سهم درآمد ملی بر روی میدان مین

حامد هدائی_اقتصاددان رفتاری و سیاسی

سهم درآمد ملی بر روی میدان مین

علت این که اکثر مباحث درباره نابرابری، جنجال برانگیز می شوند و بسیاری از آنها هم گیج کننده اند این است که راه های زیادی برای تعریف نابرابری و حتی راه های بیش تری هم برای اندازه گیری آن وجود دارد. اقتصاددانان می خواهند بدانند که تفاوت  در استانداردهای زندگی چقدر خودش را در تفاوت مصرف یا درآمد نشان می دهد. آنها معیارهای تکنیکی مختلفی را برای نابرابری بررسی می کنند که البته همیشه نمی تواند تصویر کاملی را به نمایش بگذارد. مثلا نابرابری بین نژاد ها یا جنسیت ها، یا بین مناطقّ، یا بین شهروندان یک کشور یا بین مردم کل دنیا. این که اعداد و ارقام مربوط به توزیع درآمد را از چه منابعی به دست می آورید، آمار خانه به خانه یا آمار مالیاتی و هم چنین این که چگونه توزیع ملی درآمد را با معیارهای توزیع درآمد بین کشورهای مختلف ادغام می کنید، و این که چگونه تفاوت بین قدرت خرید کشورهای مختلف را در آن لحاظ می کنید، همه روی ارقام و نتایج شما تاثیر می گذارند. به صورت خلاصه می توان گفت که این مسئله ، مثل یک میدان مین آماری است. برای آن که قضیه ساده شود، بیایید روی دو نوع از نابرابری متمرکز شویم: نابرابری در سطح جهانی و نابرابری در داخل هر کشور. و بیایید به دو معیار معمول در بررسی  نابرابری توجه کنیم: سهم درآمد کلی که نصیب بخش های مختلف جمعیت می شود مثل یک درصد طبقه بالا و بعد هم ضریف معروف به جینی. درسطح کشور، ضریب های جینی در دامنه ۲۵٫/ (برای کشورهای برابر طلب مثل نروژ یا سوئد) تا بالای ۶۵٫/ ( برای مناطقی که نابرابری خیلی در آنها بالاست، مثل آفریقای جنوبی) بررسی می شود. نمره امریکا هم ۳۸٫/ است. حرکت کوچک در این ارقام به معنی تغییرات بزرگ در شکاف درآمدی است. مثلا معیار متوسط جینی برای گروه ثروتمند ترین کشور های سازمان همکاری اقتصادی وتوسعه از ۲۸٫/ در اواسطه دهه ۱۹۸۰ به ۳۱٫/ در زمان حال رسیده است. نابرابری جهانی از نابرابری در داخل کشور ها خیلی بیش تر است. مجموعه ای از پژوهش های جدید، ضریب جینی دنیا را چیزی بین ۶۳٫/ و ۶۸٫/ تعیین کرده اند. با استفاده از آخرین آمار مربوط به برابری قدرت خرید (PPT) می توان گفت این رقم به ۷٫/ نزدیک است. دو اقتصاددان فرانسوی به نام های فرانسوا بورگینیون و کریستین موریسون با استفاده از روش های هوشمندانه آماری محاسباتی درباره نابرابری انجام داده اند. پژوهش های آنها که تا سال ۱۸۲۰ هم عقب می رود، نشان می دهد که درآغاز انقلاب صنعتی، ضریب جینی جهانی حدود ۵٫/ بود. بیش ترین نابرابری ناشی از تفاوت شدید در داخل کشورها بود. یعنی شکاف بین طبقه نخبه ثروتمند و کوچک با پرولتاریای فقیر در مقابل تفاوت میان کشورهای مختلف خیلی زیاد نبود. درآمد سرانه در ده کشور ثروتمند دنیا در قرن نوزدهم تنها شش برابر درآمد سرانه در ده کشور فقیر تر دنیا بود. در دو قرن اخیر، نابرابری جهانی به وضوح تشدید شده است. علتش این است که در بسیاری از موارد کشورهای ثروتمند خیلی سریع تر از کشورهای فقیرتر رشد کرده اند. بعد از انقلاب صنعتی، رشد اقتصادی در اروپا و سپسس امریکای شمالی سرعت بیش تری گرفت. این در حالی بود که وضعیت راکدی در بسیاری از نقاط دیگر جهان وجود داشت. این واگرایی دربخش زیادی از قرن بیست میلادی نیز ادامه پیدا کرد. در نتیجه، درآمد سرانه ده کشور ثروتمند دنیا حالا چهل برابر بیش تر از کشورهای فقیر دنیا است. در داخل بسیاری از کشورها شکاف درآمدی در قرن بیستم کاهش پیدا کرد اما شکاف میان کشور های مختلف به شدت رو به افزایش گذاشت. علت های کاهش داخلی شکاف درآمدی می تواند متفاوت باشد. کمونیسم نوعی برابری زوری و مخرب را در بسیاری از کشورها برقرار کرد. اماحتی در اقتصادهای غربی هم ضریب های جینی و نیز سهم درآمدی که به یک درصد طبقه ثروتمند بالا می رسید کاهش یافت. دسترسی گسترده به تحصیل،نقش