زنگ خطر برای اصالت گبه

علیرضا امامی فرد-گروه فرهنگی

در ادامه سلسله گزارش مصاحبه های جهان اقتصاد در رابطه با هنرهای صنایع دستی، گبه گزینه بعدی معرفی به خوانندگان این روزنامه است.

گبه اسمی است که کمتر کسی می تواند بگوید نام آشنا نیست و ایرانی ها حداقل به خوبی با نام گبه اشنایی کافی دارند.

اما متاسفانه گبه ایرانی نیز هنری است در حال نابودی و اگر به حال مریض گبه چاره ای اندیشه نشود باید منتظر انقراض آن در سالهای آینده باشیم.

در زیر با دو تن از هنرمندان و تولید کنندگان گبه «خانم نبیعی و آقای رضایی» مصاحبه ای داشته ایم و اطلاعاتی درباره این هنر و مشکلات سر راه آنها گرفته ایم که با هم می خوانیم.

*تاریخچه ای از گبه را به صورت مختصر شرح دهید.

نبیعی می گوید:

« اصالت گبه برای قشقایی ها و عشایر کهگیلویه و بویر احمد است.

البته در مناطق خراسان هم بوده که به آن خرسک گفته می شده است. خرسک نوعی فرش درشت بافت در خراسان بوده ولی در کهگیلیویه و بویر احمد به آن گبه می گفتند.

زنان روستایی با پشم گوسفندانشان نخ می ریسیدند و بسیار اندک از رنگ گیاهی استفاده می کردند اما بیشتر از رنگ پشم استفاده می شده است.

گبه زیراندازی نرم بوده که در زمان قدیم بین هشت تا پانزده پود می خورده است.

آنها با گیاهان اطرافشان نخهایی ریسیده شده را رنگ و بعد شروع به بافت آن می کردند.گبه برای حدود صد سال هست که به این شکل بوده و چیز جدیدی نیست.

متاسفانه ایرانی ها علاقه ای زیادی به این هنر زیبا  ندارند ولی مردم کشورهای دیگر این هنر را خیلی می پسندند.

جنس گبه از نخ دستریس پشم گوسفند است و از قدیم الایام تا به امروز از همان استفاده می شده است.»

رضایی هم این گونه پاسخ می دهد:

«تاریخچه  دقیقی از این هنر نمی دانم و به همین علت برای آنکه اشتباه نشود چیز اضافه ای نمی گویم اما هنری با حدود چهل سال قدمت است.

بافت های خوب گبه مخصوص به استان فارس است. اما این بدان معنی نیست که منحصر به این استان باشد اما باید گفت که فارس یکی از بهترین گبه ها را تولید می کند. جنس گبه نیز از پشم و نخی است که از پشم گوسفند به دست می آید.

تولید گبه به این صورت است  که ابتدا پشم گوسفند  را می شویند و بعد زنهای عشایری آن را می ریسند.

اگر بخواهیم گبه های رنگی تولید کنیم باید نخ های یک لا یا دو لا را در دیگ های رنگ که مانند جا شیر است قرار دهیم.

بعد از آن برای بافت به روی دار ببریم که معمولا دار زمینی از دار هوایی بهتر است. در بافت معمولا به این شکل است که نخ آن را گره می زنند که بعد پود وسط و یک پود زیر آن می خورد.»

*آیا مواد خام گبه از ابتدا تا آخر در ایران تولید می شود؟

نبیعی در پاسخ به این پرسش می گوید:

« از ابتدا، یعنی از مواد اولیه تا انتها در ایران تولید می شود.»

رضایی نیز مختصر می گوید:

« تقریبا در ایران تولید می شود. بعضی از رنگ گیاهی آنها از خارج و مخصوصا در آلمان تولید می شود.»

*گبه زیر شاخه کدام بخش از هنر های صنایع دستی قرار می گیرد؟

نبیعی:

« گبه در زیر مجموعه قالی و فرش قرار می گیرد و نقوش گبه الهام گرفته از ذهن بافنده است.»

رضایی هم نظری مشابه دارد:

«گبه زیر مجموعه قالی قرار می گیرد.»

*پادری ۶۰ در ۹۰ گبه هزینه تمام شده اش چقدر می شود و زمان آن چه مقدار طول می کشد؟

نبیعی کمی با جزئیات این سوال را پاسخ می دهد:

« هر متر مربعی ۶ کیلو مواد به کار می برد. شما اگر بخواهید نخ درجه یک کردستان را در تولید گبه استفاده و در آن  از رنگ گیاهی خیلی خوب استفاده کنید برای یک تولید کننده کیلویی ۳۰ هزار تومان تمام می شود.

در نهایت برای من که تولید کننده هستم ۱۵۰ تا دویست هزار تومان تمام می شود که کار آن دو هفته طول می کشد.»

رضایی:

« تولید چنین ابعادی هفت الی ده روز  زمان می برد. بافت و دستمزد آن در هر نیم متر ۵۰ هزار تومان است.

و  هر متر ۲۰۰ هزار تومان برای خودمان تمام می شود.»

*در این هنر بیشتر آقایان فعالیت دارند یا خانم ها؟

نبیعی:

« آقایان فعال تر از خانم ها هستند.»

رضایی نظری تقریبا متفاوت دارد:

« اکثرا خانم ها گبه را می بافند ولی تجارت آن را بیشتر آقایان انجام می دهند.»

*آیا کسی که تنها شغلش گبه بافی باشد، می تواند از طریق فروش آن زندگی خود را بگذرانند؟

نبیعی:

«در حال حاضر نه ولی در قدیم می توانستند. اکنون فعالیت بافندگی فرش، از قدیم تا به امروز مکمل شغل اصلی بوده است.

