارآفرینی و کمک به اشتغال آن ها در ایجاد واحدهای تولیدی و خدماتی شده است نشان از آن داردکه روستاییان در به کارگیری این منابع مالی دچار مشکل شده اند زیرا به کارگیری منابع مالی جهت کارآفرینی به آموزش های مخصوص به خود نیاز دارد اما دولت صرفا به اعطای وام به این افراد پرداخته است؛ بدون این که در نظر داشته باشد یک روستایی چگونه باید از این وام ها استفاده کند و به ایجاد چه مشاغلی روی آورد. علاوه بر بحث آموزش به کارگیری منابع مالی، باید دید که آیا بستر، شرایط و زیرساخت های لازم در مناطق روستایی برای ایجاد واحدهای تولیدی، خدماتی و …. فراهم است یا خیر. در این مورد نیز مشاهده شده است که در بسیاری از روستاها ایجاد اشتغال و کارآفرینی بدون داشتن زیرساخت های لازم همچون وجود جاده و راه های ارتباطی ایمن و وجود بازار تهیه محصولات اولیه و نیز فروش محصولات تولیدی و هم چنین بدون توجه به اصل مزیت نسبی و شناسایی قابلیت های اقتصادی – اجتماعی در نواحی روستایی سبب بروز مشکلات زیادی برای روستاییان و در نهایت ایجاد خسارت های بسیار برای آن ها شده است که به ناچار راه دیگری جز مهاجرت به شهرها نداشته اند. علاوه بر دو عامل یاد شده، باید به این مساله نیز توجه ویژه داشته باشیم که شرایط اقتصادی کشور و وجود تحریم های بین المللی، که سبب ایجاد مشکلات بسیار در بخش ها و صنایع تولیدی اقتصاد کشور شده و بی ثباتی اقتصادی را نیز به دنبال داشته است، برای بخش توسعه روستایی نیز زیان های فراوانی به همراه داشته است. زیرا اقتصاد روستاها در مقایسه با اقتصاد شهرها و کلان شهرها، از ضعف ساختاری رنج می برد که در صورت وجود بحران های اقتصادی، آسیب های بسیاری متحمل می گردد. از دیگر چالش های پیش روی این بخش می توان به عدم وجود متولی اصلی توسعه روستایی در ایران اشاره کرد. زیرا در کشور سازمانی که عهده دار اصلی بخش توسعه روستایی باشد وجود ندارد. وزارت جهاد کشاورزی و سایر دستگاه هایی که به نوعی در امر توسعه روستایی درگیر هستند و سازمان های محلی هم چون دهیاری ها و شوراهای اسلامی روستاها نیز هر کدام با توجه به وظایف و اختیاراتی که دارند به ایفای نقش در راه سازندگی روستاها می پردازند که در عمل می بینیم که آن چنان که باید و شاید به این مسئولیت عمل نکرده اند و در این جا ضرورت دارد که سازمان واحدی که متولی اصلی توسعه روستایی باشد تشکیل شود.

نتیجه ای که از مبحث بالا می توان گرفت این است که مقوله توسعه روستایی یکی از محورهای اصلی در بحث توسعه ملی مطرح است که ضرورت دارد مسئولان و دست اندرکاران امر ضمن توجه جدی به این امر، اهتمام و کوشش خود را متمرکز بر شناخت ماهیت زندگی روستاییان و تدوین و اجرای برنامه هایی نمایند که در بلند مدت می تواند آثار بسیار سودمندی بر ارتقاء زندگی مردم ساکن در نواحی روستایی بر جای گذارد و در نهایت کاهش مهاجرت روستاییان و نیز کاستن از فقر و نابرابری هایی که محصول عدم توسعه متوازن در بخش ها و نواحی مختلف کشور شده است را در پی داشته باشد.

نظرات شما

×

Comments are closed.