شهر شاه‌عباس می‌خواهد

۱۳۹۶/۰۵/۲۱

احسان مالکی‌پور*
شاه‌عباس کبیر از جمله نام‌آور‌ترین و موفق‌ترین شاهان ایرانی است که بیشتر شهرتش در دید عامه مردم به خاطر تلاشش در توسعه و آبادانی اصفهان و در دید آنان که تاریخ را بیشتر می‌شناسند به دلیل بازگردان وحدت ارضی ایران است. اما آنقدری که ما از اقدامات و افتخارات این قدرتمند‌ترین شاه ایران پس از اسلام می‌دانیم، کمتر از دلایل موفقیت او یعنی توانمندی‌های خاصش آگاه هستیم و از این رو از گنجینه ارزشمندی محروم شده‌ایم. در این مختصر سعی می‌کنم مروری بر اوضاع آشفته ایران در شروع سلطنت او و خصایص خاصش که منجر به نجات ایران شد داشته باشم و پس از آن پلی به عصر حاضر و اوضاع آشفته کلان‌شهرهای ایران بزنم و ویژگی‌هایی که شهرداران این شهر‌ها باید به تاسی از شاه‌عباس داشته باشند بیان کنم.
عباس، فرزنده محمد خدابنده، وقتی به قدرت رسید اوضاع دربار ایران بسیار آشفته و تحت نفوذ امرای قزلباش بود که بر پدرش شوریده و متهم به قتل مادر و برادرش بودند. در دولتخانه قزوین هم قدرت واقعی در دست مرشد قلی‌خان استاجلو بود که خود را مربی شاه جوان می‌دانست و به او تحکم می‌کرد. از شرق ازبک‌ها بخش‌های مهمی از خراسان حتی مشهد را تصرف کرده بودند و از غرب نیز عثمانی بخش‌های بزرگ و مهمی از ایران را در اشغال یا نظارت خود داشت و پرتغالی‌ها هم بخش‌هایی از جنوب را در دست داشتند. شاه جوان باهوش خوب می‌‌دانست که نمی‌تواند به یکباره بر تمام عوامل تهدید خارجی و ضعف داخلی غلبه نماید. از این رو مشکلات را اولویت‌بندی کرد. ابتدا با کمک مرشدقلیخان امرای قزلباش را مهار نمود و سپس خود مرشد را که عنصر مزاحمی بود از میان برداشت. پس از برخورد مقتدرانه با مشکلات دربار، راهبرد سیاست خارجی خود را بر جلوگیری از اتحاد دو دشمن سنی‌مذهب که در دوطرف ایران بودند، قرارداد و تصمیم‌گرفت در مواجهه با امپراطوری عثمانی که ارتش قوی‌تری داشت و به پایتخت ایران نزدیک‌تر بود سازش را به چالش ترجیح دهد. پس طی تفاهم‌نامه‌ای با آن‌ها یکی از عجیب‌ترین و متهورانه‌ترین تصمیمات تاریخ پرفراز و نشیب ایران را گرفت و با واگذاری آنچه در آذربایجان و کردستان و شروان و گرجستان در دست قوای عثمانی بود هرگونه درگیری با آن‌ها را به زمان دیگری وانهاد. در واقع شاه‌عباس ناموسی‌ترین دارایی کشور را تقدیم رقیب کرد: خاک ایران. او دست به قماری خطرناک زد که ممکن بود سبب شود نام او به عنوان یکی از بی‌تدبیر‌ترین شاهان ایران در تاریخ ثبت شود. اما شاه‌عباس کبیر واقع‌گرایانه و به دور از احساس، ترجیح داد داشته‌های کشور و ارتشش را در جنگ از پیش‌باخته با عثمانی هدر ندهد. همچنین «کلب آستان علی» قول داد مانع از سب خلفا و صحابه توسط ایرانیان شود؛ تصمیمی که در جو به شدت شیعی ایران آن روز فقط خود او جراتش را داشت. پس از این توافق با لشکری آراسته به شرق ایران رفت و ازبک را تارومار کرد. در بازگشت از خراسان برادران شرلی را که از انگلیس برای بازاریابی به ایران آمده بودند به حضور پذیرفت و چون فهمید همراهان آن‌ها در فن توپ‌ریزی و ساخت سلاح‌های آتشین مهارت دارند تصمیم گرفت با بهره‌گیری از فرصت پیش‌آمده، ارتش شخصی در حال تاسیس خود را بدان سلاح‌ها مجهز نماید و نقطه ضعف بزرگ سپاهش را در برابر ارتش عثمانی برطرف نماید. شاه معامله‌گر قرار گذاشت در یک بازی برد- برد در ازای امتیاز آموزش ساخت توپ به ارتش ایران، امتیاز بازرگانی به انگلیسی‌ها بدهد.
