سمت و سوی بازار نفت تا پایان سال ۲۰۱۹

دکتر روح اله کهن هوش نژاد-تحلیلگر اقتصاد انرژی-قیمت نفت در روزهای اخیر وارد بازاری موسوم به بازار خرسی (در مقابل بازار گاوی) شده است. هنگامی که قیمت کالا یا سهامی روندی نزولی داشته و رکود در اوضاع اقتصادی حاکم شده باشد، بازار خرسی نامیده می شود. نفت زیر ۶۰ دلار برای کشورهای تولیدکننده به نوعی منطقه دردناکی محسوب می شود. با ورود به نیمه دوم سال که معمولا نیمه بودجه بندی است، کشورهای اوپک به فکر جلوگیری از کاهش بیشتر قیمت نفت افتاده اند.

عربستان سعوی به عنوان بزرگترین تولیدکننده نفت اوپک از کاهش ۷۰۰ هزار بشکه ای فروش نفت خود از ماه سپتامبر ۲۰۱۹ (از ۱۰ شهریور ۹۸) خبر داده تا صادرات این کشور به زیر ۷ میلیون بشکه در روز برسد. اما به نظر می رسد چنین اقداماتی تأثیر چندانی بر قیمت ها نداشته باشد، زیرا بازار بیش از آنکه به اعلامیه های اوپک توجه کند، به جنگ تجاری چین و آمریکا می نگرد. لذا چنین می توان نتیجه گرفت که بازار بیش از آنکه نگران کاهش عرضه باشد برای افزایش قیمت باشد، نگران کاهش تقاضاست؛ عرضه از سوی اوپک در ماه های اخیر همواره رو به کاهش بوده است. بخشی از این کاهش داوطلبانه (مانند کاهش از سوی عربستان) و برخی اجباری (مانند کاهش تولید ایران و ونزوئلا) بوده است. براساس آخرین آمارهای آژانس بین المللی انرژی، ماه گذشته کاهش تولید عربستان، ایران و ونزوئلا به ترتیب ۱۲۰، ۵۰ و ۶۰ هزار بشکه در روز بوده است.

از سوی دیگر، تقاضا مجددا تضعیف شده و براساس تحلیل آژانس بین المللی انرژی، تقاضا در بدترین وضعیت خود پس از بحران مالی ۲۰۰۸ قرار دارد و پیش بینی می شود تقاضا در سال آتی ۱٫۳ درصد کاهش یابد. با ادامه جنگ تجاری چین و آمریکا پیش بینی ها منفی تر نیز خواهد شد.

تنها نکته  مثبتی که در نیمه اول سال جاری در مورد جانب تقاضا وجود داشت، افزایش تقاضای چین به میزان ۵۰۰ هزار بشکه در روز بود که آن هم عمدتاً به ذخایر استراتژیک این کشور سرازیر می شد.

اما سوال اصلی اینجاست که قیمت نفت در سه ماه آخر سال ۲۰۱۹ و طلیعه سال ۲۰۲۰ به کدام سود خواهد رفت؟ پاسخ سرراست به این پرسش دشوار است زیرا عوامل مختلف و متنوعی روی بازار تأثیر می گذارند.

عامل اول جنگ تجاری آمریکا و چین است که شعله آتش آن هر روز کم و زیاد می شود. چند روز پیش چین از افزودن تعرفه ۷۵ میلیارد دلاری بر کالاهای آمریکایی خبر داد که بر صادرات خودرو، نفت و سویای آمریکایی تأثیر خواهد گذاشت و باید منتظر واکنش متقابل ترامپ باشیم. از پیامدهای محتمل این جنگ کاهش واردات نفت چین به میزان یک میلیون بشکه در روز است.

عامل دوم نقش روسیه در بازار نفت است. یک‌سوم نفت روسیه در حوضه‌ سیبری غربی تولید می‌شود و برخی از غنی‌ترین انباشت‌های نفتی جهان در این منطقه قرار دارد. این منطقه با وسعت ۲٫۲ میلیون کیلومتر مربعی، بزرگترین حوضه‌ نفتی دنیاست. روسیه، با داشتن ۷۵ میلیارد بشکه‌ نفت شیل که از نظر فنی قابل بازیافت هستند، یکی از کشورهای برتر در زمینه نفت است، اما برآوردهای دیگری هم درباره ذخایر نفتی این کشور وجود دارد. این برآوردها نشان می‌دهند که تا کنون ۱۴۴ میلیارد بشکه‌ نفت کشف شده و ۵۵ میلیارد بشکه دیگر نیز وجود دارد که هنوز کشف نشده که در کنار ذخایر نفت شیل غیرمتعارف روسیه، این کشور را در صدر کشورهای دارای ذخایر نفتی قرار می‌دهد؛ با این میزان، در صورتی که تقاضای نفت جهان در همین سطح باقی بماند، روسیه قادر است در دوره‌ای بیست‌ساله به‌تنهایی نفت جهان را تأمین کند. روسیه عضو مهم ائتلاف موسوم به اوپک پلاس است که سهم بزرگی در کاهش اعلامی عرضه از سوی این ائتلاف دارد. اما رفتار روسیه قابل پیش بینی نیست و میزان تولید این کشور مثل همیشه پرنوسان و پر فراز و نشیب است و این کشور در نقض توافقات نیز سابقه دارد.

عامل سوم وضعیت نامشخص صادرات کشورهای ایران، ونزوئلا و لیبی به دلیل تحریم ها و شرایط ژئوپلتیک است. پمپئو وزیر امور خاجه آمریکا اخیرا مدعی شده که تحریم ها توانسته ۲٫۷ میلیون بشکه نفت ایران را از بازار حذف کند. اما هنوز وعده صفر شدن صادرات نفت ایران محقق نشده و این کار محال به نظر می رسد.

عامل چهارم رشد اقتصادی جهان است که در هاله ای از نااطمینانی بسر می برد. آمارها حاکی از کاهش رشد اقتصادی در کشورهایی همچون انگلیس و آلمان است. اقتصاد قدرتمند آلمان در بحبوحه تنش های تجاری چین و آمریکا و مسائل برگزیت دچار رکود شده و رشد اقتصادی این کشور از ۰٫۴ در سه ماهه اول سال به ۰٫۱ در نیمه سال کاهش یافته است.

با توجه به همه این عوامل، به نظر می رسد قیمت نفت تا پایان سال میلادی جاری در محدوده ۶۰ تا ۶۵ دلار در نوسان خواهد بود.

 

 

نظرات شما