سیاست جدید بانک مرکزی نیازمند اقدامی هوشمندانه:فرصتی بزرگ ،تهدیدی بزرگ

آرش حجتی، کارشناس اقتصادی

خوشبختانه در دو سه روز گذشته بانک مرکزی اقدام به دخالت محدود در بازار آزاد ارز جهت رساندن آن به ساحل آرامش داشته است.

این مساله در نوشته های گذشته اینجانب نیزقویا پیشنهاد شده بود بطوریکه با مرورمقاله ای با عنوان ” نامه سر گشاده به ریاست کل بانک مرکزی ”  که در روزنامه وزین جهان  اقتصاد در تاریخ ۴ مهر ماه  ۹۷به قلم اینجانب به چاپ رسیده،به تقارنی حداکثری دست می یابیم.

سیاست جدید بانک مرکزی که با همراهی اصحاب رسانه و شبکه های اجتماعی بدل به موج روانی بزرگی شد نوید بخش ترکیدن حباب-بخوانید بالون-نرخ ارز گشته است.

نتیجه آنکه در فاز نخست بخشی از مردم که عمدتا مبالغ اندکی ذخیره ارز و سکه داشتند به قصد فروش شتابان روانه بازارها شدند.

همزمان بانک مرکزی در دستوری شتابزده مجوز خرید ارز توسط شعب ارزی بانکها را صادر کرد.

هرچند که اینجانب بطور کلی با این اقدام بسیار موافق بوده و در نامه اشاره شده فوق بر لزوم آن تاکید ویژه نموده ام لکن قویا معتقدم این اقدام می بایست کمی دیرتر و  پس از اطمینان از کاهش یکباره نرخ ارز و نزدیک شدن قیمتها به نرخ سامانه نیما انجام می شد تا مردم به فاز اصلی جذب نقدینگی در قالب افتتاح حساب ارزی و مهمتر از آن خرید اوراق مشارکت ارزی رهنمون شوند.

با اعلام خرید ارز توسط بانکها،هم اینک بازار منتظر اعلام نرخ و شرایط خرید ارز در شعب ارزی می باشد.در صورتیکه نرخ اعلامی با نرخ بازار فاصله زیادی داشته باشد مردم به سمت فروش ارز به دلالان و صرافیها متمایل میشوند.از طرفی بازار آزاد خود دارای چندین نرخ میشود که منجر به سردرگمی هرچه بیشتر فعالین شده و به این ترتیب مجددا نبض بازار آزاد در اختیار دلالان قرار می گیرد که این یعنی از هدف اصلی جذب اسکناسهای بازار توسط شبکه بانکی دور میشویم.

مجموعه عوامل بالا یعنی شکل گیری یک بازار کاذب  در کنار بازار آزاد و سیر صعودی مجدد نرخ ارزدر بازار آزاد .به این ترتیب در صورت عدم اقدام به موقع بانک مرکزی بزرگترین فرصت تعدیل قیمتها تبدیل به تهدیدی بزرگ و پرهزینه میشود.

از سوی دیگر در صورتیکه نرخ خرید اعلامی نزدیک نرخ بازار باشد قیمت ارز هچنان با حباب زیاد تثبیت شده که خود موجب مشکلات متعددی است که در مصاحبه مندرج در روزنامه وزین جهان اقتصاد در تاریخ ۷ مهر ماه  ۹۷با عنوان”بانک مرکزی مدیریت بازار ارز را رها نکند”به تفصیل بیان شده است.

در تعیین چگونگی سیاست ورود و  تنظیم بازار توجه به دسته بندی دارندگان ارز موجود در بازار حائز اهمیت بسیاریست.

از دید نگارنده ذخایر ارزی خارج از شبکه بانکی را به دسته های تقریبی زیر می توان تقسیم کرد:

۱٫ارز خانگی با مبالغ کمتر از پنج هزار دلار

۲٫ارز خانگی با مبالغ کمتر از یکصد هزار دلار

۳٫ارز سرمایه ای با مبالغ کمتر از یک میلیون دلار

۴٫ارز سرمایه ای با مبالغ چندین میلیون دلار

۵٫ارز واسطه ای(دلالی)با مبالغ چندین میلیون دلار

با آغاز سیاست جدید بانک مرکزی و شروع موج روانی ریزش قیمتها ،دسته اول که عمدتا از قشر کم مطالعه تر جامعه هستند روانه بازار شدند.این افراد عمدتا ارز خود را با نرخهای بسیار بالا تهیه کرده اند بنابراین با کاهش اولیه قیمتها خود را در معرض زیان دیده اند.اما توجه به این نکته ضروریست که سرجمع ارز در دست این عده بسیار اندک است.

