حیات صنایع چوب در گرو واردات چوب وآب مجازی

سالانه حدود ۳،۱۰۰،۰۰۰ متر مکعب ، معادل دو میلیون تن چوب در کشور برای تولید ام دی اف مصرف می شود

یوسف حسینعلی زاده-در سال رونق تولید صحبت از واردات در بعضی محافل اگر جرم تلقی نشود کمتر از آن نیست. اگر این تلقی ها با واقعیت ها تطابق داشته باشد تلخ که نیستند هیچ، بلکه دلچسب هم هستند.

نه تنها ایران، بلکه هیچ کشوری نمی تواند دراین دنیای فعلی جزیره ای زندگی کند. داد و ستد همزاد انسانها ست و استمرار زندگی انسانها به داد ستد و امروزی تربه واردات و صادرات وابستگی ناگسستنی پیدا کرده است .البته این میزان وابستگی دور از انتظار نیست چرا که تمام انسانها با نیازمندیهای مشابه و توانمندیهای متفاوت در تمام مساحت زمین زیست می کنند، اما تمام منابع طبیعی قابل دسترسی زمین به یک اندازه درتمام مساحت زمین توزیع نشده اند. این همان نکته آغازین اندیشه داد و ستد است .اندیشه ای که در عمل، در هیچ مقطع تاریخی با صرف نظر از استثنائات در حصار مرزهای سیاسی ، مذهبی و فرهنگی قرار نگرفته و همواره پیشتازی کرده است .

ایران از جمله معدود کشورهایی است که علیرغم قرار گرفتن روی نوار خشک زمین، کلکسیونی کامل از مجموعه امکانات طبیعی و مواد معدنی خلق شده در کره زمین است . اما در کنار این کلکسیون کمیت و کیفیت ونوع مدیریت بهره برداری و لحاظ سهم آیندگان و مواردی از این قبیل هم مطرح هستند.

وجود یا عدم وجود مواد طبیعی اعم از الی یا معدنی متفاوت ازوجود مصنوعات ساخت بشری است .  مصنوعات بشری هم ریشه در امکانات طبیعی آن کشورها دارد. این ریشه ازیک الهام ساده گرفته تا کند و کاو و استخراج از طبیعت عمق دارد. به هر ترتیب گستره این بحث آنقدر وسیع است که باز و بسته کردنش در یک یاداشت عملی نیست لذا این مقدمه کوتاه را بهانه کردیم برای بیان حقایقی از جان جنگل به نام چوب، که باید بیش از پیش مورد توجه جدی قرار می گرفت .

چوب ، جان جنگل

بعد از چوب خدا ، چوبی که صدا ندارد ، چوب جنگل است . جنگل ، منبع این ماده خوش خط و خال دلربا ، تاب بی مهری ندارد . تا از دل خاک سردرمی آورد ، بوی رستاخیز و نوید زندگی می دهد . با رنگ رخسارش اسرار پنهان خاک را افشاء می کند . جای شگفتی نیست که جسم بی جان هر موجود را در خاک پنهان می کنند ، عجب آن است که هنرمندان عالم ، مرگ را بر جان این بی جان جامد حاشا می کنند . چوب جنگل، جان چنگل است . برای جان جنگل قیمتی متصورنیست. از همین جهت است که عاشقان سکه و دینار، بر سر یک کیلوچوب جنگل ، دعوا که نه ، جنگ بر پا می کنند. چوب قصه های فراوان با سرهای دراز دارد.به خاطرهمراهی با حوصله خوانندگان نکته سنج ، یک قصه را از نقطه ی پایانش آغاز می کنیم .

چوب به تبعیت ازسرشت خود، با سلیقه ها و خواسته های انسانها همراه شده و اشکال مختلف می پذیرد . اورق فشرده چوبی با وزن حجمی متوسط، یا به بیان خودمانی “ام دی اف” یا تخته فیبر با وزن متوسط، جزو فرآورده های چوبی پر مصرف محبوب محسوب می شود . انواع کف پوشها ، دیوار پوشها ، کابینت آشپزخانه ، کمد و تختخواب و دکور و چندین محصول دیگر ، زیبایی و استحکام خود را مدیون ام دی اف هستند .

