راه اندازی چرخ اقتصاد با مدیریت صحیح در گردشگری

 

علیرضا امامی فرد-گروه فرهنگی

Alireza_emami1992@yahoo.com

سعید مجردی؛
مدیرعامل شرکت توسعه گردشگری تمدن شهر کادوس و کارشناس حوزه گردشگری و دبیر انجمن توسعه صنعت گردشگری مجمع متخصصین ایران: سازمان میراث فرهنگی حیاط خلوت دولت هاست

ترکیه، یکی از کشورهایی است که با ایران مرز مشترک دارد اما نگاهشان به گردشگری نسبت به کشورمان نه تنها مرزی ندارد بلکه کیلومترها فاصله دارد. کشور همسایه سالهای سال است که به گردشگری نگاه ویژه ای دارد و همین امر باعث شده تا اقتصاد آن رشد قابل توجهی داشته باشد.

نکته قابل توجه اینجاست که منابعی که کشورمان در مقایسه با ترکیه در خصوص جاذبه گردشگری دارد نه تنها کمتر نیست بلکه به جرات می توان گفت که اگر تا به امروز درست مدیریت می شد بیشتر از کشور همسایه می توانستیم آن منابع را به جهانیان معرفی کنیم.

اما مدیریت گردشگری شاخه های متنوعی دارد و یکی از زمینه هایی که می تواند به رشد گردشگری در ایران کمک شایانی کند، مسئله بوم گردی است.

دهکده های بوم گردی مجموعه ای از تعدادی(دست کم ۵ واحد) اقامتگاه بوم گردی هستند که به صورتی متمرکز و پیوسته در بستر و یا مجاورت یک بافت بومی و یا محیط طبیعی ارزشمند در مقیاس های ملی یا بین المللی راه اندازی و یا احداث شده و با ایجاد جریان حقیقی زندگی بومی، در بالاترین سطح کیفی ممکن، میزبان گردشگران خواهند بود.

اما توسعه دهکده های بوم گردی مزیت های اقتصادی فراوانی دارد که در زیر به مهمترین آنها اشاره خواهیم کرد:

۱_امکان اخذ مجوزها و اجرا در زمانی در حدود یک دوم یا حتی یک سوم زمان اجرای هر طرح گردشگری دیگر

۲_امکان اجرا در مقیاس سرمایه گذاری متوسط و به مراتب کمتر از دیگر انواع تاسیسات گردشگری در مقیاس و کیفیت متناظر

۳_امکان دسترسی به درآمدهای حاصل از کسب و کارهای مکمل گردشگری بومی نظیر کشاورزی ارگانیک، صنایع دستی و..

طبق آخرین آمارهایی که به دست آمده، هزینه ایجاد ظرفیت پذیرش برای هر نفر گردشگر در اقامتگاه های بوم گردی به شرح زیر است:

گیله بوم: ۴/۸ میلیون تومان در مدت ۶ ماه

نورخونه: ۲ میلیون تومان در مدت ۹ ماه

خانه دوست: ۱۴ میلیون تومان در مدت ۱ سال

بارانداز طباطبایی شماره ۲:۵/۱۲ میلیون تومان در مدت ۱ سال

به عنوان نمونه می توانیم به هتل قصر بوتانیک استان گلستان اشاره کنیم که هزینه ایجاد امکانات اقامت برای هر نفر ۱۲۵ میلیون تومان در مدت شش سال بوده است.

اما در این باره سوالهایی از این دست پیش خواهد آمد که چه مسائلی باعث می شود تا بوم گردی ارتقا پیدا نکند؟ چرا گردشگری اولویت کشور نیست؟

برای آنکه بتوانیم جواب سوالهایمان را پیدا کنیم و  از تاثیر گذاری بوم گردی روی صنعت گردشگری و رشد اقتصادی کشور اطلاعات کامل کسب کنیم به سراغ سعید مجردی،مدیر عامل شرکت بین المللی توسعه گردشگری تمدن شهر کادوس ( از کارشناسان این حوزه) رفتیم که در ادامه این گفت و گو را می خوانید:

چالش های گردشگری این روزهای کشور چیست؟

در ابتدا باید گفت که مدیریتی در زمینه رشد و ارتقای گردشگری در کشورمان صورت نگرفته و این انتقاد به مسئولینی که در این حوزه نقش مدیریتی ایفا کرده اند وارد است.

