سوء مدیریت و فِسادهای اقتصادی

gooshvareسجّاد وجدانیان

کارشناس ارشد تدارکات و خدمات پشتیبانی شرکت آب منطقه ای اصفهان

یکی از دغدغه‌های اصلی دولتمردان، همواره مبارزه با فِساد بوده است. در این باره تا به حال کتاب‌های زیادی نوشته شده، همایش‌های زیادی برگزار شده، سخنرانی‌های متعددی انجام شده و برنامه‌ریزی‌های فراوانی برای آن صورت گرفته است اما نتیجه همه این‌ها این است که؛ “هنوز اندر خم یک کوچه‌ایم”. وقتی‌ می‌خوانیم که جهانگیری، معاون اول رییس جمهور، گفته “فِساد سیستمی شده است” و یا پورمحمدی، وزیر دادگستری، گفته “باید قبول کنیم که در مبارزه با فِساد کم آورده‌ایم”، باید هم نتیجه بگیریم که تاکنون توفیقی در مبارزه با فِساد حاصل نشده است. این نتیجه به هیچ‌وجه درخور وشایسته ملتی که ظالمانه‌ترین تحریم‌های طول تاریخ را با سربلندی پشت‌ِسر گذاشته‌اند، نیست. لذا باید چارچوبی سازماندهی شود که با آن بتوان با فِساد مبارزه کرد و بهترین آن هم پیش‌گیری از فِساد است. چهارچوب مورد بحث نیاز به قانون اثربخش، اجرای کارآ و نظارت مناسب دارد که به ترتیب برعهده مجلس، دولت و قوه قضائیه است. با توجه به تلاش‌های صادقانه و بی‌وقفه مسئولان، باید پرسید که واقعا در کدام مرحله یا مراحل ضعف وجود دارد که چنین فِسادهای کلانی به وقوع‌ می‌پیوندد؟ بررسی واقع‌بینانه نشان‌دهنده ضعف در کل ساختارِ تصمیم، اجرا و نظارت است. به عنوان نمونه در قانون هدف‌مندی یارانه‌ها که یکی از قوانین سرنوشت‌سازِ کشور‌ می‌باشد، مبنای اصلاح قیمت‌ها، قیمت تحویل روی کشتی یا به اصطلاح تجاری قیمت فوب خلیج فارس به دلار‌ می‌باشد. در این قانون هیچ تدبیری برای کنترل نوسانات ناشی از نرخ ارز در نظر گرفته نشده است (تصمیم نادرست). هم‌چنان‌که تجربه شد در دوره زمانی اجرای فاز اول، ارزش پول ملی در یک‌سال در نتیجه نوسانات نرخ ارز به یک سوم کاهش یافت و همه تلاش‌های انجام شده در برای اصلاح قیمت‌ها را بی‌نتیجه کرد. همین قانون بدون آن‌که دهک‌های درآمدی شناسایی شوند، اجرا شد (اجرای نادرست). دقیقا از زمان اجرای قانون تا‌کنون مصیبت‌های ناشی از توزیع یکسان یارانه‌ها تمام نشده است. هم‌چنین سهم پیش‌بینی شده تولیدکنندگان در این قانون هرگز پرداخت نشد و هیچ کس هم از این بابت موأخذه نشد (نظارت نادرست). آیا تصمیم نادرست، اجرای نادرست و نظارت نادرست فرصت برای فِساد ایجاد نمی‌کند؟ لذا دوباره باید تأکید کرد که علی‌رغم همه تلاش‌های قابل تقدیر انجام شده، هنوز عزم جدی‌تری برای مبارزه با فِساد نیاز است. مسئولان باید پاسخگو و مسئولیت‌پذیر باشند و مردم نباید تاوان سوءمدیریت‌ها را پس بدهند. همه آن‌چه که امروز از آن به عنوان فِسادهای کلان نام برده‌ می‌شود، روزی یک تخلف جزئی و قابل پیش‌گیری بیش‌تر نبوده است. و این تمام واقعیت است.

 

نظرات شما

×

Comments are closed.