ام دی اف در آینه آمار

به روایت آمار سال۱۳۹۷، سالانه حدود یک میلیون و چهارصد هزار ( ۱،۴۰۰،۰۰۰ ) متر مکعب ام دی اف درکشور تولید میگردد . برای تولید یک متر مکعب ام دی اف ، حدود ۱۴۰۰ کیلوگرم  ( معادل ۲ / ۲ متر مکعب )  چوب با قطر حداقل ۱۰ سانتی متر ( گرده بینه )  نیاز است . به عبارتی دیگر سالانه حدود سه میلیون ویکصد هزار (۳٫۱۰۰٫۰۰۰) متر مکعب، معادل حدود دو میلیون تن چوب خام در کشورمصرف می شود .کارشناسان این نوع مصرف چوب را ، نوعی از بین رفتن چوب و تهدیدی برای جنگلها می انگارند . این اعداد شاید در کشوری مانند روسیه با بیش از حدود ۸۰۰ میلیون هکتار جنگل تولیدی و صنعتی هیچ تعجبی نداشته باشد ، اما در کشوری چون  ایران ، با کمتر از فقط دو میلیون هکتار جنگل تاریخی ، حفاظتی و تولیدی ، آن هم بر روی نوار خشک کره زمین ، تکان دهنده و یک فاجعه است . تا جایی که براحتی نمی توان نام فعالیت چنین کارخانجاتی را تولید گذاشت ، بلکه عنوان غارت خاموش منابع تولید چوب از جمله جنگل در سکوت ، برازنده تر است ، زیرا نقش منابع تولید چوب به خصوص جنگلها ، از هر نوعی و در هر مکانی باشد ، به تولید چوب محدود نیست، بلکه باید نقش حیاتی درختان جنگل را در تولید اکسیژن ، حفظ منابع آبی ، تولید و حفظ خاک ، جلوگیری از سیل و رانش زمین، تصفیه هواو صدها نقش نا شناخته دیگرش جستجو کرد .

تولید ام دی اف و کمبود آب !

در طول بیش ازیک دهه خشکسالی های اخیر ، مردم ایران به فراخور شرایط طبیعی منطقه زیستشان ، درد کمبود آب و تخریب منابع طبیعی تجدید شونده کشور را با دل و جان لمس کرده اند . اینکه مردم باید با یاد آوری آن نگرانی ها همچنان در مصرف بهینه آب ، حتی در شرایط ترسالی کوشا باشند حرفی نیست ، اما وقتی می شنویم برای تولید یک متر مکعب ام دی اف حدود یک متر مکعب آب مصرف می شود ( به غیر از مقدار آبی که صرف تولید چوب خام آن گردیده ) آنگاه جای بازخوانی و بازنگری پرونده اقتصاد آب در صنعت ام دی اف باز می شود. مطالعات کارشناسان نشان می دهد، برای تولید حدود یک میلیون و چهارصد هزار متر مکعب ام دی اف تولید سالانه کشور ، حدود یک میلیون و چهارصد هزار( ۱،۴۰۰،۰۰۰ ) متر مکعب ، ( معادل ۱،۴۰۰،۰۰۰،۰۰۰ لیتر ) آب مصرف میشود . این در شرایطی است که به جز میزان مصرف آب در صنعت اوراق فشرده، برای تولید یک کیلوگرم چوب خام به میزان دو برابر نیاز تولیدمواد غذایی استراتژیک باید آب مصرف کرد. لذا با تامل در این اظهار نظر فائو ، که می گویند با آب مصرفی برای تولید یک کیلوگرم چوب ، می توان حداقل دو کیلوگرم مواد غذایی مثل گندم تولید کرد، بی درنگ صحت لحاظ اهمیت حیاتی و اقتصادی آب درمحاسبات طراحی کارخانجات ام دی اف در ایران ، شدیدا زیر سوال است.