کم‌کم موعد آن رسید که بخش‌هایی از خاک ایران را که سال‌ها به ناحق در اشغال رقیب دیرینه بود آزاد نماید. اما هنوز یک مانع جدی بر سر راهش بود: خانان ولایت لار که ادعای استقلال کرده بودند و به دلیل سنی‌مذهب بودن ممکن بود در حین جنگ با عثمانی علیه حکومت صفوی کارشکنی کنند. خانان لار متحدی قوی هم داشتند: پرتغالی‌ها که نزدیک به یک قرن در نواحی هرمز و برخی سواحل آن محدوده مسلط بودند. بنابراین الله‌وردی‌خان سپهسالار ایران را به جنگ آن‌ها فرستاد و هم لاری‌ها را سرکوب کرد و هم دست پرتغالی‌ها را از آن نواحی کوتاه نمود. سپس با خیال راحت به جنگ عثمانی رفت و تبریز و ایروان و و تفلیس و شروان و حتی موصل و دیاربکر را از دست عثمانی خارج ساخت و بیشتر از آنچه آن‌ها قبلا طی سازش ایران بدست آورده بود، با چالش از دست آن‌ها خارج ساخت. دولت علیّه عثمانی مجبور شد طی مقاوله‌ای رسمی الحاق ولایات غصب کرده ایران را به خاک اصلی تایید کند. شاه‌عباس برای رفع هرگونه بهانه غرامت‌جویی از جانب آن‌ها موافقت کرد که در مدت برقراری مصالحه سالانه معادل دویست بار ابریشم خام به دولت عثمانی تحویل دهد و با این حرکت نشان داد در اوج قدرت هم باید دوراندیش بود. بدین‌سان شاه‌عباس بهادرخان توانست نقشه‌ای را که بر اساس نگاه دوراندیش و راهبردی‌اش در ذهن پرورده بود گام به گام و به خوبی اجرا نماید و پس از سه سال جنگ، وحدت و تمامیت سرزمینی ایران را که به سختی لطمه دیده بود برقرار نموده و تمرکز خود را بر عمران و آبادانی کشور بگذارد.
تصمیمات و اقدامات شاه‌عباس که سنگ‌بنای موفقیت‌های آتی او را بنا نهاد و وی را در زمره موفق‌ترین و معروف‌ترین شاهان تاریخ کهن ایران قرارداد، برخاسته از صفات و توانایی‌های پیش رو بود: تفکر راهبردی/واقع‌گرایی/دوراندیشی/توانمندی در مذاکره و معامله/شجاعت و تهور/خطر‌پذیری/تخصیص بهینه منابع/اولویت‌بندی و زمان‌سنجی/قاطعیت و اقتدار در تصمیم و اجرا/اجرای دقیق سیاست‌ها.
ایران در آغاز دوران شاه‌عباس با مشکلات کلان مملکتی همچون نابسامانی دربار، نافرمانی ارتش، سرکشی گردنکشان محلی و اشغالگری دشمنان خارجی مواجه بود که با اتکاء به نبوغ و توانمندی‌های سلطان پرآوازه ایران برطرف گردید. اکنون اما کلان‌شهرهای ایران با مشکلات متنوعی همچون آلودگی آب و خاک و هوا، فقر، مهاجرت و حاشیه‌نشینی، ترافیک، ساخت و سازهای غیرمجاز و غیراستاندارد، ناپایداری منابع درآمدی، گروه‌های فشار، ضعف منابع انسانی دستگاه‌های مدیریت شهری، و بی‌اعتمادی عمومی مواجه هستند. مشکلات مذکور گرچه در ظاهر هیچ شباهتی با شرایط آن روز ایران ندارند اما مجموعه‌ آن‌ها ویژگی‌های مشترکی با مشکلات دوران شاه صفوی دارند:
• گستره وسیع و عمیق مشکلات که ابعاد مختلف اجتماعی، اقتصادی و سیاسی جامعه از آن متاثر می‌گردد.
• آثار متقابل مشکلات بر یکدیگر
• تاثیر خواسته/ ناخواسته و مثبت/ منفی راه‌ حل‌های یک مشکل بر سایر مشکلات
• ارتباط راه‌ حل‌های مشکلات با یکدیگر
• عدم توانایی مدیریت شهری در برخورد همزمان با همه مشکلات
• محدودیت منابع
طبعا راه حل‌های مواجه با مشکلات امروزین شهر‌ها اگرچه با راه حل‌های عباسی تفاوت بسیار دارند، اما افرادی که قرار است برای حل این مشکلات تصمیم‌گرفته و تصمیماتشان را اجرا کنند باید‌‌ همان ویژگی‌های شاه‌عباس را داشته باشند و در میان این افراد، بی‌راهه نیست اگر بگوییم شاهِ شهر، شهردار است. زیرا اوست که عظیم‌ترین منابع مالی و انسانی و فیزیکی شهر در اختیارش می‌باشد و به قول شاعر، شهر آن اوست و بیشترین تاثیر را بر شهر و مشکلاتش دارد. پس اکنون که شوراهای شهر کلان‌شهر‌ها در آستانه انتخاب شهردار هستند، باید به آن‌ها گفت شهر شاه‌عباس می‌خواهد.

*دانشجوی دکترای برنامه‌ریزی شهری

نظرات شما