سیاست هایمان را گرفتار ایدئولوژی نکنیم

 

علیرضا امامی فرد-گروه سیاسی

alireza_emami1992@yahoo.com

بسیاری بر این باور بودند که با اتمام داعش در سوریه و عراق رنگ آرامش در خاورمیانه پس از سالها، حداقل برای مدت کوتاهی بر می گردد اما شاید عده ای که چنین باوری داشتند مسائل سوریه را به خوبی دنبال نکرده و از همه جوانب آن آگاه نبودند. اگر بحران سوریه را فقط مختص به داعش و یا چند گروه دیگر مخالف بشار اسد بدانیم که با نابودی آنها بسیاری از مشکلات این کشور حل می شود خطای بزرگی را مرتکب شده ایم. شاید درشت گویی نباشد اگر بگوییم بحران های سوریه ریشه های تاریخی دارد و اگر کنکاش کنیم می توانیم بسیاری از آنها را در بعد از جنگ جهانی اول بیابیم. قاعدتا نمی توان همه مسائل مربوط به آن بازه زمانی را در این بخش آورد و شاید اصلا دغدغه بسیاری هم اکنون ریشه یابی آن نباشد. به همین خاطر بهتر است به مسائلی در این گزارش پرداخته شود که به سرنوشت کشورمان بستگی دارد. بحران اخیر سوریه از جایی آغاز شد که برخی از کشورهای غربی مدعی شدند که بشار اسد از بمب های شیمیایی علیه مردم سوریه در دوما استفاده کرده است. اینکه این موضوع صحت دارد یا خیر را بسیاری نمی دانند و گروه های حقیقت یابی برای پیدا کردن مجرم واقعی وارد دوما شده اند اما بهتر است برای روشن سازی این نکته را یادآوری کنیم که رئیس جمهور سوریه چنین رفتارهایی را در مقابل مردم خود در گذشته انجام داده است و این چنین واکنش هایی چیزی دور از ذهن نیست. پس از آن بود که ایالات متحده امریکا، بریتانیا و فرانسه تصمیم گرفتند که سوریه را به خاطر استفاده از موشک های شیمیایی تنبیه کنند. گرچه توئیت های ترامپ نشان می داد چیزی فراتر از یک گوشمالی ساده باشد. در این میان روسیه بیکار ننشست و مقامات این کشور در میان خبرنگاران و در صفحات مجازی به صراحت اعلام کردند که این کشور از سوریه دفاع خواهد کرد. همین جنگ لفظی باعث شده بود که عده ای گمانه زنی کنند که جهان به جنگ جهانی سوم نزدیک شده است. ایران نیز مانند روسیه اعلام کرد که از سوریه دفاع خواهیم کرد و نخواهیم گذاشت تجاوزی صورت بگیرد.. پس از اظهارات محکم کشور روسیه بود که توئیت دونالد ترامپ کمی آرام تر شد. چشمان بسیاری به اخبار دوخته شده بود تا ببینند بالاخره سوریه مورد حمله گسترده کشورهای غربی قرار می گیرد یا خیر که تغییر لحن ترامپ بسیاری را متوجه آن کرد که جنگی در نخواهد گرفت. اما رئیس جمهور ایالات متحده امریکا غیر قابل پیش بینی تر از همه این صحبتهاست. ناگهان بامداد شنبه خبر رسید که بیش از صد موشک از سوی ائلاف غربی به سوریه شلیک شده است. روسیه و ایران و چند کشور دیگر این حملات را محکوم کرده اما برخی دیگر از کشورها از این اقدامات دفاع کردند.

ساعاتی پس از حمله امریکا، فرانسه و بریتانیا بود که روسیه واکنش متفاوتی نسبت به آنچه در خبرگزاری ها منعکس شده بود نشان داد. این کشور مدعی شد که بیشتر موشک هایی که ائتلاف غربی به سوریه شلیک کرده را با استفاده از سامانه ضد موشکی منهدم کرده است اما ایالات متحده این ادعا را کذب دانست. سه کشور مهاجم به سوریه اعلام کردند که با موشک باران سوریه توانسته اند به اهداف خود در این کشور برسند ولی ایران معتقد بود که این حمله یک موشک بازی بوده، نه بیشتر و نه کمتر. برخی از کارشناسان البته نظر دیگری را داشتند و بر این باور بودند که هدف از این حملات مسائلی پشت پرده بوده که بعدها مشاهده می شود اما عده ای دیگر معتقدند که حملات بامداد شنبه فقط به خاطر حفظ آبروی ترامپ بوده است.