به بیان دیگر موفقیت سیاست جدید ارزی زمانیست که سایر دسته ها مجبور به عکس العمل شوند.

دسته دوم که عمدتا از طبقه متوسط جامعه هستند عمدتا ارز خود را دردو ماه ابتدایی تابستان و در محدوده  قیمتی ۷۰۰۰ تا ۹۰۰۰ تومان تهیه کرده اند .

دسته سوم که کسبه و تجار خرد هستند  در محدوده  قیمتی ۵۰۰۰ تا ۸۰۰۰ تومان  اقدام به خرید ارز کرده اند.

اما دسته چهارم که در زمره سرمایه داران کشور هستند با توجه به شم اقتصادی خود عمدتا از همان ابتدای افزایش قیمتها و با نرخ کمتر از ۵۰۰۰ تومان سرمایه خود را تبدیل کرده اند.

دسته پنجم (دلالان)بر اساس رویه موجود دایما در حال خرید و فروش می باشند.

با کاهش یکباره نرخ بازار آزاد و نزدیکی به سامانه نیما بلافاصله دسته دوم،سوم و پنجم(هریک به انگیزه ای) فعال شده و حجم گسترده ای از اسکناس روانه بازار میشود.در واقع اینجاست که بانکها می بایست با اعلام نرخی کمی بالاتر از سامانه نیما اقدام به خرید ارز کنند و همزمان اقدام به فروش برای همه مصارف(نه فقط مسافری،دانشجویی و یا خدماتی) با اعلام سقف فروش نمایند.این مساله از جهت رفع نگرانی فروشندگان از نبود امکان خرید در آینده بسیار مهم است،لکن هرگونه فروش ارز پیش از نزدیک شدن نرخ واقعی بازار آزاد به سامانه نیما امری بسیاراشتباه بوده و مانند دمیدن اکسیژن به آتشی است که سعی در خاموش کردن آن داریم.از این روی  اعلام بانک مرکزی برای فروش تا سقف ۵۰۰۰ یورو بصورت آزاد بسیار زود و در مقطع کنونی بسیار اشتباه است.با این کار مجددا دلالان فعال شده و با خرید ارز از این محل و فروش آن در بازار آزاد کسب سود کرده و به عملکرد تخریبی خود همچنان ادامه می دهند.

اما دسته بسیار مهم چهارم،زمانیکه احساس ثبات اقتصادی بیابند خود اقدام به تبدیل ارز و شروع مجدد فعالیتهای اقتصادی خواهند نمود که در مقالات آینده به تفصیل به آن خواهیم پرداخت.

بر اساس موارد فوق پیشنهاد می گردد بانک مرکزی با تزریق حجم بیشتری ارز به بازار قیمتها را هر چه سریعتر به سامانه نیما نزدیک کند و پس از آن اقدام به خرید ارز و جذب آن به روشهای پیش گفته نماید.

در پایان ذکر چند نکته ضروریست:

۱٫با کاهش یکباره قیمتها دلالان و سفته بازان زیان عمده می کنند و فرصت هرگونه جبران و اقدام تخریبی از آنها گرفته می شود

۲٫بانک مرکزی می بایست سیاست مشابهی جهت خرید سکه اتخاذ کند.

۳٫بانک مرکزی می بایست راهکاری قانونی برای جذب طلاهای آبشده در بازار بیاید.

در صورت عدم توجه به نکات ۲و۳ نقدینگی مجددا به سمت بازار طلا و سکه جاری میشود و با شکل گیری حباب قیمت، موفقیت سپرده های ارزی و اوراق مشارکت ارزی به شدت تحت الشعاع قرار میگیرد.

دست آخر به اصحاب محترم رسانه و شبکه های اجتماعی پیشنهاد می گردد از ذکر نرخهای خلاف واقع نظیر کاهش قیمت دلار به ۸۰۰۰ تومان به جد پرهیز کنند چرا که مخاطب با کسب اطلاع از قیمتهای واقعی اطمینان خود به رسانه را ازدست می دهد.فراموش نکنیم که این جنگ ناجوانمردانه اقتصادی با هجمه همگانی خبری و جنگ روانی گسترده دشمن پشتیبانی میشود،بنابراین بیش از هر زمان دیگری اطمینان مردم به رسانه های داخلی برای هرگونه اقدام لازم در آینده  حائز اهمیت است.

 

مرتضی ابراهیمی

ایمیل: news.morteza@gmail.com وبلاگ: http://economy-communications.blog.ir

نظرات شما