صادرات زیر تیغ پیمان سپاری ارزی

مرتضی ابراهیمی

صادرات غیر نفتی برای رشد و توسعه کشورهای مختلف بسیار اساسی است و به عبارتی می توان درجه توسعه یافتگی کشورها را براساس میزان صادرات آن کشورمحاسبه کرد . در کشور ما به جهت اقتصاد نفتی، افزایش صادرات غیرنفتی اهمیت دو چندانی دارد. بخصوص در شرایط تحریم، که تحریم صادرات نفت هدف گذاری شده‌است و اهمیت صادرات غیرنفتی دو چندان میشود .

صادرکنندگان به‌عنوان خط مقدم پروژه اقتصاد غیر نفتی نقش بسیار شایانی در این خصوص برعهده دارد. در این رابطه روزنامه جهان اقتصاد با ولی عبادی تولیدکننده و صادرکننده نمونه سال ۹۶  استان تهران در صنعت پلاستیک  به گفتگو نشستیم.

*** از چه سالی به حوزه تولید وارد شده و با چه انگیزه‌ای به این کار مبادرت کردید؟

من از سال ۱۳۷۴ با علاقه بسیاری که به حوزه تولید داشتم وارد کار تولید شده ام و پس از سالها تولید به صادرات تولیدات خود از سال ۱۳۸۷ پرداختم ، تولید بیشتر از اینکه انگیزه سود آوری داشته باشد ،عشق و علاقه به ایجاد کسب و کار و کار آفرینی است چراکه با توجه به شرایط سخت برای تولید و نوسانات مختلف در حوزه اقتصاد و سیاست تنها انگیزه سود آوری ادامه کار را میسر نمی کند عشق به تولید و ایجاد اشتغال موتور محرک هر کار آفرین است .

***چه مقدار صادرات داشته‌اید‌، آیا بخش خصوصی می‌تواند با افزایش صادرات غیر نفتی به  مرور اقتصاد ما را از وابستگی به نفت جدا کند‌؟

توانمندی بخش خصوصی بعنوان یک ظرفیت بالقوه بسیار بالاست اداره اقتصاد و بنگاههای اقتصادی توسط دولت استراتژی منسوخ شده ایست که حتی در کشورهای کمونیستی هم جایگاه ندارد .بهره وری بالا و چابکی در بخش خصوصی لازمه رشد و توسعه اقتصادی است . حجم عظیم منابع مردم و بخش خصوصی در صورت ایجاد شرایط مناسب و بهبود فضای کسب و کار زمینه را برای جهش اقتصادی فراهم می نماید اما با وجود نوسانات ارزی و بی ثباتی در قوانین و مقررات ممکن است منابع بیشتر از این نیز به سمت دلالی و بازار های غیرمولد حرکت نماید .

دراین حالت بدون رشد نرخ تولید فقط تورم و وابستگی نصیب کشور خواهد شد. ۱۶۰۰ هزار میلیارد نقدینگی بارشد ۲۴ درصدی سالانه در حالی که نرخ رشد تولید ۴ درصد است گویای خطر و آسیب های پیش رو است ،حرکت نقدینگی به سمت تولید مولد  و صادرات غیر نفتی تنها راه نجات اقتصاد کشور است و این امر تنها توسط بخش خصوصی در تعامل با  دولت امکان پذیر خواهد بود .

*** خیلی ها افزایش قیمت ارز را راه گشای توسعه صادرات می دانسته اند نظر شما چیست‌؟ آیا صادراتتان افزایش یافته است‌؟

شاید در شرایط ثبات و بدون التهاب و در سایه برنامه ریزی و پیش بینی های کارشناسی افزایش قیمت ارز منجر به افزایش صادرات کشور گردد حتی در کشوری مثل چین و امریکا کاهش ارزش پول ملی در جهت افزایش صادرات صورت میگیرد . اما در شرایط التهاب و بی ثباتی شدید  و در زمانی که قوانین و مقررات و بخشنامه ها بطور مداوم در حال تغییر است ؛ افزایش صادرات نه تنها مقدور نیست شاید توجیه مناسبی هم نداشته باشد به عنوان مثال با افزایش چند برابری قیمت ارز در ۷ ماهه سال ۹۷ تنها ۱۳ درصد صادرات ما افزایش پیدا کرده است  و این نشان می دهد این افزایش ها حتی نتوانسته میزان صادرات ما را ۵۰ درصد افزایش دهد از سوی دیگر پیمان سپاری ارزی که به عنوان یک محدویت برای صادرات شناخته میشود ، کلیه محاسبات صادرکنندگان را به هم میریزد و ضمن افزایش ریسک توجیح صادرات را به شدت کاهش می دهد