در شروع صحبتهایم بهتر است به شمال کشور اشاره ای داشته باشم که کم کاری های عده ای از یک سو و سودجوی افرادی دیگر از طرف دیگر باعث شده تا این منطقه رو به نابودی برود. اگر بخواهیم تعریف گردشگری را به چهار قسمت تقسیم بندی کنیم، سه قسمت آن به سواحل اختصاص داده می شود و یک قسمت دیگر آن به طبیعت مربوط است، ولی باید تاسف خورد از این که هیچ گونه مدیریت ساحلی و طبیعتی تا به امروز نداشته ایم. هر شخصی با ثروت خود توانسته طبیعت را تسخیر کند و جاذبه های گردشگری کشور را نابود کند.

اما یکی از مهمترین فعالیت هایی که در زمینه گردشگری باید صورت بگیرد فراهم کردن زیرساخت برای مناطق گردشگری پذیر است.

سوال مهم اینجا مطرح می شود که آیا این اتفاق با موفقیت در کشور رخ داده است؟ به جرات می توانیم بگوییم که در این زمینه ضعف های بی شماری داشته و داریم که نمونه های آن در کشور فراوان است.

توریستی که تصمیم می گیرد از منطقه ای کوهستانی در کشورمان دیدن کند نباید دغدغه ای در طول سفر داشته باشد.

اما آیا ما نیازهای اولیه از جمله سرویس بهداشتی، مکانی برای استراحت و از این قبیل مکان ها برای گردشگران فراهم کرده ایم؟ زمانی که شخصی برای دیدن از مناطقی به کشورمان سفر می کند و این مشکلات را از نزدیک ببیند، نباید انتظار داشته باشیم که بار دیگر به ایران سفر کند.

با توجه به صحبتهای شما می توان این نتیجه را گرفت که تا زمانی که مناطق گردشگر پذیر ما دارای امکانات اولیه نشده اند، آن را به مردم کشور خود و سایر کشور های دیگر معرفی نکنیم، زیرا ممکن است ضد تبلیغ برای آن منطقه صورت بگیرد. درست است؟

بله. من به همین دلایل است که تاکید دارم آموزشمان در سطح بسیار پایینی قرار دارد و این زمینه یکی از اساسی ترین مواردی است که می تواند به توسعه گردشگری کمک کند. البته از حق نگذریم باید بگوییم که عمر گردشگری در ایران به پانزده سال هم نمی رسد و این زمان در مقایسه با سایر کشورها بسیار کمتر است.

در سالهای اولیه ای که این حوزه وارد عرصه مدیریتی در ایران شده بود، عده ای با شکار موافق بودند. پس از مدتی متوجه شدند که شکار حیوانات چه آسیب های جبران ناپذیری می تواند به طبیعت وارد کند. این تغییر عقیده نشان دهنده نبود تجربه در گذشته را نشان می دهد.

یکی دیگر از مشکلاتی که برخی از مدیران این حوزه در کشور ایجاد کرده اند عدم هماهنگی لازم میان توسعه روستا و ساختار آن است. چه کسی گفته که باید همه مسیرهای روستایی آسفالت باشند؟ ای کاش کسانی که می توانند برای این مناطق برنامه ریزی کنند می دانستند که با این کار بخشی از طبیعت از بین می رود.

مشکلی که در این مورد ایجاد می شود این است که ما با آسفالت کردن مسیرهای خاکی روستاها فاصله را کوتاه تر می کنیم. این بدان معنی است که سرعت عبور از طبیعت بالا می رود و اقامت طولانی تر می شود و در کل نظم محیط به هم می ریزد.