شاید یک سری از اساتید این رشته شغل اصلی شان گبه بافی بوده ولی اکثر بافنده ها شغل دیگری را انتخاب می کنند.

بسیاری از آنها زمانی که در منزل هستند به این کار می پردازند.»

رضایی:

«به نظرم در زمان فعلی نمی شود. به خاطر اینکه بازار جهانی این رشته خراب شده و هند و پاکستان و نپال هم وارد این عرصه شده اند. در حال حاضر چون هزینه تولید آن در ایران بالاست و هزینه بافت در کشورهای نام برده شده پایین تر است، قیمت نهایی در آن کشورها برایشان ارزان تر تمام می شود.»

*آیا فرهنگسازی میان مردم صورت گرفته تا مردم این کار رو بیشتر بخرند یا نه؟

نبیعی امیدوارانه می گوید:

« بله بهتر شده است و به نظر من گبه در ایران در حال شناخته شدن است.»

در پاسخ رضایی به این پرسش امید رنگ و بوی کمتری دارد :

« سالهای اول از نظر من مردم بیشتر گبه می خریدند و بازار بهتری نسبت به حالا داشت. به این خاطر هم بود که در زمان های ابتدایی کالای تازه ای بود.»

*طرحهای گبه به سمت مدرنیته رفته است یا هنوز طرحهای سنتی خود را حفظ کرده است؟

نبیعی:

« طرحهای گبه، امروزه مدرن شده است.»

رضایی:

«به نظر من مقداری به سمت مدرنیته شدن پیش رفته است. اما نمی توان به صورت قاطع گفت. زمانی مردم طرحهای مدرن گبه را بیشتر می خریدند اما سلیقه مردم دوباره به همان سبکهای سنتی برگشته است. به عنوان مثال در حال حاضر ژاپنی ها طرحهای مدرن را بیشتر می پسندند ولی آلمانی ها تمایل به کارهای سنتی دارند.»

*آیا گبه نسبت به دیگر اقلام صنایع دستی کالای گرانی است یا خیر؟

نبیعی:

« به نظر من قیمتش نسبت به بقیه کالاهای صنایع دستی مناسب تر است. این را هم بگویم که نوع بافت در گبه خیلی مهم است و می تواند در قیمت آن تاثیر زیادی بگذارد.»

رضایی قاطعانه می گوید:

« گبه ارزان ترین فرش دستبافت ایرانی است.»

*آیا گبه در میان مردمی که خودشان تولید کننده هستند تعصبی وجود دارد؟

نبیعی:

«من برخورد خاصی نداشتم. عشایرها از گبه به عنوان زیرانداز استفاده می کردند و در چادرهایشان از آن بهره می بردند. حتی به عنوان پتو هم کاربرد داشته است. امروزه گبه فراگیر شده به اندازه ای که در گلستان هم گبه می بافند. برخی از عشایر تعصب نسبت به گبه دارند.»

رضایی:

«اصلا تعصبی روی آن ندارند.»

*شما با تورسیت سر و کار داشتید؟

نبیعی:

« متاسفانه نه، منطقه ما به شکلی است که توریست رفت و آمد آن چنانی ندارد.»

رضایی:

« در گذشته بله ولی در حال حاضر خیر. قبلا اگر قیمتی به آنها می دادیم نمی گفتند که از چند جای دیگر هم قیمت می گیریم. ولی اکنون وقتی قصد فروش به مشتری خارجی می کنیم به ما می گویند که هند قمیت مناسب تری نسبت به گبه ایرانی دارد. آن قمیتی که آنها پیشنهاد می دهند تقریبا قیمت دستمزد خود ماست.»

*آیا این کالا، قادر به صادرات به کشورهای مختلف را دارد؟

نبیعی:

« بله، البته قبل از تحریم ها اوضاع خیلی بهتر بود.. در چند سال تحریم، هند و افغانستان توانستند خودشان را تقویت کنند البته متاسفانه برخی از تاجرهای ما که از لحاظ مالی اوضاع مناسبی داشتند به افغانستان  رفتند و چون مزد بافت در آن کشور پایین بود، تولیدی گبه را در آنجا راه انداختند. بعد از آنکه هندیها متوجه شدند، راه را خودشان پیدا کردند و تاجرها را کنار زدند.»

رضایی مفصل شرح می دهد:

«در حال حاضر گبه فقط کالای صادراتی است. آن جور که باید در ایران خریداری نمی شود و  متاسفانه مصرف خانگی ندارد. آنهایی که به اروپا رفت و آمد می کنند و می دانند چه استفاده هایی از گبه می شود بیشتر تمایل به خرید این هنر زیبا دارند. مردم بیشتر فرش ماشینی می خرند. اکنون هم اروپا مخصوصا آلمان و ژاپن به تازگی وارد خرید گبه شدند.

ایران به خاطر مواد اولیه جنسش مرغوب است. برای اینکه بتوانیم رونق را به این کالا برگردانیم باید نگذاریم تا مواد اولیه از ایران خارج شود تا اروپایی ها فاصله کیفیت خوب و بد میان کشور ایران و دیگر کشورها را به راحتی متوجه شوند.. آن زمان است که اگر ببینند کشورهای دیگر جنس بی کیفیت تولید می کنند سراغ کشور ما می آیند. راه دیگر برای رونق این کالا در ایران این است که جلوی آنهایی که به دیگر کشورها برای تولید گبه می روند را بگیرند.»

نظرات شما