از لا به لای همه خبرها و واکنش ها برخی اظهار نظرها جالب و قابل تامل بود. برخی از کارشناسان و حتی مردم متعجب بودند که روسیه چطور اجازه داد که این تعداد موشک به سوریه شلیک شود و پس از آن این کشور اروپای شرقی واکنش جدی نشان نداده است. همین امر باعث شد تا عده ای به سیاست های خارجی جمهوری اسلامی ایران انتقاد کنند و این نکته را هشدار دهند که روسیه شریک قابل اعتمادی نیست و بهتر است به جای آنکه همه مهره هایمان  بر اساس شراکت با روسیه  چیده شود بهتر است که مهره هایمان  با یک استراتژی بهتر در زمین بازی سیاست قرار دهیم که اگر روزی ما نیز نیازمند حمایت همه جانبه متحدانمان بودیم مانند سوریه و یا کشورهایی که تمام شراکت خود را با روسیه برنامه ریزی کرده بودند دچار ضربه نشویم. همه اینها و موارد دیگر از جمله تنش ایران و اسرائیل باعث شد تا به سراغ استاد دانشگاه و کارشناس سیاسی، دکتر حسین تفضلی برویم و با او در رابطه با همه این مسائل گفت و گو داشته باشیم که در ادامه می خوانید:

*حمله ائتلاف غربی به سوریه تحلیل های متفاوتی را به همراه داشته است. آیا شما نیز مانند برخی از کارشناسان معتقدید که این حمله شکست خورده و یا بر این باورید که این یک استراتژی برای اهداف بعدی بوده است؟

در مورد جنگ باید گفت که کمتر کسی می داند که وقتی اولین گلوله از سوی کشوری شلیک می شود آخرین آن که شلیک خواهد شد.

دونالد ترامپ شخصی است که تا به امروز سعی کرده تا به همه وعده های داده شده در زمان انتخابات عمل کند.

دولت های اروپایی به صورت نمادین وارد میدان شدند و بار اصلی این حمله روی شانه های ایالات متحده امریکا بود که قصد داشت با این حرکت خود برتری اش را در دنیا مخصوصا در مقابل قدرتهایی همچون روسیه و چین به اثبات برساند. کشورهای قدرتمندی که در حال حاضر توانایی ایستادگی در مقابل امریکا را ندارند. اینکه در حال حاضر اظهار نظر کنیم که جنگ میان روسیه و امریکا چه خواهد شد و کدام کشور در نهایت تصمیم به تسلیم خواهد گرفت را نمی توان به صراحت گفت. همه این حرکات یک بازی سیاسی است که کمتر کسی می تواند آینده پیش بینی شده را به درستی حدس بزند. اما از دید من این حملات نمادین نبود زیرا ترامپ با مفهوم نماد آشناییت ندارد و همه اینها به این خاطر است که او سیاست مدار نیست.

او شخصیتی عملگرا دارد و معتقد است هر چیزی که از زبانش بیرون می آید با عملی شود. البته یک تحلیل دیگر این است که سیاست مداران امریکایی از جمله دموکرات ها و جمهوری خواهان مانع از برخی اهداف او شوند و آنها بتوانند جلوی ترامپ بایستند.

*قرار بود حمله ای گسترده صورت بگیرد اما اتفاق نیفتاد. شما نیز فکر می کنید آنها به اهداف خود رسیده اند؟ آیا آنها با این واکنششان توانستند ایران را بترسانند و قدرت بشار اسد را تضعیف کنند؟ آیا پشت پرده با روسیه توافقی حاصل شده است؟

یقین بدانید روسیه نمی تواند وارد جنگ فرسایشی با امریکا شود زیرا این کشور نه توان اقتصادیش این اجازه را خواهد داد و نه شرایط اجتماعی درونی آن.

یکی از دلایلی که این کشور نمی تواند شریک خوبی برای کشورهای دیگر باشد این است که ثروت کافی ندارد. وقتی امریکا تصمیم به حمله می گیرد می تواند بخش قابل توجهی از هزینه هایش را از کشورهای دیگر از جمله کشورهای عربی تامین کند و به همین خاطر است که هزینه های ایالات متحده در جنگ به مردم این کشور فشار زیادی نمی آورد اما اگر روسیه وارد جنگ شود باید هزینه های جنگ را از جیب مردم خودش بپردازد و در نهایت نیز نمی توانند پیروز شوند. شاید روسیه بتواند یک پیروزی مقطعی به دست بیاورد ولی تاریخ نشان داده که بعد از آن این کشور تکه تکه و به چند کشور کوچک تبدیل خواهد شد.

*با توجه به صحبت های شما می توان نتیجه گرفت که در آینده نه چندان دور شاهد اتفاقات خاصی در سوریه و به طور کل در منطقه باشیم؟

اگر بخواهیم حرفهای دونالد ترامپ را جدی بگریم، بله. حدود یک ماه گذشته بود که رئیس جمهور  امریکا اعلام کرد که ایران سال سختی را در پیش خواهد داشت. قطعا یکی از برنامه های او برای فشار به ایران تهدید است و البته یکی دیگر از موارد که نباید از آن غافل شد این است که هزینه های ایران را در خارج از مرزهایمان افزایش دهد و در نهایت بتواند اهداف خود را به ثمر بنشاند زیرا خزانه ما نیز محدودیتی دارد.