ضرورت واردات چوب

بی شک صادرات و واردات دو بال تولید و دو عامل انبساط و انقباض اقتصاد هر کشور شناخته می شوند . فعالان این دو بخش در کنار تبادل و تامین نیاز کشورها ، سفیران معرفی توانمندیهای ذاتی و اکتسابی کشورها و نهایتا نمایشگران صنعت ، توانمندی های تولید ، فرهنگ و هنر ملتها هستند . با تمام این توصیفات این دو فعالیت هم همچون سایر فعالیتها ، خوب مطلق نبوده ، بلکه در مواقعی با توجه به نوع کالای صادره یا وارده در شرایط حاکم بر کشورها ، محبوب و مغضوب می شوند . تلاش می کنیم تا در سال رونق تولید ، سیاست گذاران و دست اندرکاران تولید در کشور را زود هنگام نسبت به اهمیت و نقش نوع صادرات و واردات در حفظ و پایداری جنگلها در کشور حساس کنیم . اشاره کردیم که برای تولید  ۴/۱ میلیون متر مکعب ام دی اف در کشور حدود ۱/۳ میلیون متر مکعب معادل بیش از ۲ میلیون تن چوب لازم است . طبق برآوردها با مجموع نهاده های لازم برای تولید این مقدار چوب می توانیم چهار میلیون تن مواد غذایی از قبیل گندم ، ذرت ، سویا ، برنج و شکر تولید کنیم . چنانچه متوسط قیمت جهانی این پنج محصول استراتژیک را تنی ۴۹۵ دلار ، هر تن گندم و ذرت ۲۰۰ دلار ، سویا ۴۵۰ دلار ، شکر ۳۳۰ دلار و برنج ۱۰۰۰ دلار در نظر بگیریم ، متوجه خواهیم شد که تولید ۴/۱ میلیون متر مکعب ام دی اف با استفاده از چوب خام داخلی بدون احتساب هزینه های سربار و دیگر مواد اولیه لازم ، به بیش از یک میلیارد دلار برای کشور تمام شده است . در صورتیکه تولید این مقدار ام دی اف با استفاده از چوب خام وارداتی حتی در شرایط تحریم خیلی ارزانتر از این ارقام تمام می شد . لذا با مقایسه هزینه های تمام شده این محصول در داخل کشور( با منابع داخلی ) با استفاده از چوب وارداتی یا اوراق فشرده چوبی وارداتی با قیمت تمام شده جهانی کالا تا تحویل در بندر پی خواهیم برد که حیات صنعت چوب کشور در گرو واردات چوب خام ، چوب خام مجازی همچون ام دی اف و اوراق فشرده چوبی دیگر خواهد بود . در غیر اینصورت با استفاده از چوب جنگلهای داخل ، نه تنها تعطیلی این کارخانجات پیش خواهد آمد، بلکه بزودی شاهد فجایع زیست محیطی نیز خواهیم بود . مهمتراز همه ۲۵ درصد ارزش هر جنگل تجاری بوده و قابلیت قیمت گذاری دارد در واقع با بهره برداری از این ۲۵ درصد آن ۷۵ درصد بقیه که حیاتی ترین نقشهای جنگل را شامل می شود از دسترس خارج می گردد. بنابر این اگر تولید اوراق فشرده از چوب داخلی در ایران ، چوب حراج آگاهانه به منابع ملی نیست پس چیست ؟

توجه به رونق تولید فراتر از شعار ، نیاز استراتژیک کشوری است که میخواهد با سربلندی روی پای خود بایستد و به خاطر تامین نیازهای ثانویه خود از اصول اولیه خود عدول نکند . اما بپذیریم تولید اقتصادی بطور اتفاقی حاصل نخواهد شد . بنابرین برای نجات منابع پایه ی کشور باید طرحی نو دراندازیم . برای اقتصادی کردن صنایع تولید اوراق فشرده چوبی ، واردات چوب خام یا چوب مجازی – ام دی اف – گزینه ی ممتازی است . واردات در هر بخشی اگر مس باشد در اینجا طلاست . البته معدود کارخانجاتی در واردات چوب خام یا اوراق فشرده چوبی خام فعال هستند، که متاسفانه چوب این کاررا هم بدلیل قیمت تمام شده در مقایسه با قیمت ارزان داخلی می خورند . چوب واردات چوب را ، تنها کسانی می خورند که به خاطر علاقمندی به حفظ و ماندگاری منابع جنگلی کشور ، تمام مخاطرات واردات چوب و یا اوراق فشرده چوبی (چوب مجازی )دیگر را به جان خریده و با واردات یک متر مکعب چوب و یا ام دی اف ، در واقع یک متر مکعب آب مجازی و در کنار آن دو متر مکعب چوب مجازی به کشور وارد می کنند . اگر تنها همین یک خدمت از آنها را در محاسبات اقتصاد مقاومتی جای دهیم آنوقت خواهیم فهمید درد بی توجهی به این بخش از تولید کنندگان ، بیشتر از درد زحمات واردات چوب خودنمایی خواهد کرد .