ما به علت نداشتن استانداردهای لازم برای هتل سازی و ساخت اقامتگاه ها نمی توانیم در حال حاضر با ترکیه و امارات رقابت داشتهه باشیم. هنوز استاندارد مناطق گردشگری در ایران تعریف دقیقی ندارد و از آن مهم تر آموزش جدی هم صورت نمی گیرد.

سوباتان تالش ظرفیت بالغ بر هزار نفر را دارد اما به خاطر نداشتن اطلاعات و زیرساخت کافی، زمانی که بیش از این تعداد در یک مدت زمان به آنجا سفر می کنند، ظرفیت ها بیش از حد پر می شود و توازن از بین می رود و همین امر می تواند موجب خسارات فراوانی در آینده شود.

نکته دیگری که در تالش وجود دارد و باید تاسف خورد این موضوع است که با وجود مناطق گردشگری در این شهرستان بیکاری نسبتا بالایی وجود دارد.

مطلبی که در رابطه با آسفالت مناطق روستایی گفتید، می تواند این سوال را در ذهن خوانندگان ایجاد کند که کسانی که در آن مناطق زندگی می کنند ممکن است با مشکل تردد مواجه شوند و آسفالت کردن جاده ها می تواند به آنها کمک کند. نظر شما چیست؟

البته این دغدغه هم، دغدغه درستی است اما این نکته را هم باید اشاره کرد که یکی از بهترین روش های اداره گردشگری واگذاری مدیریت آن به اهالی همان روستاست.

اگر قبل از هر کاری در رابطه با زیربناها تصمیم گیری کنیم بعد از آن متوجه خواهیم شد که کدام یک از راه های روستایی نیازمند آن است که آسفالت شود و کدام یک به همان شکل خاکی باقی بماند.

سوالی که ذهن بسیاری را درگیر خود کرده، این است که آیا طبیعت تخریب شده ایران توسط عده ای، قابل بازگشت هست؟ آیا دوباره می توان جنگل ها و ساحل هایی مانند گذشته داشت؟

در زمینه گردشگری مقوله ای به نام اکوتوریسم وجود دارد که نیازمند توجه هر چه بیشتر است. اکوتوریسم مجموعه ای از آموزش های محیطی به افرادی است که در محوطه گردشگری خود زندگی می کنند. بدون شک آسیب های جدی به طبیعت و محیط های گردشگری ایران وارد شده است و بسیاری از آنها قابل بازگشت نیست. اما همچنان مناطق فراوانی وجود دارد که اگر درست مدیریت شود می توان امید داشت که شرایط از امروز بدتر نشود.

شاید بتوان برای احیای مناطق از دست رفته کارهایی خاص انجام داد. به عنوان مثال با مدیریتی درست از کسانی که در مناطق بکر و دست نخورده های شمال کشور ویلاسازی کرده اند خواست که آنجا را طبق توافقی که آن طرف هم ضرر نکند آنجا را ترک کنند.

همه اینها زمانی اتفاق می افتد که مسئولین دغدغه کشور را داشته باشند. از نظر من سازمان میراث فرهنگی حیات خلوت دولتهاست و معمولا ضعیف ترین مدیران و مشاوران در آن سازمان قرار می گیرند و همین امر باعث آسیب دیدن ساختارهای فرهنگی و تاریخی مان می شود.

البته در پایان این گفت و گو باید این نکته را هم اشاره کنم که به مدیریت آقای مونسان در سازمان میراث فرهنگی،صنایع دستی و گردشگری بسیار امیدوارم. ایشان کارنامه موفقی از خود زمانی که مدیرعامل سازمان منطقه آزاد کیش بودند بر جای گذاشتند و به نظر می سرد این روند در سازمان میراث فرهنگی هم ادامه داشته باشد.

 

 

نظرات شما