تخصص محوری در مدیریت یکپارچه بحران،آری یا نه؟

علی ساکت، عضو هیات علمی پژوهشکده سوانح طبیعی ایران

 

 

یکی از موارد مهمی که درخصوص مقابله با ویروس کرونا در مقایسه با پاسخ به مخاطرات دیگر در دهه های اخیر در کشور در حال شکل گیری بود و از جمله نکات بسیار مثبت در این زمینه به حساب می آمد و سال ها به عنوان مهمترین دغدغه متخصصین مخاطره شناس در مدیریت بحران  از آن یاد می شد، تعیین یک متولی مشخص برای مدیریت سانحه و همکاری دیگر سازمان ها با متولی تعیین شده برای تحقق مدیریت یکپارچه بود. اگرچه نمی توان ادعای مدیریت یکپارچه را در شرایط فعلی به طور کامل از برنامه پاسخ به شیوع بیماری کرونا در کشور انتظار داشت که دلیل اصلی آن هم ناهماهنگی ناشی از عدم تجربه این شکل از کار در مواجهه با مخاطرات قبلی بوده، با این وجود قبول یک متولی مشخص به نام وزارت بهداشت در این زمینه، به عنوان هماهنگ کننده اصلی برای مدیریت تخصص محور بسیار خوشایند بود. تبعیت مقامات ارشد دولت درخصوص تعیین تکلیف و اعلام سطح فعالیت های اجتماعی و اقتصادی و نحوه حضور افراد جامعه در فعالیت های یاد شده از طرف وزارت بهداشت یکی از نکات مثبت در این زمینه به حساب می آمد. بطوری که حتی شخص رئیس جمهور نیز علیرغم تاکید بر ادامه فعالیت های معمول در جامعه، تصمیم گیری نهایی در این خصوص را به عهده ستاد ملی مبارزه با کرونا در وزارت بهداشت گذارد. ضمن اینکه در ادامه شاهد رویکردهای مثبت و تاثیر گذاری برای کاهش سطح بحران در جامعه توسط سازمان ها و دستگاه های مختلف بودیم. به عنوان نمونه آستان متبرکه امامان و امام زادگان و ستاد اقامه نماز نیز به تبعیت از رویکردهای ارائه شده در زمینه کاهش اثرات ناشی از بحران پیش آمده، ادامه تجمعات در این مکان ها را محدود اعلام نمودند و همچنین در ادامه شاهد تعطیلی مسابقات ورزشی در فدراسیون های مختلف بودیم. محدود کردن ساعات کاری ادارات دولتی، اجازه به کارمندان برای انجام وظایف تعیین شده به صورت دورکاری و اشکال دیگر، تعطیلی دانشگاه ها، مدارس و همایش ها، محدود کردن طرح ترافیک و … از دیگر جنبه های مدیریت عقلانیت پس از بی تدبیری ناشی از عدم اطلاع رسانی به موقع شیوع این ویروس در ایران و تاخیر در بستن ورودی های کشور به افراد ناقل این ویروس از کشورهای درگیر با این مخاطره، از گام های اساسی در این خصوص بود که به شکلی نسبتا مناسب صورت پذیرفت. در چنین شرایطی که متولی اصلی در امر مقابله با شیوه کرونا مشخص شده بود، با وجود اعلام هفته های آتی به عنوان هفته های پیک شیوع این ویروس می شد به مدیریت بهینه آن به شرط همکاری و همیاری مردم امید فراوان بست؛ تا اینکه خبر از عهده داری مدیریت مقابله با این ویروس توسط سطحی کلان تر یعنی کلیت دولت به جای وزارتخانه تخصصی مربوطه به میان آمد. حال آنکه این تصمیم اگرچه از لحاظ بسیج امکانات و تسریع در ارائه برخی رویکردهای اجرایی بالادستی می تواند راهگشا باشد اما با توجه به اینکه مسوولیت از مسندی تخصص گرا به مسندی بالادستی و غیر متخصص می رسد، با توجه به تجربه چندسال گذشته درخصوص مدیریت بحران های طبیعی نتایج خوبی را نمی توان از آن انتظار داشت. به عنوان نمونه ای واقعی مدیریت بحزان زمین لرزه در کرمانشاه را می توان مثال زد که ورود دولت به عنوان متولی اصلی و تقسیم وظایف به نهادهای متعدد و گاها غیر متخصص به عملکردی ناموفق در مدیریت این سانجه منجر و اعتراضات زیادی را به دنبال داشت. تجربه چنین رویکردی حاکی از آن است که تحلیل های تخصصی و دقیق در زمینه مدیریت بحران های خاص با چنین تصمیمی جای خود را به تصمیماتی با محوریت سیاسی سازی جریان مربوطه خواهد داد و مدیریت در این زمینه را با چالش جدی روبرو خواهد نمود. لذا می بایست در این شرایط، آن اعتماد اولیه ای که به وزارت بهداشت درخصوص مدیریت بحران فعلی، شده بود حفظ می شد و دولت در سطح تامین و تدارک امکانات و تجهیزات و تسهیل گری در این حوزه که مشکل اصلی فعلی در مدیریت این بحران بود، پیشگام می گردید. به نظر می رسد با مدیریت صورت گرفته در هفته های گذشته علیرغم شیوع سریع ویروس کرونا در کشور، اقدامات مربوطه حتی گاها و در برخی از مناطق کشور با وجود همکاری نسبتا کمرنگ مردم به نتایج قابل قبولی رسیده بود که جای تشکر فراوان از وزارت بهداشت و سازمان های همکار آن از جمله اورژانس کشور، هلال احمر، ستاد مشترک نیروهای مسلح و … را داشت و استمرار همین روند با برنامه ریزی دقیق تر به کمرنگ شدن و حتی از بین رفتن تهدید ناشی از این ویروس و مدیریت بهینه و کارآمد آن در زمانی معقول منجر می گردید. با این حال باید دید در روزهای آینده و با تغییر استراتژی در خصوص مدیریت این بحران شاهد چه تحولاتی در این زمینه خواهیم بود.

نظرات شما