همگام با رشد دانش و پردازش چوب ، قیمت و مصرف چوب در صنعت و تجارت ارتقاء یافته ، تا جایی که عده ای طعم سود تجارت این ماده جامد بی جان را چشیده و تمام نقش های بی بدیل سرپا و زنده این ماده را نادیده گرفته و برای دستیابی حداکثری به آن تلاشهای مضاعف می کنند . اگرچه منکر استفاده از مواهب طبیعی در حدی که تعادل طبیعت ، منطقه و کشور را برهم نزند نیستیم ، اما تمام صنایع کشور را هم ، غنی از هشدار نمی دانیم . آنچه امروز کارشناسان را در این شرایط خاص جنگ اقتصادی ظالمانه ، تورم و بیکاری مفرط و مهمتر از همه گرانی بازار مصرف چوب به طرح موضوع فریاد بلند وارد کنندگان چوب مجازی و چوب خام  وادار کرده ، ناهنجاری در برخورداری ارزان افراد یا گروهی از منابع جنگلی داخلی و رقابت نا عادلانه آنها با وارد کنندگان چوب خام و چوب مجازی همچون اوراق فشرده چوبی خارجی است . آیا هزینه تامین چوب مجازی خام خارجی ، با هزینه تامین چوب کارخانه ای که در مرز جنگلهای کشور مستقر شده ، برابر است ؟

حمایت از صنایع سلولزی اشتغالزا

اساسا حمایت بموقع و متناسب از صنایع بطور عام و صنایع سلولزی بطور خاص مطالبه بجایی است . البته این حمایت نباید از باب ترحم ، بلکه میبایست از باب تکلیف و هدفمند باشد . قبل از هر چیزی باید اذعان نمود که ، تولید کننده ، مصرف کننده و مسئولین دولتی همه با هم در یک جبهه واحد از یک ملت و امت هستند . سقوط یا صعود یکی به حساب شکست یا موفقیت هر سه بخش نوشته می شود . یکی از فاکتورهایی که معمولا هر کدام از صنایع به عنوان سپر دفاعی و دیدگاه کارشناسی در توجیه اقتصادی فعالیت خود مطرح می کنند اشتغال است . اشتغال مطلوب ، اشتغال مولد است . حال اگر به خاطر فشار آمار بیکاری بخواهیم به راحتی هر اشتغالی را مولد بشناسیم ، آنموقع باید عواقب حاصل از آن را به جای فرافکنی ، براحتی گردن بگیریم .. بطور مثال اگر بخواهیم صنایع تولید کننده اوراق فشرده چوبی از منابع داخلی را با حداکثر ۴۰۰۰ نفر شاغل ، گزینه ای برای اشتغال محسوب کنیم آنموقع برای صنایع میانی تولید اوراق فشرده چوبی ملامینه با حداقل ۲۲۰۰۰ نفر شاغل چه بگوییم ، یا صنایع پایین دست به خصوص تولیدکنندگان مبلمان خانگی و اداری با حداقل ۲۰۰،۰۰۰ نفر شاغل بدون کوچکترین مشکلات زیست محیطی را چگونه ارزیابی کنیم . مهمتر از همه ، عناوین بخشهای تولیدی خود گویای زوایای پنهان و آشکار آنها هستند . عنوان تولید اوراق فشرده خام از منابع داخلی به تنهایی این صنعت را خلع سلاح می کند . تولید اوراق فشرده خام از چه موادی و از چه منابعی و به چه قیمتی ؟  داوری بین تولید خوب یا بد ، توجه به سلامت محیط زیست و ارزش افزوده آن است. ناگفته نماند که در این بین ، هستند تولیدکنندگانی که در حال تلاش برای واردات چوب خام جهت تولید اوراق خود میباشند ، که مسلما در جای خود تحسین برانگیز است .  البته نافی این هم نیستیم ، اگر زمانی در منطقه ای ازکشور ، مقداری چوب با قابلیت تبدیل شدن به اوراق فشرده چوبی وجود داشت ، بهتر است به جای سوزاندن و دفن کردن به اوراق چوبی تبدیل شود ، اما آیا نظارتی دراین بخش وجود خواهد داشت ؟ مضافا با نظر به اینکه چوبهای شاخه و سرشاخه باغی به دلیل مشکلات فنی در تولید ام دی اف کارایی ندارند وازطرفی نه تنها زراعت چوب، جدا از بحث کمبود آب و منابع آبهای زیرزمینی ، قادر به تامین مواد اولیه این صنایع نیست،اساسا این بخش از نظر زراعت ، برداشت و تقطیع در این صنعت صرفه اقتصادی ندارد.مگر در بهترین شرایط بتواند ناجی محیط زیست و جایگزینی برای فضاهای سبز و جنگلهای از بین رفته باشد و همین ما را بس . پس کارخانجات مدعی اتکا به منابع چوب خام داخلی ، چوب خام مورد نیاز خود از کجا تامین می کنند ؟ آیا غیر از این است که اره های خود را در داخل جنگلها تیز می کنند . لذا قطع فوری نفوذ و ورود این کارخانجات به جنگلها درگام اول ، تشویق و وادار کردن آنها به واردات چوب خام یا اوراق فشرده چوبی خام در گام دوم و حمایت جدی ازکارخانجات وارد کننده این دو محصول در گام سوم ، مطالبه کارشناسی کارشناسان صنایع سلولزی کشور است . تحقق این سه خواسته ، ما را به این باور خواهد رساند که حفاظت همه جانبه از جنگلها فراتر ازشعار است .

