داستانی در تلاطم مجارستان

علیرضا امامی فرد-گروه فرهنگی

alireza_emami1992@yahoo.com

رمان «شهر ممنوعه» به نویسندگی ماگدا سابو و ترجمه فریبا ارجمند به تازگی در نشر قطره به چاپ رسیده است.

ماگدا سابو در یک خانواده مجارستانی در ۱۹۱۷ متولد شد. او در دانشگاه دبرسن لاتین و مجارستانی خواند و در طی جنگ جهانی دوم مشغول تدریس معلمی بود. در سال ۱۹۴۷ دو کتاب شعر به نام های «بره» و «بازگشت به انسان» از او منتشر شد که جایزه بامگارتنز را برای او به ارمغان آورد. در دوران کمونیسم، این شهرت زودرس مایه دردسرش شد و سابو به داستان نویسی روی اورد. اولین رمان او،فرکسو در سال ۱۹۵۸ منتشر شد و مدت کوتاهی پس از آن بچه آهو را منتشر کرد. در سال ۱۹۵۹ جایزه یوژف آتیلا را برد و پس از آن چندین رمان دیگر نوشت، از جمله خیابان کاتالین(۱۹۶۹)، چاه قدیمی(۱۹۷۰)ف داستان از مد افتاده(۱۹۷۱) و شهر ممنوعه(۱۹۸۷). او همچنین اشعاری برای کودکان، نمایشنامه، داستان کوتاه و آثار غیر داستانی نوشت. از جمله مطلبی در ستایش همسرش تیبور سوبوتکا، نویسنده و مترجم آثار تولکین و گالزورتی، که در سال ۱۹۸۲ درگذشت. سایر عضو آکادمی علوم و عضو هیئت امنای مدرسه علوم دینی کالوینیست در دبرسن بود. او در سال ۲۰۰۷ کتاب به دست در همان شهری که متولد شد از دنیا رفت.

کتاب شهر ممنوعه را لن ریکی شاعر، منتقد و مترجم آثار مجارستانی متولد زیمباوه(متولد ۱۹۴۲) در سال ۲۰۰۵ به انگلیسی ترجمه کرد. او در سال ۲۰۰۶ به خاطر ترجمه این کتاب جایزه آکسفورد_وایدنفلد را گرفت.

چاپ این اثر ما را بر این داشت که به سراغ فریبا ارجمند مترجم این کتاب برویم تا با او در رابطه با «شهر ممنوعه» گفت و گویی داشته باشیم:

این کتاب چه داستانی را دنبال می کند و چرا تصمیم گرفتید این کتاب را ترجمه کنید؟

«شهر ممنوعه» به رابطه یک خانم نویسنده با مستخدم مسنش که کاراکتر خاص و مستقلی است، می پردازد. داستان این رمان در سالهای ۱۹۴۵ تا ۱۹۶۵ در مجارستان می گذرد گرچه در هیچ جای داستان اشاره به تاریخ خاصی نمی کند اما با توجه به روند داستان نشان می دهد که تاریخ آن مربوط به دورانی است که مجارستان در حال گذراندن تلاطم های سیاسی است.

آیا این رمان بر اساس داستان واقعی نوشته شده است؟

در منابع اینترنتی آمده است که سرگذشت راوی داستان به زندگی نویسنده نزدیک است اما اینکه چه مقدار از آن تخیل و یا چه میزان بر اساس واقعیت است را نمی توان گفت.

«شهر ممنوعه» را می توان رمانی تاریخی یا عاشقانه دانست؟

به هیچ عنوان..این رمان نه تاریخی است و نه عاشقانه. در این کتاب به طور گذرا به تاریخ مجارستان اشاره ای می شود . به عنوان مثال خانم نویسنده در رابطه با مشکلاتش در حکومت اشاره می کند و در رابطه با اینکه کتابهایش اجازه انتشار پیدا نمی کند می گوید. شاید این قسمت را بتوان به عنوان بخش تاریخی این کتاب عنوان کرد اما اگر منظور کلیت آن است خیر.

چه شد که تصمیم گرفتید این کتاب را ترجمه کنید؟

این کتاب جزو لیست کتابهایی بود که نیویورک تایمز ریپورتر معرفی کرده بود و معمولا کتابهای خوبی در آن معرفی می شود.

ماگدا سابو در مجارستان و بقیه کشورهای اروپایی به خوبی شناخته می شود ولی در کشورهای انگلیسی زبان با او آشنایی زیادی نداشتند و به تازگی کتابهای ایشان شروع به ترجمه شده است.

من هم بعد از معرفی نیویورک تایمز ریپورتر تصمیم گرفتم تا آن را ترجمه کنم. بعد از خواندن کتاب به موضوع آن علاقه مند شدم.

ترجمه این کتاب چه مدت طول کشید؟

ترجمه «شهر ممنوعه» حدود یک سال زمان برد اما یک سالی که به طور مداوم روی آن وقت نگذاشتم. چندین ماه هم برای گرفتن مجوز از وزارت ارشاد طول کشید که خوشبختانه چیزی از آن سانسور نشد.

شغل شما مترجمی است؟

خیر. من مهندس بازنشسته هستم و اولین رمانم را هم در اواخر دوره کاری خود ترجمه کردم و به غیر از رمان هم چیز دیگری ترجمه نمی کنم. «شهر ممنوعه» سومین کتابی بود که من ترجمه کردم.

مشکل سانسور در این سه کتاب داشتید؟

در هر سه کتابی که ترجمه کردم و چاپ شد امیدوارم بودم که چیز قابل توجهی از آن حذف نشود زیرا موضوعاتش حساسیتی به وجود نمی آورد. از «شهر ممنوعه» حتی یک کلمه هم حذف نشد. دومین کتابم حذفیات داشت اما نه به اندازه ای که حتی به جزئیات آن لطمه بزند چه برسد به کل داستان. اما اولین کتابم ممیزی قابل توجهی خورد.

چه مشکلاتی بر سر چاپ کتابهایتان وجود داشته است؟

چون کتابها را ناشر چاپ می کند با مشکل خاصی رو به رو نشدم و تنها چیزی که برایم به عنوان مشکل مطرح بود عدم پاسخگویی دقیق وزارت ارشاد در تاریخی دقیق بود که آیا کتاب اجازه چاپ دارد یا خیر. مشخص هم نیست که چه زمانی جواب شما را می دهند.

پس با این وجود ناشران خوب عمل می کنند؟

وقتی مجوز چاپ کتاب از سوی وزارت ارشاد صادر شود ناشران طی حدود ۸ هفته کتاب را به چاپ می رسانند. ممکن است به خاطر شلوغی برخی از کتابها در صف باقی بمانند و چاپشان مدتی طول بکشد که خوشبختانه برای من این اتفاق نیفتاد.

بازخورد خاصی از این کتاب گرفتید؟

خیر. از انتشار این کتاب مدت زمان زیادی نمی گذرد و برای همین فعلا بازخوردهای زیادی نشنیده ام. اما از حلقه دوستان نقطه نظراتی شنیده ام که خوشبختانه مثبت بوده است.

نظرات شما

×

Comments are closed.