***یعنی پیمان سپاری ارزی باعث محدودیت شده است‌؟

بله بحث مربوط به عدم بازگشت ارز حاصل از صادرات و ادعای مربوط به عدم بازگشت میلیارها دلار ارز حاصل از صادرات پیما ن سپاری ارزی را در روی میز دولت قرار داد اما واقعیت این است ارزهای حاصل از صادرات مربوط به شرکت های بزرگ در حسابهای خارجی موجود و در حال مسیر یابی جهت انتقال به داخل است و یا بسیاری از شرکتها تحت عناوین مختلف ارزهای خود را در بازار آزاد به ریال تبدیل می کنند. بی تردید بخش خصوصی در تلاش است تا با برگشت ارز حاصل از صادرات و تبدیل آن به ریال چرخه تولید و صادرات خود را حفظ نماید و بر میزان صادرات و سود خود بیافزاید . صادرات به عراق و افغانستان پیش از این پیمان سپاری ارزی مستثنی بوده است اما متاسفانه با اصلاحات صورت گرفته صادرات به عراق و افغانستان نیز مشمول پیمان سپاری ارزی شده است . این در حالی است که راه حل علمی و اقتصادی مبارزه با تحریم بر افزایش مبادلات بر پایه پول ملی کشورهای همسایه دلالت دارد اما پیمان سپاری ارزی قراردادهای ریالی را منسوخ کرده و صادر کننده را مکلف به ارائه دلار به سامانه نیما و سنا میکند . جالب است بسیاری از مبادلات در صنعت پلاستیک با عراق و افغانستان ریالی است و صادر کننده در صورت صرفه صادرات نیز باید از بازار آزاد دلار تهیه کرده و در سامانه نیما وسنا تحویل دهد واین بسیار عجیب و غریب است.

***الان تولید و صادرات صرفه اقتصادی ندارد‌؟

با توجه به اینکه قیمت بخشی از مواد و خدمات مورد نیاز برای تولید با دلار آزاد و آن هم دلار حدود ۱۴۰۰۰ تومنی محاسبه میگردد و این امر بهای تمام شده کالای  صادراتی را به بیش ۱۰ هزار تومان می رساند . البته با وجود کاهش قیمت ارز به محدوده ۱۰ هزار تومان ، کالاها و خدمات به این محدوده نرسیده است پس بنابراین بهای تمام شده بالای ۱۰ هزار تومان ،عرضه ارز حاصل از صادرات در سامانه نیما و سنا را توجیه پذیر نمی نماید و با توجه به افزایش قیمت ها و کاهش قدرت خرید مردم کشش بازار داخلی نیز کاهش یافته است . این به معنی تعطیلی بسیاری از واحدهای تولیدی به جهت عدم توجیه صادرات است و می توان گفت در شرایط تحریم نه تنها تهدیدها به فرصت تبدیل نشده اند بلکه تهدیدات به سمت بحران سازی پیش می رود . لازم است دولت در اسرع وقت به تجدید نظر اساسی در پیمان سپاری ارزی مخصوصا برای عراق و افغانستان اقدام نماید .

***پیشنهاد شما برای گشایش امر صادرات چیست‌؟

برای رونق صادرات غیر نفتی بایستی نسبت به شرایط قبل از تحریم امتیازهای به صادرکنندگان داده شود این در حالی است که با پیمان سپاری ارزی محدودیت های عجیبی به صادر کنندگان حاکم شده است یعنی بجای ایجاد شرایط بهتر در جهت افزایش صادرات، سختگیری ها و عدم لحاظ بهای تمام شده واقعی توجیه صادرات کاهش یافته و برخی واحدهای تولیدی تعطیل شده اند و خطر تعطیلی بیشتر نیز وجود دارد . به نظر من تجدید نظر اساسی در موضوع پیمان سپاری ارزی بسیار ضروری است تا صادرات توجیه داشته باشد . از سوی دیگر تاخیر بیش از این باعث از دست رفتن مشتریان استراتژیک گشته و مشتریانی که گاه برای بدست آوردن آنها سالها وقت گذاشته ایم و خون دلها خورده ایم براحتی از دست می رود.

***تولید در ایران چه زمانی رونق می‌گیرد؟

ضمن تشکر از اهمیتی که به تولید و صادرات لحاظ  داشته‌اید باید گفت زمانی تولید و صادرات در کشور رونق خواهد گرفت که سود تولید و صادرات از سود دلالی بیشتر شود.

زمانی که فرصت  در بازارهای دلالی و غیرمولد وجود دارد و هیچ  کنترل نظارت واخذ مالیات مناسب بر آنها نباشد و بر عکس تولید تحت شدیدترین فشارها قرار گیرد، افزایش تولید و صادرات غیر نفتی به یک رویا تبدیل خواهد شد.

نکته دیگر اینکه ارزش گذاری کالاهای صادارتی بصورت واقعی و براساس واقعیت های موجود  در بازارها باشد، با ارزش گذاری غیرواقعی موجود در گمرک باید یک صادرکننده ۲ یا ۳ برابر ارزش واقعی صادارت خود ارز به سامانه نیما یا سنا ارائه کند و این موضوع خود نیز در صورتی که صادرات توجیه پذیر باشد بعنوان یک مانع کاهش شدید صادرات را به دنبال خواهد داشت.

مرتضی ابراهیمی

ایمیل: news.morteza@gmail.com وبلاگ: http://economy-communications.blog.ir

نظرات شما

×

Comments are closed.