خودسانسوری کار دست مطبوعات داده است

علیرضا امامی فرد-گروه فرهنگی

مجموعه کتاب چهار جلدی « اسناد و پرونده های مطبوعاتی ایران دهه ۸۰ » سال گذشته در انتشارات کوله پشتی به چاپ رسید.

این مجموعه در بردارنده اسناد و شرح مفیدی از ۸۵۰ محاکمه مطبوعاتی در سالهای ۱۳۸۰ تا ۱۳۸۹ است که در ۶۰۰ مورد آن علاوه بر شرح مفید محاکمات، نسبت به درج متن کامل آرای صادره از سوی دادگاه های رسیدگی کننده به پرونده در سراسر کشور اعم از بدوی، تجدید نظر استان، دیوان عالی کشور و دیوان عدالت اداری اقدام شده است. در مواردی که به هر دلیل اصل آرا در دسترس نبوده، سعی شده فحوای نظرات هیات منصفه و آرای صادره از دادگاه ها، به نقل از نشریات و خبرگزاری های معتبر مورد استفاده قرار گیرد. لذا این مجموعه علاوه بر تدوین قسمتی از تاریخ مطبوعات ایران منبع مناسبی است برای علاقه مندانی که می خواهند بدانند مطبوعات ایرانی به واسطه کدام نوشتار، عکس، طرح یا کاریکاتور مجرم شناخته شده و با چه عناوینی اتهامی در محکمه، مقابل هیات قضایی و هیات منصفه دادگاه به دفاع از عملکرد خود پرداختند.

عذرا فراهانی گردآورنده این مجموعه که در ۱۶ سال فعالیت اخیر خود در زمینه حقوق مطبوعات متمرکز بوده توانسته پرونده های با اهمیتی را جمع آوری کند.

به همین منظور به سراغ او رفته و با او در این زمینه گفت و گو کرده ایم:

*از چه سالی شروع به جمع آوری این پرونده ها کرده اید؟

چهار جلد کتابی که مربوط به دهه هشتاد منتشر شد، ادامه جمع آوری های من در دهه هفتاد است که توانستم در سه جلد گردآوری کنم. در سال ۷۶ و به خاطر اینکه در دادگاه ها رفت و آمد داشتم جرقه این کار به ذهنم رسید. گرچه قبل از آن هم با برخی از همکارانمان در روزنامه سلام که در حال حاضر عده ای از آنها در رادیو فردا مشغول هستند مجموعه ای جمع آوری کرده بودیم و بنا داشتیم تا هر نشریه را به کتاب مجزا تبدیل کنیم. به عنوان مثال روزنامه نوروز سلام و یا هفته نامه شلمچه که من به عهده داشتم اما به دلایلی آن فعالیت متوقف شد. پس از آن تصمیم گرفتم که پرونده های مربوط به مطبوعات کشور را در یک مجموعه جمع آوری کنم. در واقع از سال ۷۹ این تصمیم را عملیاتی کردم که در سال ۸۴ سه جلد برای دهه هفتاد انتشار پیدا کرد.

دهه هشتاد را جدی تر از گذشته آغاز کردم. البته مهارت من هم در این مسیر بالاتر رفته و کاملا آگاه بودم از جمع آوری آن چه مقصودی دارم و راهکار آن را بهنر آموخته بودم. لازم به ذکر است که افرادی بودند که به من در این مسییر کمک زیادی کردند و در مقدمه کتاب آن را آورده ام. در دهه هفتاد برخی از قضات با بنده برای جمع آوری پرونده ها همکاری نمی کردند اما خوشبختانه این اتفاق در دهه هشتاد رخ نداد و اتفاقا آنها با من همکاری خوبی داشتند زیرا مجموعه را دیده و متوجه اهمیت آن شده بودند.

در دهه هفتاد خیلی درک درستی از شکل و شمایل کتاب نداشتم و نمی دانستم در آن محدودیت ها و فشارها و کمبود اطلاعات باید دقیقا چه کرد. اما در دهه هشتاد قضایا برای من فرق کرد. به عنوان مثال حدود ۹۲ یا ۹۳ درصد پرونده ها رای دادگاه ، رای دیوان و متن شکوایه دارد که در کتاب های سه جلدی دهه هفتاد چنین چیزی کمتر دیده می شود.

*تا چه زمانی پرونده های این چنینی را جمع آوری کردید؟

دهه نود را تا سال ۹۶ گردآوری کرده ام اما تا این ده به پایان نرسد نمی توانم آنها را به شکل کتاب چاپ کنم. البته علت دیگر آن هم این است که برخی از آرا منجر به صدور رای نشده است.

