سازمان تعاون روستایی، پتانسیل ها و چالش های پیش رو

صادق صدقگو

کارشناس مسئول برنامه و بودجه جهاد کشاورزی

سـازماندهی، سامانـدهی، کارآمدسـازی و ارتـقاء سطـح توانمـندیهای تخـصصی، مهارتی، مالی، عملیاتی، خدمات رسانی و مدیریتی تعاونی های روستایی و کشاورزی از  وظایف حاکمیتی اش است و حمایتهای حقوقی، فنی و تخصصی، مالی، اعتباری (تسهیلاتی)، بازاریابی و بازاررسانی محصولات کشاورزی، امورمطالعاتی و پژوهشی و نیز دفاع ازمنافع مادی و معنوی تعاونی های روستایی و کشاورزی در سطوح ملی، استانی و شهرستانی از وظایف حمایتی اش.

از مهمترین وظایفش در حوزه تصدی گری می توان به تهیه و توزیع نهاده ها (کود ، بذر ، سم ، نهال و…) و ماشین آلات کشاورزی، خرید، جمع آوری، نگهداری و فروش محصولات کشاورزی و نیز سایر محصولات تولیدی شرکتها و اتحادیه های روستایی و کشاورزی، ایجاد تاسیسات نگهداری (انبار، سردخانه و…)، صنایع تبدیلی و نمایشگاههای محصولات کشاورزی، انجام خدمات عمومی و متفرقه مورد نیاز تعاونیها واتحادیه ها (ایجاد صندوق بازنشستگی ، تعمیرگاههای ثابت و سیار ماشین آلات، ایجاد واحدهای اعتباری، تهیه و اجرای طرح های تبلیغاتی، ایجاد سیستم حمل و نقل و…)، تهیه، تولید ، توزیع و فروش کالاهای مصرفی روستائیان و کشاورزان اشاره کرد.

شاید بتوان سازمان مرکزی تعاون روستایی ایران را از قدیمی ترین تشکل های دولتی و مجموعه های فعال واسط بین بخش دولتی و بخش خصوصی در حوزه کشاورزی دانست که به عنوان پل ارتباطی بین دولت و بهره برداران و فعالان بخش کشاورزی،  نقش مهمی را در ساماندهی و کارآمدسازی مباحث مربوط به این بخش بر اساس شرح وظایف و در حوزه عملکردی خود ایفا می کند.

از تصویب قانون تشکیل صندوقهای تعاون روستایی در خردادماه سال ۱۳۲۵ تا تشکیل سازمان مرکزی تعاون روستایی ایران در سال ۱۳۴۲ (به عنوان شرکت سهامی دولتی با سرمایه یک میلیارد و سیصد و چهل و یک میلیون ریال) و همچنین سیر تطور آن طی دهه های اخیر، سازمان مرکزی تعاون روستایی یکی از نهادهایی است که علی رغم پتانسیل بالا و ظرفیت های ویژه ای که در اهداف، وظایف و برنامه های آن لحاظ شده است، متاسفانه  احساس می شود که مهجور مانده و در شهرستانها نیز در حد اداره ای نظارتی (و نه اجرایی و عملیاتی) باقی مانده است.

بر اساس سوابق فعالیت و رزومه کاری دکتر حسین شیرزاد (که اخیراً از سوی مهندس محمود حجتی به سمت رئیس هیات مدیره و رئیس سازمان مرکزی تعاون روستایی ایران منصوب شده است) می توان امیدوار بود تا با تکیه بر توانمندی، تخصص و تجارب موثر خصوصاً در حوزه محرومیت زدایی و توسعه منطقه ای، مدیریت بین بخشی و فرا بخشی در حوزه کشاورزی ، شاهد برنامه ریزی و چابک سازی این مجموعه به منظور تحقق برنامه ها و شرح وظایف کاری خصوصاً در حوزه های مرتبط با تکالیف و سیاستهای اقتصاد مقاومتی در بخش کشاورزی باشیم.

