سالی نو، طرحی نو، طرحی بدون غضنفر!

دکتر هاشم اورعی-استاد دانشگاه صنعتی شریف-رئیس انجمن علمی انرژی بادی ایران-حال که به پایان این سال رسیده ایم خوب است نگاهی به عملکرد یکساله بیاندازیم و خودمان را به عنوان یک ملت ارزیابی کنیم. در پی خروج آمریکا از برجام در اوایل سال، علیرغم موضع گیری اروپایی ها در مورد حفظ برجام، امروز دیگر جامعه مناقشه برجام را خاتمه داده و به این نتیجه رسیده است که چه با برجام و چه بی برجام به قول سهراب”زندگی باید کرد” و باید “مارادونا” را رها کرده و به “غضنفر” خودمان چسبید. در این سال غضنفرهای اقتصاد دولتی موفق شدند ارزش پول ملّی را به یک سوم کاهش دهند و طبق اعلام سازمان های رسمی داخلی و بین المللی از جمله مرکز آمار ایران و بانک جهانی تورم را به مرز ۴۰ درصد رسانده و رشد اقتصادی را به زیر صفر هدایت کنند. بگذریم از اینکه با آب، خاک، هوا و محیط زیست خود چه کرده ایم. لذا حتی اگر با دیده اغماض به شرایط امروز بنگریم نمی توانیم از عملکردمان راضی باشیم و به خودمان نمره قبولی بدهیم.

اما بارزترین ویژگی امسال افزایش میزان ناامیدی در سطح جامعه است. ناامیدی ای که ریشه در تعارضات و تناقضاتی دارد که در طول سال با آن مواجه بوده ایم و در حالی که چشمانمان نظاره گر صف های طویل گوشت است، گوشهایمان در حال شنیدن ا خباری است که ما چنینیم و چنان کرده ایم.

رشد اقتصادی منفی، ۵/۴ میلیون فارغ التحصیل دانشگاهی بیکار، صنعتی که زیر فشار ناروای بانکها نفس های آخر را می کشد و بسیاری علایم دیگر به ما هشدار می دهد که  باید طرحی نو در اندازیم. چه خوب است در آستانه بهار افکار خود را نیز خانه تکانی کرده و واقعیات اقتصادی را مقدم بر احساسات انقلابی قرار دهیم.  قبول کنیم که ادامه بسیاری از سیاست های اقتصادی فعلی دیگر میسر نیست. در بخش انرژی بالغ بر ۹۰ درصد قیمت تمام شده برق از طریق یارانه دولتی پرداخت می شود و نتیجه اینکه در تابستان آینده قطعی برق می تواند ما را به مرز بحران بکشاند. نرخ بنزین و گازوئیل هم به گونه ای است که برخی مسئولین اعلام می کنند تا نیمی از کل مصرف سوخت مایع کشور قاچاق می شود. چه خوب است اگر هم زمان با حلول سال نو با خود عهد کنیم که پس از چهل سال دیگر کوپن هایمان را دور بریزیم و اجازه دهیم همگی بر سر سفره انقلاب بنشینند که در غیر این صورت چیزی بر سفره نخواهد ماند تا خواص بر سر تقسیم آن این چنین به زحمت افتاده و با هم در آویزند.

سوال این جاست که آیا کشور ما ظرفیت توسعه و در پی آن رفاه اقتصادی را برای کل جامعه دارد؟ با برخورداری از منابع فسیلی عظیم، ذخائر معدنی غنی، خاک حاصلخیز، باد و خورشید از یک طرف و لشکری از نیروهای جوان تحصیل کرده، قطعاً این ظرفیت در کشور وجود دارد. پس اشکال کار کجاست؟ مشکل این جاست که مسایل فرهنگی ایفای نقش می کند. در این چهل سال سیاست های فرهنگی کار را به جایی رسانده که جامعه دو قطبی شده و در تمام موارد همه یا در جمع دوستان قرار می گیرند و یا در کمپ دشمن جای دارند.

جامعه یکپارچگی و انسجام خود را از دست داده و فرهنگ تعامل، تحول و تعاون جای خود را به تقابل، تمامیت خواهی و انشقاق اجتماعی داده است. در چنین شرایطی چگونه می توان  انتظار داشت که ملت به آینده امیدوار باشد؟ هر روز تعدادی از افراد جامعه با مشاهده ندانم کاری ها، بی صداقتی ها و بی عدالتی ها امید خود را از دست داده و تصمیم می گیرد با زیر پا نهادن منافع ملی تنها به فکر بیرون کشیدن گلیم خود از آب باشد. چاره کار آن است که در آستانه بهار طبیعت طرحی نو در اندازیم. طرحی برای ساختن کشور. طرحی که منافع فرد را در گرو منافع جمع بداند و به این باور برسد که “یکی برای همه، همه برای یکی”. بیائید ساختارشکنی کنیم. نظام مدیریتی کشور را که بی تردید مقصر اصلی نابسامانی هاست به هم بریزیم و با کنار گذاشتن کوتوله ها که همان غضنفرهای خودمان هستند نشان دهیم که در انتخاب مدیران شجاعت، توان مدیریت و سلامت نفس معیارهای مهم تری از شکل ظاهری، توانمندی در تظاهر، نسبت خانوادگی،  وابستگی گروهی و حتی بالا رفتن از دیوار سفارت است. بیائید با آغاز سال نو اختلافات را کنار بگذاریم، دست به دست هم بدهیم و میهن خویش را آباد کنیم.

به قول حضرت مولانا،

در این خاک در این خاک در این مزرعه پاک

بجز مهر بجز عشق دگر تخم نکاریم

سال نو مبارک، طرح نو مبارک

 

نظرات شما

×

Comments are closed.