دانشگاه، صنعت داروسازی و شرکت های دانش بنیان

دکتر سامان احمد نصرالهی

عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و خصوصا در طی دهه ۶۰ به علت هدایت شرکتهای دارویی ملی شده و رفع نیاز های ضروری دوران جنگ، ارتباط و همکاری خوبی بین دو نهاد دانشگاه و صنعت برقرار گردید. پس از آن از اواسط دهه ۷۰  تا اواخر دهه ۸۰ با توجه به سرعت پیشرفت علم داروسازی همکاری این دو نهاد از هم فاصله گرفت و در شرایطی که صنعت داروسازی کشور در حال رفع نیازهای جاری جامعه بود، دانشگاه با مفاهیم جدید علوم دارویی (نانو و بیوتک) و ارتباطات بین رشته ای این دانش آشنا گردید. در این دوران بیشتر مقالات و پایان نامه های نگارش شده بدون استفاده در صنعت به کتابخانه ها منتقل می شدند و حتی مورد انتقاد مدیران وقت صنایع نیز قرار می گرفتند. در همین مدت (صرفنظر از اثر تحریم ها) صنعت دارو با فاصله گرفتن از تحولات دانش محور، عدم برنامه ریزی بلند مدت و ترس از ورود به عرصه های نوین با تولید محصولات معمول سبب ایجاد رکود و رقابت منفی در میان خود گردیدند. در سالهای اخیر با ورود رقبای خارجی و نیاز جامعه به درمانهای نوین درکنار اشباع بازار از محصولات تولیدی، شرکتهای تولید کننده تلاش می کنند تا با دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی ارتباط بیشتری برقرار کنند.

از طرف دیگر تغییر نگاه دولتمردان در حمایت از دانشگاهیان در راه اندازی کسب و کار مبتنی بر ایده ها و پژوهش های علمی صورت گرفته در قالب شرکت دانش بنیان و ارائه تسهیلات حمایتی به ایشان سبب شده نسل جدیدی از شرکتهای داروسازی با حضور متخصصین جوان تشکیل شود که می توانند در بین تولیدکنندگان با قدمت چندین ساله رخ نمایی کنند. پژوهشگران دانشگاهی در طول ۱۰ سال گذشته با کسب تجربه از پژوهش های خود و دسترسی به منابع علمی روز به جایگاهی از دانش رسیده اند که اکنون می توانند عامل تولید و رونق اقتصادی در صنعت دارویی کشور باشند.

انگیزه تاسیس شرکت دانش بنیان و تولید محصول در بین اعضای هیات علمی و فارغ التحصیلان PhD سبب ایجاد موجی از ثبت شرکت در سالهای اخیر شده است که در نگاه اول جذاب می نماید ولی در آینده می تواند خطرناک هم باشد. باید توجه داشت که این شرکتها با یک یا چند ایده مبتنی بر پژوهش دانشگاهی شکل گرفته اند و اگر در طی فرایند صنعتی سازی محصول هدف در دنیا تغییر نماید یا ارتقا یابد، آیا محققین می توانند به همان سرعت تغییر استراتژی بدهند؟ اگر رقیب داخلی یا خارجی وارد حوزه تولیدی آنها شود چقدر توان رقابت در قیمت گذاری وجود دارد؟ آیا مجموعه مدیران این شرکتها برای تنوع محصولات خود برنامه دارند؟

در کنار بحرانهای بیان شده، خطرات دیگری نیز شرکتهای دانش بنیان را تهدید می کند. در نظام اداری ایران به دلیل قوانین بوروکراتیک، مدیران شرکتهای دانش بنیان می بایست با قوانین مالیاتی و اداری آشنا باشند و در شرکتهای خود اصول مدیریت منابع انسانی، مالی، بازرگانی، بازاریابی و … را رعایت کنند که همه آنها از توان اساتید دانشگاهی و پژوهشگران این شرکتها خارج است.

این تهدید ها می توانند در آینده سبب شکست برخی شرکتهای دانش بنیان شوند که با صرف هزینه و وقت زیاد تاسیس شده بودند. خصوصا به این نکته باید اشاره کرد که پژوهشگران و دانشگاهیان بیشتر دارای روحیه تحقیق هستند تا توان بنگاه داری؛ و امکان ترک کسب و کار و بازگشت به فضای صرفا تحقیق محتمل است. اثر روانی چنین حادثه ای سبب می شود تا دیگر پژوهشگران وارد حوزه تولید و کارآفرینی نشوند (گسترش موج منفی گرایی) و از طرف دیگر صنایع تولیدی نیز از ورود به حیطه های دانش محور پرهیز کنند و به حداقل سود فعلی راضی باشند. در نهایت بازنده این امر دولت خواهد بود که پس از مدتها دعوت و حمایت به جهت راه اندازی کسب و کار و شغل آفرینی با ریزش و شکست شرکت های دانش محور مواجه می شود.

برای پیشگیری از روی دادن این بحران پیشنهاداتی ارائه می شود:

  1. صنایع دارویی می توانند با نزدیک تر شدن به شرکت های دانش بنیان و سرمایه گذاری روی پروژه های تحقیقاتی آنها عملا بخش نیروی انسانی واحد تحقیق و توسعه خود را برون سپاری کنند و امکانات و تجهیزات خود را با امکانات شرکتهای دانش بنیان و آزمایشگاههای دانشگاههای کشور هم راستا نمایند. کارخانجات تولیدی و شرکت های دانش بنیان بوسیله شراکت در غالب تفاهم نامه های همکاری یا ایجاد شرکت مشترک از نفع دو جانبه برخوردار می شوند و به پیشرف بازار دارویی کشور کمک می کنند.
  2. دانشگاهها در کنار تشویق به تاسیس شرکت و کارآفرینی می بایست به حمایت از ادامه حیات شرکتها نیز توجه کنند. این تعداد شرکت دانشگاهی نیاز به خدمات در حوزه پشتیبانی شامل: امور مالی، بازرگانی، مدیریت منابع انسانی و تحلیل بازار دارند. دانشگاهها می توانند برای شرکت های تحت پوشش، یک شرکت هلدینگ یا یک انجمن صنفی داخل دانشگاهی در جهت رفع نیاز ها تشکیل دهند. حسن دیگر چنین مجموعه ای، جلوگیری از تاسیس شرکت دانش بنیان مشابه و تک ایده ای است. این مجموعه می تواند افراد دارای ایده را به شرکتهای موجود معرفی کند تا بجای صرف هزینه در تاسیس، از امکانات موجود استفاده کنند؛ و یا به کمک افراد دارای تجربه نیازهای دارویی سالهای اتی را پیش بینی و به شرکت های تابعه اطلاع رسانی کند.
  3. پیسنهاد سوم می تواند تلفیقی از دو پیشنهاد قبلی باشد. در این حالت هلدینگ یا انجمن مادر با صنایع دارویی وارد مذاکره می شود و تفاهم نامه ها و سیاست های مشترک را جاری می نمایند تا هر دو بتوانند از امکانات یکدیگر بهرمند شوند.

بنابراین به نظر می رسد که با نزدیک تر شدن سه ضلع دانشگاه، صنعت داروسازی و شرکت های دانش بنیان و هم سو شدن امکانات و سرمایه ها ، بتوان با قدرت بیشتری به تولید کالاهای استراتژیک در حوزه دارو پرداخت و در ادامه به برنامه ریزی برای صادرات فکرکرد.

 

 

نظرات شما

×

Comments are closed.