آن چنان که از سخنرانی های اخیر رئیس جدید این سازمان بر می آید، وی تصمیم دارد با شناخت دقیق از پتانسیل بالای این مجموعه و با استفاده از همه ظرفیتهای قانونی، گام اساسی و موثری در تحقق اهداف و و وظایف سازمان تعاون روستایی بردارد. آن چنان که در سخنرانی اش در مراسم معارفه، حفظ جایگاه این میراث ۷۰ ساله کشور و نظام بخشی و افزایش نقش آفرینی و اثرگذاری تعاونی ها در توسعه بخش کشاورزی را از مهمترین رئوس برنامه های خود دانسته است.

بی شک، این سازمان با تکیه بر ظرفیت و پتاسیلی که در مجموعه کاری و شبکه های ارتباطی اش (شرکتهای تعاونی تولید روستایی و کشاورزی) نهفته است، می تواند سرچشمه جوشانی به منظور رونق اقتصادی در مناطق غیر برخوردار، ایجاد اشتغال مولد و پایدار در روستاها و تقویت اقتصاد بهره برداران و خانوارهای بخش کشاورزی محسوب شود.

تاکید بر تقویت نگاه اقتصادی به تولید در بخش کشاورزی و سوق دادن کشاورزان به سوی اصلاح الگوی کشت (کشت محصولات با نیاز آبی کمتر و ارزش اقتصادی بیشتر)، تشویق روستاییان به ورود به عرصه سرمایه گذاری و فعالیت در حوزه صنایع تبدیلی و تکمیلی محصولات تولیدی خود و تلاش برای تحقق زنجیره «از مزرعه تا سفره» با هدف سود آوری بیشتر و مدیریت بهتر بر حوزه های تولید، توزیع و فروش از مهمترین اقداماتی است که می توان با استفاده از پتانسیل بالای شبکه ارتباطی این مجموعه بدان نائل آمد.

بازاریابی بهتر و بازار پسندی بیشتر محصولات کشاورزی، ارتقا کیفیت محصولات غذایی (فراوری صنعتی) و افزایش کمیت تولید (محصولات زراعی و باغی) صرفاً بر مبنای درخواست و کشش بازار (مدیریت بر اساس عرضه و تقاضا)، نگهداری بیشتر محصولات کشاورزی (به صورت تازه، منجمد یا فرآوری شده) و جلوگیری از فساد پذیری و کاهش ضایعات این محصولات و نهایتاً کنترل بازار، اهدافی کوتاه مدت و در دسترس است که شرکتهای تعاونی تولید روستایی و کشاورزی با تقسیم کار و با مشارکت مراکز جهاد کشاورزی در روستاها و بخش ها، می توانند محقق سازند.

آنچه مسلم است، عنایت به فرصت ها و پتانسیلهای موجود به منظور توانمند سازی تعاونی های روستایی و کشاورزی و تشکل های تولیدی در بخش کشاورزی، بدون توجه به چالش ها، تهدیدها و نقاط ضعف میسر نمی شود.

بر اساس رصد دقیق شرایط و نگاه کارشناسانه به مشکلات تعاونی های تولید روستایی و کشاورزی، مهمترین چالش ها و تهدیداتی که نقش موثری در عملکرد آنها (به عنوان یکی از جزئی ترین زیر مجموعه ها سازمان مرکزی تعاون روستایی) دارد را می توان بر اساس اولویت و اهمیت بدین شرح ذکر کرد:

  • عدم تمرکز سیاستگذاری و برنامه ریزی مدون در راستای حمایت مستمر از توسعه و یا تقویت تعاونی ها
  • ضعف عملکرد شرکت های تعاونی تولید روستایی و کشاورزی در حوزه فعالیتهای اقتصادی و سودآور و در نتیجه مصادره اموال آنها توسط بانکها به دلیل عدم پرداخت به موقع اقساط (بالا بودن نرخ تسهیلات پرداختی و پایین بودن سطح کنترل و نظارت بر کیفیت کار شرکتهای تعاونی تولید روستایی و کشاورزی در این موضوع بسیار موثر است.)
  • رواج نگرش خصوصی سازی صنایع مادر و تقویت بخش خصوصی کار آفرین به عنوان رقیبی برای شرکتهای تعاونی تولید روستایی و کشاورزی (خصوصاً در توزیع نهاده ها و…)
  • تداخل برخی از وظایف با مدیریت جهاد کشاورزی شهرستانها و محدود شدن ادارات تعاون روستایی در حد ناظر و حسابرس عملکرد شرکتها و نهایتاً ارائه کننده تسهیلات به شبکه های تعاونی روستایی
  • عدم برگزاری کلاسهای آموزشی برای روستاییان در راستای توانمندی سازی و پرورش نیروهای مجرب و متخصص در حوزه های مختلف کاربردی
  • عدم استفاده صحیح از ظرفیتهای قانونی و بهره گیری از پتانسیل های زنان روستایی در توانمندسازی شرکت تعاونی های تولید زنان