مهمی در این راستا ایفا کرد. هم چنین تولید در سطح وسیع و سایر پیشرفت های تکنولوژیکی که تقاضا برای شغل های نیمه مهارتی در کارخانه ها را افزایش دادند. در این راستا نقش ایفا کردند. سیستم مالیاتی پیشرفته، رشد اتحادیه ها و سایر نهادهایی که بازارها را قانونمند می کنند و وضعیت کارگران را بهبود می بخشند در این راستا نقش دااشته اند. این روندها آن قدر ادامه پیدا کردند که مردم آنها را همیشگی فرض کرده اند. در اواسط دهه ۱۹۵۰، سیمون کوزنتس اقتصاددانی که از روسیه مهاجرت کرده بود، استدلال کرد که هر چه کشورها  ثروتمند تر می شوند، نابرابری یک الگوی U شکل وارونه را دنبال می کند. در مراحل اولیه  توسعه، نابرابری افزایش می یابد زیرا مردم از کشاورزی معیشتی به سمت صنعت حرکت می کنند. بعد هر چه جامعه بالغ تر شود، شکاف بین درآمدها در مناطق روستایی و شهری کاسته میشود، دولت ها در توزیع درآمد نقش ایفا می کنند و نابرابری رو به کاهش خواهد گذاشت. منحنی کوزنتس برای درک نابرابری به اقتصاددان ها کمک زیادی کرد. متاسفانه این منحنی برای تاریخ متاخر چندان به کار نمی آید. تا اواخر دهه ۱۹۷۰ ، دو روند وجود داشت که رویه درآمد جهانی در قرن بیستم راشکل می داد: افزایش شکاف بین کشورها و کاهش شکاف در داخل آنها. هر دوی آنها بعدا حرکت عکس را در پیش گرفتند. آغاز اصلاحات اقتصادی چین در سال ۱۹۷۸ و اصلاحات اقتصادی در اوایل دهه ۱۹۹۰، نقطه عطفی در شکاف درآمدی بین کشورها بودند. برخی کشورهای فقیر از قبیل هم رشد سریع خود را شروع کرده بودند. به خصوص پلنگ های آسیایی مثل کره جنوبی و تایوان، اما تسریع رشد در دو اقتصاد پرجمعیت  دنیا بود که تصویر جهانی را از حالت واگرایی به هم گرایی تغییر داد. هر چه کشورهای بیش تری به اصلاحات بازار روی آورند و هر چه تکنولوژی بیش تر به جهانی شدن کمک کرد، این هم گرایی هم بیش تر و قوی تر شد. از سال ۱۹۹۰، اکثریت اقتصادهای نوظهور سرعتی بیش تر از امریکا پیدا کرده اند و سرعت سبقت گرفتنشان هم زیاد شده است. با وجود این، افزایش شکاف درآمدی در داخل کشورها تقریبا به همان زمان  بیش تر از همه شد و تقریبا همه جا هم هست. در میان کشورهای ثروتمند، این روند بیش تر از همه در اقتصادهای انگلوساکسون به خصوص امریکا دیده شده است. ضریب جینی امریکا از ۳۱٫/ در اواسط ده ۱۹۷۰ به ۳۸٫/ در حال حاضر رسیده است. این افزایش نابرابری  بیش تر به این دلیل رخ داد که درآمد مردم فقیر تر از درآمد مردم متوسط تر خیلی کم تر شد. اما در عین حال، افزایش شدید سهم آن طبقه بالای ثروتمند هم نقش زیادی در این راستا ایفا کرده است. سهم درآمد ملی که به یک درصد ثروتمند جامعه می رسد، از ۸ درصد در دهه ۱۹۷۰ به ۲۴ درصد در سال ۲۰۰۷ رسید. هم چنین یک درصد بالایی ثروتمند امریکا مثل همان یک قرن پیش، در حال اختصاص سهم بزرگی از درآمد ملی هستند. با این حال حرف کوزنتس خیلی هم درست از آب در نیامده است. وضعیت مشابهی حتی دراروپا رخ داد، جایی که اقتصادها بیشتر برابری طلب هستند. مثلا در آلمان و سوئد میزان نابرابری به شدت بالا رفته و علتش افزایش شدید درآمد طبقه بالاست.

در میان اقتصادهای نوظهور، چین و روسیه تا به حال بیش ترین شکاف درآمدی را داشته اند اما این شکاف درهند و بخش هایی از آفریقا هم افزایش نشان داده است. تنها منطقه ای از بازارهای نوظهور که این رویه در آن مشاهده نیم شود امریکای لاتین است، جایی که بسیاری از کشورها شاهد کاهش شکاف درآمدی بوده  اند. برزیل که مدت ها یکی از نابرابرترین کشورها  در سطح دنیا بود، در یک دهه گذشته شاهد کاهش بزرگی در نابرابری بوده است. در سطح جهانی این دو رویه در دو جهت مخالف پیش رفته اند. اما کاهش شکاف درآمدی بین کشورها بیش تر قابل ملاحضه بوده است. به همین دلیل است که ضریب جینی جهان هم رو به کاهش گذاشته است.

instagram.me/hamedhodaei

حامد هدائی

حامد هدائی " روانکاو فروش ایران"

نظرات شما

×

Comments are closed.