رسوایی و بی پولی در گرو پیروی از شایعات بازار سهام است

حامد هدائی_روانکاو فروش ایران

 رسوایی و بی پولی در گرو پیروی از شایعات بازار سهام است

کریستوفر اچ‌براون، متخصص سرمایه‌گذاری ارزشی می‌گوید: تصور کنید در سوپرمارکت مشغول گشتن میان قفسه‌ها هستید و محصولات مورد نیاز هفته آینده را انتخاب می‌کنید. در ردیف محصولات گوشتی، می‌بینید که یکی از محصولات گوشتی مورد علاقه شما به حراج گذاشته شده و به ازای هر پوند(حدود ۵۰۰گرم) ۸.۹۹ دلار همیشگی، ۲.۵ دلار تخفیف می‌دهند. چه کار می‌کنید؟
روشن است تا زمانی که این محصول به حراج عرضه می‌شود، زنبیل خود را از این خوراکی لذیذ پر می‌کنید. وقتی هفته آینده برمی‌گردید و می‌بینید که استیک مورد علاقه شما از قرار پوندی (نیم‌کیلو) ۱۲.۹۹ دلار قیمت‌گذاری شده، لحظه‌ای مکث می‌کنید.
شاید این هفته بهتر است گیاه‌خوار شوید. بیشتر مردم به همین شکل خرید می‌کنند. آنها ستون حراج روزنامه‌های یکشنبه را می‌گردند و وقتی کالای مورد نیازشان را در حراج می‌بینند، خرید می‌کنند. آخر هفته‌ها به مراکز خرید می‌روند تا از مزیت حراج‌های بزرگ که چند بار در سال برگزار می‌شود، بهره‌مند شوند.
هنگامی که نرخ بهره پایین می‌آید، به بانک می‌دوند تا وام‌شان را تجدید کنند یا وام‌های جدید و بزرگ‌تری بگیرند. بیشتر مردم هنگام خرید هر چیزی، یک چشم‌شان به ارزش محصولی است که به ازای مبلغ پرداختی، دریافت می‌کنند. هنگام کاهش قیمت‌ها محصول مورد نیازشان را به مقدار بیشتری می‌خرند. اما وضعیت بازار سهام برعکس است. در بازار سهام، مقاومت در برابر هیجان و زرق‌وبرق سهم‌های داغ کار ساده‌ای نیست. سهم‌هایی که ورد زبان همه‌ است، آنهایی که نزد سخنوران برنامه‌های اقتصادی تلویزیون عزیز هستند و خبرنامه‌های مالی به ما توصیه می‌کنند که باید این سهم‌ها را داشته باشیم. این‌ها موج آینده‌اند!
این‌ها پارادایم جدیدند! مردم باور دارند که اگر از این سهام بسیار جذاب نخرند، فرصتی فوق‌العاده را از دست داده‌اند. فقط مردم کوچه و بازار نیستند که جوگیر می‌شوند. هنگام بالا رفتن سهام، گزارش‌های پژوهشی بازار سرمایه فریاد می‌زند که بخرید. هنگام پایین آمدن نرخ سهام، کارشناسان به ما می‌گویند که سهام را نگه دارید، در حالی که منظورشان این است که بفروشید. (واژه «بفروش» در دنیای سهام بی‌ادبی تلقی می‌شود، مگر در شرایط بسیار استثنایی). در ظاهر همه می‌پندارند باید سهامی را بخرند که در حال صعود هستند و آنهایی را بفروشند که در حال سقوط‌ هستند. برای چنین الگوی رفتاری، دلایلی وجود دارد: نخست اینکه سرمایه‌گذاران می‌ترسند جا بمانند. آنها دوست دارند سهام داغ و پرطرفداری را داشته باشند که ورد زبان همگان است. آنها همچنین از اینکه می‌دانند بسیاری از مردم دیگر نیز انتخابی مشابه آنها داشته‌اند، احساس آرامش می‌کنند. اما فقط سرمایه‌گذاران کوچک و انفرادی نیستند که گرفتار تفکر توده‌ای می‌شوند؛ مدیران پرتفوی حرفه‌ای هم گرفتار می‌شوند. اگر آنها سهامی