در این میان، توجه ویژه به نقاط ضعفی که باعث تشدید این چالشها و تهدیدات می شوند، از اهمیتی دوچندان برخوردار است که بر اساس بازدیدها و بررسی ها، مهمترین آنها به ترتیب اولویت بدین شرح است:

  • عدم تشخیص و بهره برداری مناسب از فرصتهای موجود و متنوع در بخش کشاورزی و ناتوانی در استفاده موثر از ظرفیت های اساسنامه ای توسط شرکتها
  • کمبود نقدینگی و سرمایه در گردش شرکتهای تعاونی تولید روستایی و کشاورزی و عدم امکان تامین آن
  • محدود شدن عوامل درآمدی و یا حذف شدن و یا کاهش تدریجی بسیاری از درآمدها به دلیل خصوصی سازی یا واگذاری به شرکتهای موازی
  • ضعف مدیریتی در اداره شرکتها و اتحادیه های تعاونی روستایی و در نتیجه عدم آشنایی و یا شناخت کافی از پتانسیل ها و ظرفیت های موجود که نهایتاً خود را در عدم برنامه ریزی و تدوین برنامه های کوتاه مدت و بلند مدت در تعاونی ها و همچنین عدم به کار گیری نیروهای مجرب و متخصص نشان می دهد (که خروجی این موضوع مبتلا شدن به روزمرگی و مرگ تدریجی است.)
  • بی توجهی به بازاریابی محصولات کشاورزی
  • عدم بهره گیری و استفاده مناسب از فناوری های نوین در اداره امور تعاونی ها

بخش قابل توجهی از چالش های اساسی بخش کشاورزی کشور که موجب ایجاد موانع جدی در رشد سریع و پایدار تولید و همچنین خودکفایی در برخی محصولات شده است، در گرو رفع این چالشها، ضعف ها و تهدیدات است.

پایین بودن ضریب خود اتکایی کشور در برخی از محصولات اساسی و راهبردی، مدیریت پراکنده در زنجیره عرضه، فاصله زیاد در فرایند تولید تا عرضه محصول نهایی و در نتیجه سوداگری و دلال محوری در عرضه مواد غذایی، پایین بودن راندمان آبیاری و بهره وری پایین منابع آب و خاک، تغییر کاربری های غیر مجاز و خرد و پراکنده شدن اراضی کشاورزی، ضعف مکانیزاسیون در فرایندهای تولید، بهره برداری و فراوری و… بخشی از چالشهای کلیدی و معضلات اساسی پیش روست که با فعال سازی، توانمندسازی و چابک سازی مجموعه شرکتهای تعاونی تولید روستایی و کشاورزی (و به تَبَع آن ادارات تعاون روستایی شهرستانها) به عنوان مهترین همکار و یا بازوی اجرایی مراکز خدمات جهاد کشاورزی در روستاها (و مدیریت جهاد کشاورزی شهرستانها)، قابل حل بوده و رفع شدنی است.

نقش سازمان مرکزی تعاون روستایی ایران در این رفع موانع و حذف چهارچوب های محدود کننده و عموماً شبه قانونی و اصلاح رویه های ناصحیح گذشته به منظور احیای توانمندی و کارآمدی تعاونی ها، بسیار مهم، بارز و محوری است.

امید است تخصص آکادمیک رئیس جدید سازمان در حوزه توسعه کشاورزی و تجربیات و سوابق کاری وی خصوصاً دربخش لجستیک و مدیریت بازار، ظرفیتی برای کشف حلقه مفقوده این چالش ها و معضلات و برنامه ریزی برای رفع آنها باشد.

نظرات شما

×

Comments are closed.