در نشست اقتصاد سیاسی بهار عربی، پویایی ها و چالش ها مطرح شد:نابرابری موتور محرکه بی ثباتی های سیاسی

رویا ایلکا

بخش چهارم و پایانی

نشست اقتصاد سیاسی بهار عربی، پویایی ها و چالش ها با حضور فرشاد مومنی عضو هیات علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی و عطیه وحیدمنش کارشناس اقتصاد سیاسی در موسسه دین و اقتصاد برگزار شد.

دربخش سوم گزارش این نشست خواندیم که فرشاد مومنی اقتصاددان گفت: با توجه به اینکه دولت در محاصره گروه‌های رانتی و رباخوار است، قربانی بزرگ چنین شرایطی تولیدکنندگان و برنده اصلی آن رباخواران و وارد کنندگان بزرگ هستند.

به گزارش خبرنگار جهان اقتصاد، مومنی در ادامه این نشست،افزود: باید در نظر گرفت که فقط سرمایه حبس شده در خانه های خالی موجود در مناطق شهری ایران ۲ برابر ارزش بورس کشور است.

مومنی در پایان تاکید کرد: موضوع تعیین‌کننده در چنین شرایطی کمک به نظام تصمیم‌گیری است تا از تسخیر رباخواران درآمده و نسبت به فرودستان و فقرا بی‌تفاوت نباشد که این کار از طریق ارتقای بنیه یادگیری دولت امکان‌پذیر است.

در ادامه این نشست عطیه وحیدمنش، کارشناس اقتصاد سیاسی نیز با استناد به گزارش اخیر بانک جهانی درباره انقلاب های کشورهای عربی گفت: منطقه غرب آسیا و شمال آفریقا در سال های ۲۰۱۰ و ۲۰۱۱ در شاخص های اقتصادی بهبود خوبی داشتند که به عنوان نمونه تولید ناخالص داخلی در مصر ۶درصد و در تونس ۴٫۵درصد رشد داشته است.

وحیدمنش خاطرنشان کرد: در بازه زمانی سال های ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۰ در تولید ناخالص داخلی و درآمد سرانه ، کشورهای غرب آسیا شاهد رشد بودند؛ به گونه ای که تا پیش از جریان بهار عربی نرخ فقر مطلق در این کشورها در حال کاهش بود و به جز یمن بقیه کشورها رو به رشد بوده اند و فقر مطلق در منطقه پایین بوده است.

این کارشناس اقتصاد سیاسی افزود: در دیگر متغیرهای توسعه ای هم از جمله نسبت مرگ و میر مادران، منطقه غرب آسیا وضعیت بهتری نسبت به اروپا، آمریکای لاتین و حتی آفریقای زیر صحرا داشته است.

وی افزود: در ابتدای سال ۲۰۱۱ برخی از کشورهای عربی متحمل برخی بی ثباتی های سیاسی شدند که در تعدادی از این ها منجر به تغییر رژیم شد و برخی هم توانستند جان سالم به در ببرند.

این کارشناس اقتصاد سیاسی به دلایل اقتصادی مساله و ماهیت معترضان اشاره کرد و گفت: در آن دوره بیشتر معترضان را افراد جوان، مردان و جمعیت متعلق به طبقه متوسط و شهری تشکیل می دادند و خیلی از ناآرامی های سیاسی در منطقه غرب آسیا منشا شهری دارد و طبقه متوسط این طبقه به ویژه قشر تحصیل کرده، وارد تظاهرات شدند.

وحیدمنش، عمده درخواست معترضان را بهبود وضعیت اقتصادی، جنگ برای کاهش فساد در سیستم و برقراری عدالت اجتماعی و اقتصادی برشمرد و گفت: در این میان برای ۴۲ درصد معترضان هم، آزادی های سیاسی و مدنی بیشتر مدنظر بود.

وی ‘معمای نابرابری’ را یکی از دلایل اقتصادی این جریان عنوان و اظهار کرد: اگر کشوری با نابرابری بالا مواجه باشد این مساله می تواند موتور محرکه بی ثباتی های سیاسی باشد و این بی ثباتی ها به کاهش سرمایه گذاری های داخلی و خارجی و کاهش رشد اقتصادی، توسعه انسانی و سرمایه گذاری ها منجر می شود.

این کارشناس اقتصاد سیاسی، ‘پارادوکس توسعه ای ناشاد’ را دومین دلیل اقتصادی این جریان عنوان کرد و افزود: در کشورهایی که افزایش رشد اقتصادی را تجربه کرده و در همان زمان با کاهش خوشبختی در زندگی مواجه هستند، این رشد در برخی کشورها به نفع ثروتمندان و در برخی نیز به نفع فقرا بوده و طبقه متوسط نیز ناراضی بوده اند.

وحیدمنش با اشاره به اینکه قبل از این تحولات در خیلی از کشورها ، میزان نارضایتی طبقه متوسط جامعه بیشتر شده و کیفیت زندگی ها نیز رو به کاهش بوده است،افزود: به این معنا که بیشتر کشورهای غرب آسیا، رشد درآمد سرانه مثبتی داشته اند ولی در همان زمان رضایت مندی از زندگی هم در این کشورها کاهش یافته بود.

وی سومین دلیل اقتصادی این انقلاب ها را ‘شکسته شدن و از بین رفتن قراردادهای اجتماعی’ در کشورهای دیگر این جریان عنوان کرد و گفت: طبق قراردادهای نانوشته ای، دولت های عربی منطقه به مردم قول اشتغال در بخش عمومی و دولتی، سیستم بهداشتی رایگان و اختصاص یارانه های غذایی و انرژی داده بودند تا در مقابل، مردم تقاضایی برای آزادی و دمکراسی نداشته باشند و قدری هم نور چشمی ها و آقازاده را در سیستم تحمل کنند.

این کارشناس اقتصاد سیاسی افزود: اما نشانه هایی از شکسته شدن این قراردادها به ویژه برای کشورهایی که به درآمدهای نفتی دسترسی نداشتند، در این جریانات دیده می شود و وضعیت بازار کار نیز به دلیل افزایش جمعیت بدتر شده بود.

وی اضافه کرد: در این کشورها سیستم دولتی برای اشتغال افراد عادی ضعیف شده بود و تنها آقازاده ها و دارای ژن های خوب توانسته بودند وارد سیستم شده و به مشاغل خوب دست یابند که این مساله موجب خشم در بین جوامع شده بود.

وحیدمنش گفت: این دلایل منجر به سیل اعتراضات و بی ثباتی های اقتصادی شد که اعتراض ها از مصر و یمن آغاز شد و در ادامه، تونس و خیلی از کشورهای دیگر نیز درگیر قضیه شدند.

نظرات شما

×

Comments are closed.