را داشته باشند که بقیه هم دارند، بعید است در صورت سقوط قیمت، اخراج شوند. به هرحال در مقایسه با بقیه همکاران- که آنها هم در حال سقوط‌ هستند- چیزی کم ندارند. این وضعیت سبب می‌شود تا زمانی که همه زیان می‌کنند، سرمایه‌گذاران چندان از زیان خود ناراحت نشوند. یکی دیگر از عللی که سبب می‌شود سرمایه‌گذاران گرفتار جو بازار شوند و دنبال جمعیت راه بیفتند این است که سرمایه‌گذاران، چه سرمایه‌گذاران انفرادی و چه حرفه‌ای‌ها، هنگام سقوط نرخ سهام‌شان دچار یاس و نومیدی می‌شوند. در این مواقع معمولا مزه دهان‌شان آنقدر تلخ شده که هنگام کاهش ذخیره بازنشستگی‌شان حس و حال خرید سهام را ندارند. هنگام ارزان شدن سهام مردم زیان می‌کنند. اخبار تلویزیون و روزنامه‌ها همگی تیره و تار است و سرمایه‌گذاران هراسان هستند. اما خرید سهام نباید تفاوت چندانی با خرید استیک گوشت موقع حراج یا خرید خودرو هنگام عرضه با شرایط ویژه داشته باشد. در واقع اینترنت باعث شده که همه به خرید در حراج گرایش پیدا کنند.
همین موضوع درباره سهام هم صادق است. موقع مناسب برای خرید سهم، هنگامی است که به حراج گذاشته شده، نه زمانی که چون همه دنبال آن هستند، قیمتش بالاست. همواره خرید سهام به هنگام حراج و ارزانی بهترین راه رشد پول است. سهام شرکت‌های خوب به نرخ حراج بهترین بازدهی را دارد. بازدهی این سهم‌ها، از بازار و از سهم‌های پر زرق‌وبرقی که در مهمانی‌ها و کنار آب سردکن اداره ورد زبان‌ها هستند، بیشتر است. سهام داغ، یا به اصطلاح مالی، سهام رشدی، همواره به‌عنوان هیجان‌انگیز‌ترین و جذاب‌ترین سرمایه‌گذاری‌ها تلقی شده‌اند. اما آیا این سهام، سودآورترین‌ها هم هستند؟
هنگامی که مردم در سهام رشدی سرمایه‌گذاری می‌کنند، به این امید هستند که شرکت‌ها ی مورد نظرشان محصولات یا خدماتی پر تقاضا داشته باشند و رشدشان سریع‌تر از بقیه بازار باشد. سرمایه‌گذاران رشدی، به‌طور معمول عزیزترین‌های بازار را می‌خرند و این شرکت‌ها، بهترین‌ها و نوآورترین‌های صنعت هستند.
البته نفس خرید سهام شرکت‌های بزرگ که نرخ رشد سریعی دارند، هیچ اشکالی ندارد؛ ایراد در بهایی است که سرمایه‌گذاران می‌پردازند. با این حال و در انتها، هیچ شرکتی تا ابد با نرخ بسیار بالا رشد نمی‌کند.

سر انجام، روزی می‌رسد که رشد پر سرعت، کند می‌شود. تا زمانی که نرخ رشد این شرکت‌ها کاهش یابد، سرمایه‌گذاران اغلب نرخ این سهم‌های داغ و افسونگر را تا سطح ناپایداری بالا برده‌اند. هنگام کاهش نرخ‌ها، نتیجه می‌توان برای وضعیت مالی سرمایه‌گذار خطرناک باشد. شاید بازار سهام واقعی‌ترین مکان دنیا باشد که در آن به روشنی می‌بینیم رسوایی و بی‌آبرویی و بی‌پولی در گرو پیروی از جمع کسانی است که کار روزانه‌شان پیروی از شایعه‌ها است. بهتر است قبول کنیم که اگر میلیون‌ها نفر کاری احمقانه را درست بدانند، باز هم آن کار احمقانه است.

 

-پایان-

http://instagram.me/hamedhodaei

 

حامد هدائی

حامد هدائی " روانکاو فروش ایران"

نظرات شما