تبلیغاتی برای از ما بهتران/ واقعیات جامعه در کجای زندگی های تجملاتی صدا و سیمایی قرار دارد؟!

۱۳۹۵/۱۲/۰۷

 شفقنا نوشت: صحنه اول/ خانه: موزیک آگهی بازرگانی را که می شنود صدای تلویزیون را می بندد. اما چشمش به تصویر است و زنی که مرغ سرخ کرده را از روغن جوشان خارج می کند و روی میزی در حیاط پر از گل خانه ای بزرگ می گذارد که خانواده ای خوشبخت در کنارش منتظر غذای دستپخت مادر هستند.

صحنه دوم/ خیابان: زن با عصبانیت دست فرزند را که در برابر رستوران پا سست کرده می کشد. کودک با دستان کوچکش عکس مرغ سوخاری را نشان می دهد که دیشب در تلویزین دیده و دلش می خواهد امتحانش کند.

صحنه سوم/ قصابی: زن چادرش را سفت تر می کند تا طرح صورتش هم پیدا نباشد. کیسه ای پر از آشغال گوشت و مرغ از دست قصاب می گیرد و زیر چادر پنهان می کند. برای پختن سوپی با طعم مرغ قدم تند می کند. چیزی به آمدن اهالی خانه نمانده و هنوز اجاق کوچک زیر پله های دود گرفته روشن نشده است. این خانه نه هود می خواهد نه میز. اینجا پلک های سوخته، سفید است از نبود خونی که سیاهی فقر را در اندام ها می چرخاند.

اما حوالی جام جم همه چیز سفید است و بزرگ و روشن. ماشین ها، شاسی بلند و یخچال ها، پر از غذاهای لوکس مردمی که از قاب شیشه ای بدبختی های شهر را نمی بینند. حتی اگر چشممان را بر خانه های زیبا و چند طبقه سریال ها هم ببندیم تبلیغات رهایمان نمی کنند. تبلیغات تلویزیون ما از جنس دیگری است. در اینجا آدم های معمولی و زندگی های معمولی جایی ندارند و سهم فقرا هم اعلام شماره حسابی برای یاری رساندن است و نه بیشتر.

تبلیغات را هر چه معنا کنیم در نهایت آنچه در پس همه آنها وجود دارد مصرف بیشتر برای داشتن زندگی راحتتر است. اما بسیاری معتقدند این معنا در صدا و سیمای ملی ما رنگ و بوی چنان تجملی گرفته که از سطح زندگی عموم مردم کشور بسیار بالاتر است. آن هم در کشوری که هر روز یکی از نمادهای فقر و فلاکت قربانی می گیرد. یک روز کولبری زیر بهمن و روزی دیگر کودک زباله گردی در میان آتش. اما صدا و سیما همچنان راه خود را می رود.

نشان دادن زندگی های لوکس از صدا و سیما انتظاراتی غیر واقعی در جامعه ایجاد می کند

دکتر علی باغبانیان روانپزشک در این باره می گوید: مسلما نشان دادن خانه ها و زندگی های آنچنانی از صدا و سیما حال چه در قالب تبلیغات و چه در قالب فیلم ها وسریال ها انتظاراتی غیر واقعی در جامعه ایجاد می کند و تبعات روانی زیادی برای مردمی دارد که سطح عمومی زندگیشان بسیاری پایین تر از آن چیزی است که در تلویزیون می بینند.

دکتر باغبانیان در عین حال پرداختن بیش از حد به فقر و فلاکت موجود در جامعه را نیز صحیح نمی داند و می گوید: اقتصاد و سیاستی که بر پایه های علمی استوار است بر توزیع ثروت تاکید دارد و توزیع فقر را تایید نمی کند. به همین دلیل اصلی ترین وظیفه صدا وسیما آگاه کردن مردم به حق و حقوقی است که در قانون اساسی برای آنها در نظر گرفته شده است. حق داشتن یک زندگی راحت و رفاه نسبی که در قوانین کشور بر آن تاکید شده است. این حق و حقوق باید دائما به مردم گوشزد شود تا سطح مطالبات خود را از حکومت تنظیم کنند. اما در عین حال نباید با نشان دادن دائمی زندگی های پر از تجملات توقعاتی را در سطح جامعه ایجاد کرد که قابل برآوردن نیست.

وی با بیان اینکه تلویزیون هم اکنون در اکثر برنامه های خود زندگی هایی را نشان می دهد که از سطح زندگی عموم مردم بسیاری بالاتر است، می افزاید: خانواده هایی که در خانه های چند طبقه زندگی می کنند و هر کدام از عضای آن اتاق مستقل و خودروی شخصی برای خود دارند چیزی نیست که برای اکثر مردم قابل دسترس باشد. هرچند معتقدم نباید از آن طرف بام هم افتاد.

این استاد دانشگاه پرهیز از تجمل گرایی و دامن زدن به اشرافی گری را لازمه برنامه های صدا و سیما می داند و معتقد است: روانشناسان می گویند افراد باید سطح انتظاراتشان را از دیگران کاهش دهند اما از خودشان بالا ببرند تا در جا نزنند و عقب نمانند. بنابراین بهترین کاری که صدا و سیما می تواند برای مردم بکند آشنا کردن آنها به حق و حقوقشان در یک فضای واقعی و ملموس برای اکثریت افراد جامعه است.

خشمی که فرو می خوریم

در هیچ یک از باورهای دینی ما فقر تقدیس نشده و سخنان تمام بزرگان دینی بر این معنا استوار است که اگر فقر به خانه ای وارد شود ایمان از در دیگر خارج خواهد شد. اما بر اساس همین باورهای دینی اشرافی گری و تجمل پرستی نیز به شدت منع شده و بنا به فرموده حضرت علی کاخی بنا نمی شود مگر اینکه کوخی در کنار ان خراب شد. بر این اساس با دیدن زندگی های تجملاتی در تبلغات تلویزیونی این سوال مطرح می شود که دیدن هر روزه این خانه ها و زندگی ها برای مردمی که از بسیاری از مواهب رفاه محروم هستند چه عواقبی دارد؟

دکتر باغبانیان در پاسخ به این سوال می گوید: با توجه به مطالعاتی که در ایران و خارج از کشور شده دیدن صحنه های خشونت بار و ناراحت کننده بیش از هر چیز باعث بروز خشم و خشونت در بین مردم می شود اما نمی توان انکار کرد که دیدن دائمی زندگی های پر از تجمل برای مردمی که از حداقل امکانات رفاهی هم بی بهره هستند نه اینکه به اختلافات طبقاتی دامن بزند اما می تواند خشم و نفرتی در وجود آنها ایجاد کند که بیرون ریختن آن جامعه را دچار مشکلات جدی می کند و فروخوردنش هم فرد را با مشکلات روانشناختی مواجه خواهد کرد.

نظرات شما

×

Comments are closed.