رقابت ناعادلانه

رقابت در تولید از جمله موضوعاتی است که حداقل در تئوری اقبال عمومی داشته ، اما در عمل با چالشهای جدی مواجه است . وجود شرایط یکسان برای دو تولیدکننده در تولید یک یا چند نوع کالا ، یکی از شرایط لازم برای برقراری رقابت است . در غیر اینصورت اساسا رقابتی وجود نخواهد داشت . به عنوان نمونه یکی از مصادیق بارز در این خصوص را میتوان به فضای تولید اوراق فشرده چوبی همچون ام دی اف اشاره نمود . در نظر بگیریم یک کارخانه مواد اولیه مورد نیاز خود را بدون تحمل هزینه های کمرشکن حمل و نقل و گذراندن تشریفات و اقدامات قرنطینه و ترخیص ، از جنگلهای شمال بیخ گوش خودش تامین می کند  و کارخانه دیگری در داخل همین بازار ، چوب خام یا اوراق فشرده چوبی خام مورد نیاز کارخانه خود را با تحمل اقدامات و تشریفات قانونی و هزینه های سنگین از هزاران کیلومتر دورتر وارد کرده  و ام دی اف خام یا ملامینه یا محصولات واسطه میانی و نهایی تولید می کند . در نگاه قیمت گذار ، محصول این دو کارخانه ” ام دی اف” شناخته می شود . اگر هر دو محصول با یک قیمت به بازار ارایه گردد ، آیا سود نهایی هر دو کارخانه از فروش این محصول ، یکی خواهد بود ؟ اگر قیمت گذار با قبول ملاحظات کارشناسی ، قیمت محصول تولیدی با ماده خارجی را بیشتر از محصول تولیدی از ماده داخلی اعلام کند ، به نظر شما حتی در شرایط اقتصادی عادی، فروش کدامیک بیشتر خواهد بود ؟ آیا سزاوار است کسی که صرفا به خاطر حمایت و حفاظت غیر مستقیم از جنگلهای محدود کشور وکاهش فشار برمحیط زیست ، مشقات و سختی واردات چوب و مشتقات آن را به جان می خرد تا چرخ کارخانه را با دستان پرتوان کارشناسان و کارگران ایرانی به حرکت درآورد ، در میدان رقابت نا عادلانه متضرر شده و نهایتا دست از تولید بکشد ؟ ناگفته پیداست دود سوختن این کارخانه شکست خورده مستقیما به چشم جنگلها خواهد رفت . اینجاست که جای خالی حمایت از واردات چوب خام مجازی و اوراق فشرده چوبی خام  بیشتر از همیشه احساس می شود و انتظار می رود دستگاههای مسئول ، حفاظت و حمایت از جنگل را صرفا در گشت و قرقبانی محدود ننموده و واردات چوب خام را نیز به عنوان یکی از راههای کاهش فشار بر جنگلها بشناسند ، صد البته رعایت قوانین سازمان حفظ نباتات در خصوص اعمال قرنطینه تکلیفی انکار ناپذیر است ، تا مبادا برای حل مشکلی بزرگ ، به چاله ای عظیم تر ، همچون آفات جنگلها نیافتیم . مهمتر از همه کارکرد سرمایه های خفته در این کارخانجات ، آرزوها و معیشت کارشناسان و مهندسان  و کارگران شاغل بسته به وجود مواد خام چوبی است . اصولا جنگلهای شمال یا زراعت چوب تا چه زمانی می توانند پاسخگوی این غولهای چوبخوار شوند . آیا غم انگیز نخواهد بود این کارخانجات هم به گروه کارخانجات تعطیل بپیوندند ؟ بدانیم و اگاه باشیم که تمام صنایع دنیا ، بخصوص صنایع سلولزی به خاطر حفظ محیط زیست خود به دنبال شناسایی و شکار منابع خام در هر نقطه ایی از جهان هستند . اگر بیش از این در غفلت بمانیم تاسف خوردن هیچ دردی را درمان نخواهد کرد .