*عده ای بر این باورند که ایالات متحده در گذشته نیز چنین استراتژی در مقابل مخالفانش داشته است. این تحلیل درست است؟

اگر به تاریخ رجوع کنیم و اتحاد جماهیر شوروی را بررسی و علت های فروپاشیش را تحلیل کنیم متوجه خواهیم شد که این تحلیل کاملا درست است. غربی ها شوروی را در چند نقطه از جهان مشغول کردند و کشورهای غربی برای مقابله آن کشورها با روسیه به آنها سلاح می فروختند و از این راه می توانستند هزینه های خود را تامین کنند، اما اتحاد جماهیر شوروی چطور؟

کشورهایی که شرایط مناسب مالی نداشته متحد روسیه بودند و نمی توانستند به این کشور کمک ویژه ای بکنند. هزینه های این کشور به خاطر درگیری در خارج از مرزها بالا رفت و شوروی مجبور بود که این هزینه ها را از داخل تامین کند و در نهایت با ادامه این شرایط نارضایتی های مردم از حاکمیت آن کشور بالا رفت و سرانجام به فروپاشی منجر شد.

*قطعا مسئولین کشورمان تاریخ را به خوبی خوانده اند، پس چرا همان راه شوروی را در پیش گرفته اند؟

جمله ای از چهارمین نخست وزیر مالزی، ماهاتیر بن محمد نقل شده که در پاسخ به این سوال که چه شد کشورتان توانست به این اندازه رشد کند پاسخ داده است:« ما گاو را دیده ایم و رفتیم آن را دوشیدیم و توانستیم بهره لازم را از آن ببریم. اما برخی از کشورها می خواهند گاو را رام کنند و شاخش را بشکنند.»

سیاست چیزی است که نیاز به انعطاف دارد. باید در زمانهایی از سیاست هایمان عقب نشینی کنیم و در برخی موارد رفتار دیگری داشته باشیم.

*مانند ترکیه؟

خیر. ترکیه مسیری را در پیش گرفته که انتظار می رود در دهه آینده تحولات عظیم اجتماعی و سیاسی داشته باشد.

اما اینکه گفته می شود که چرا سیاست مداران کشورمان با توجه به آگاهی از تاریخ چنین رفتارهایی دارند را بهتر است اینگونه پاسخ دهم که مصلحت این است که سیاست هایمان را تغییر دهیم. کاری که اتحاد جماهیر شوروی می کرد این بود که مردم باید سعی می کردند خود را با سیاستها و ایدئولوژی های حاکمیتشان تطابق دهند در صورتی که در کشورهای توسعه یافته بالاترین مقامات و سیاستگذاران آن کشور سعی می کنند سیاست های خود را با ایدئولوژی های مردمشان تطبیق دهند. وقتی به این نتیجه می رسند که ایدئولوژی آنها در جامعه جواب نمی دهد راه را تغییر می دهند.

*آیا کشور ما نیز در آینده مجبور خواهد شد همین رفتار را انجام دهد؟

شدن یا نشدن آن مربوط به رشد جامعه است که این بخش را مردم باید انجام دهند. خوشبختانه در این چهل سال حرکت خوبی صورت گرفته و آن این بوده است که اکثریت جامعه رو به با سواد شدن حرکت می کنند. امروز در کشورمان از هر دوازده نفر یک نفر وجود دارد که تحصیلات دانشگاهی داشته باشد و اگر کسانی که خارج از ایران زندگی می کنند را در نظر بگیریم این آمار به ازای هر ده نفر یک تحصیل کرده دانشگاهی را به ما نشان خواهد داد. چنین جامعه ای می تواند کشور را  به سمت دموکراسی حرکت دهد.

*مدتی است که تنش ها میان ایران و اسرائیل بالا گرفته است. آیا شما فکر می کنید که در آینده نزدیک بین این دو کشور درگیری رخ خواهد داد؟

تصور من این نیست که جنگی میان ایران و اسرائیل شکل بگیرد. امریکا و اسرائیل تمایلی به بمباران ایران ندارند. در کشورمان صداهای مرگ بر امریکا و مرگ بر اسرائیل شنیده می شود ولی با همه این اوصاف آنها به کشورمان حمله نکرده اند. این در حالی است که به کشورهای اطرافمان از سوی آنها حمله صورت گرفته است. به نظر می رسد آنها از تغییر سیاست هایمان ناامید شده اند و تصمیم گرفته اند که روی جامعه ایران برنامه ریزی کنند. در نتیجه از راه های مختلف دیپلماتیک فشار می آورند تا بتوانند ضربه را وارد کنند.

نظرات شما