با ذکر مثالی می توانم این قضیه را روشن تر کنم. من برای جمع آوری پرونده ها روزنامه اعتماد ملی مدت زمان زیادی وقت گذاشتم و یک سال هم کار من به عقب افتاد زیرا دادگاه رای صادر نمی کرد و بعد از چهار پنج سال این کار را انجام داد.

*آیا دهه ۸۰ را می توان پر بار ترین پرونده ها برای مطبوعات ایران در نظر گرفت؟

بله تقریبا. بخش اول این دهه مربوط به تعطیلی فله ای مطبوعات بود که رای ها آن سال ۸۰ و ۸۱ صادر شد و البته در همین کتاب آمده  و وقایع هشتاد و هشت نیز حجم آنها را بیشتر کرده است.

*تصور شما در خصوص دهه نود چیست؟ آیا این دهه به همان اندازه دهه هشتاد و هفتاد حکم برای مطبوعات صادر شده است؟

ممکن است که فراوانی آن کم شده باشد اما نکته مهم اینجاست که دهه نود روزنامه ها و نشریاتمان نیز با افت قابل توجهی مواجه شدند و قطعا به میزان همان سالها پرمحتوا نیستند. متاسفانه مطبوعات دچار خودسانسوری از طرف خود و یا دیگران شده اند. به عنوان نمونه می توان ذکر کرد که فلان مسئول تماس می گیرد و دستور می دهد که فلان مطلب نباید کار شود. شاید در دهه نود مطالب جذابی به اندازه دهه هفتاد و هشتاد نباشد اما به لحاظ تاریخی مستند هستند. از نظر من محتوا و محدودیت های سختگیرانه باعث و بانی این قضاضا شده اند.

مدیر مسئولان گرفتار دادگاه شده اند و متاسفانه همین امر باعث شده تا از انتشار هر مطلبی واهمه داشته باشند و همه اینها دست به دست هم داده تا کیفیت نشریات ما پایین بیاید و به موازات آن دادگاه هایی که بای مطبوعات بگزار شده نیز کاهش پیدا می کند.

*پیش بینی شما از آینده مطبوعات در دهه آینده چیست؟ آیا روزنامه ها به دوران اوج بر می گردند؟

تصور من بر این است که مطبوعات کاغذی و مکتوب هیچ گاه از بین نمی روند و شک نکنید تا چند سال دیگر دوباره رونق می گیرند.

اینکه اوضاع و احوال مطبوعات چه شود را دقیق نمی توان پیش بینی کرد زیرا مطبوعات نیز مانند بسیاری از موارد دیگر تابعی از وضعیت کشور است. نمی دانیم وضعیت کاغذ و بحران های به وجود آمده تا چه زمانی ادامه می یابد و مسائلی از این دست که به تصمیمات کلان بستگی دارد.

*آیا فکر می کنید در دهه آینده به جای جمع آوری پرونده های مطبوعات، باید به فکر گردآوری پرونده های سایت ها و صفحات مجازی باشید؟

به خاطر دارم وقتی که در دهه هشتاد این آثار را جمع آوری می کردم، از من سوال می شد که آیا اخبار خبرگزاری ها می خواهید یا خیر؟ من آن زمان پاسخ منفی می دادم ولی در حال حاضر خبرهای خبرگزاری ها را هم جمع می کنم اما تصمیم برای آنکه با آنها چه کنم نگرفته ام.

البته باید بگویم که جمع آوری آنها بسیار سخت تر هم می شود. اگر به دنبال پرونده سایت ها باشم باید کانال ها را در نظر داشته باشم

نکته مهمی که در این میان وجود دارد این است که در کتاب مختص به دهه هشتاد نشریاتی وجود دارند که بدون مجوز انتشار پیدا کرده اند و اینها یا به دادگاه نرفته اند و اگر هم رفته باشند، از طریق دادگاه حقوقی به پرداخت جریمه نقدی محکوم شده اند. حال فکر کنید این اتفاقات برای برخی از سایتها رخ داده است و جمع کردن آن مشکلات بیشتری را دارد.

جا دارد به عنوان مطلب پایانی عنوان کنم که در حال حاضر کار بر روی پرونده هایی از دهه شصت هم شروع کرده ام و از کسانی که در این رابطه اطلاعاتی دارند تقاضا می کنم به من اطلاع دهند. جمع آوری پرونده های آن دوران بسیار دشوار است، زیرا آن زمان نه دادگاه دقیقی برگزار می شده و یا مدیر مسئولان آن زمان یا فوت شده اند و یا به خارج از کشور رفته اند و این امکان وجود دارد بسیاری خاطره های آن دوران را به یاد نیاورند. از همین رو گردآوری آنها بسیار دشوار است.

نظرات شما

×

Comments are closed.