واردات چوب خام و قاچاق چوب !

قاچاق چوب پدیده شومی است که علیرغم تلاشهای شبانه روزی و دلسوزانه سازمانهای مسئول ، متاسفانه هنوز دست از جان جنگلها ، بخصوص جنگلهای شمال بر نمی دارد . قاچاق چوب در مقایسه با قاچاق سایر کالاهای مصرفی مثل لباس یا لوازم آرایشی و بهداشتی نیست . اساسا برداشت چوب بصورت قانونی ، در روز روشن و با ادوات و تجهیزات کافی ، کار سخت و طاقت فرسایی بوده و در گروه کارهای سخت و زیان آور طبقه بندی می شود . حال چه انگیزه ایی یک فرد را به قطع و قاچاق چوب در شرایط سخت محیطی جنگل ، در روز یا شب ، در ترس و دلهره وادار به قاچاق چوب می کند ؟ آیا انگیزه ایی بهتر ازکسب سودهای نامتعارف میتوان یافت ؟ اساسا چوب قاچاق را چه کسی و کسانی می خرند ؟ پای اصلی قاچاق چوب ، کشش بازار است . اگر بازار چوب اشباع باشد ، آنموقع قاچاق چوب ارزش خطر پذیری نخواهد داشت . یعنی اینکه وارد کنندگان چوب خام و چوب مجازی خام ، می توانند کنترل و ریشه کنی قاچاق چوب را به دست بگیرند .

تولید سالم

سنگ محک سنجش صحت و ارزش هر تولید ، سلامت زندگیست . به بیان دیگر خط قرمز تولید هر کالایی ، آسیب رساندن به هریک از عوامل تامین سلامت زندگی است . از میان عوامل تولید همچون نیروی انسانی ماهر ، سرمایه ، برنامه ریزی و منابع طبیعی تنها عاملی که جلوتر از هر عاملی در میدان تولید حضور داشته و اساسا انگیزه تولید را در ذهن انسانها بیدار می کند ، منابع طبیعی تجدید شونده هستند . مع الاسف تنها عاملی را که تولید کنندگان آن را بدون حساسیت و دلسوزی وارد فرایند تولید می کنند ، منابع طبیعی است .این گرفتاری از آنجا شروع می شود که روی این منابع خدادادی، عنوان ملی حک شده و قانونگذار مدیریت حفظ ، احیاء ، بهره برداری و توسعه این منابع را به دولت واگذار نموده است . حاکمیت دولت بر منابع حیاتی کشور امری قانونی است . اما انچه جایگاه این حاکمیت را خدشه دار می کند نحوه عملکرد است . در تمام کشورها منابع طبیعی متاثر از فعالیت انسانهاست ، اما تعریف سازگاری فعالیتها با پایداری منایع طبیعی از وظایف خطیر دستگاههای حاکمیتی است . امیدواریم روزی شاهد باشیم هیچ تولیدی سلامت محیط زیست را به خطر نمی اندازد . آنگاه ثابت می شودکه نوع دوستی به تحقق پیوسته است.درغیر این صورت معلوم خواهد شد، نه تنها از رخدادهای طبیعی کشور هیچ نیاموخته ایم بلکه در رخدادهای اتی نقش داریم .

 

 

نظرات شما

×

Comments are closed.