بورس تهران، مثلث برمودای بازارهای مالی جهان

مهندس امیررضا اعطاسی

تحلیلگر و مدرس بازار های مالی

بورس تهران با آنکه در بازار های مالی دنیا کم سابقه نیست ولی از عمق و گستردگی قابل توجهی برخوردار نمی باشد برخی از هیجانات بورس و ورود حقیقی ها در دوران ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد انجام شده است. تبلیغات دولت باعث شد مردم بورس را بهتر بشناسند یا بهتر است بگویم بورس را بد بشناسند و وارد این بازار شوند این دستاورد دولت بایستی حفظ می شد و احیا میگردید ولی همچنان این بازار از کمبود نقدینگی درد می کشد و لنگان لنگان پیش می رود. ولی چرا؟ چرا علاقه مندی به سرمایه گذاری در این بازار مالی جذابیت ندارد؟ چرا این همه هجمه اعتراضی از سوی حقیقی ها هر روز و به هر بهانه ای فریاد می شود چرا تمامی تحلیلگران بنیادی و تکنیکال از بازار می نالند ؟

به عقیده نگارنده سرمایه گذاری در بازار بورس تهران اسیر شدن در یک مثلث خطرناک مالی می باشد مثلثی که سه وجه آن تشکیل شده از سازمان بورس، سفته بازها و اطلاعات غیر شفاف شرکت ها می باشد

یکی از راس های این مثلث سازمان بورس است که مجری بازار و نقش ناظر بازار را بر عهده دارد ولی آنچه در سال های اخیر دیده شده عدم شفافیت بازار و عدم توجه نهاد های نظارتی در بازار است سفته باز ها به راحتی در بازار فعالیت میکنند و سرمایه مردم را به تاراج می برند و هیچ اقدام اثر گذاری از سازمان بورس در این خصوص دیده نمی شود در قسمت هایی از سال ۹۵ بخشی از شرکت های مهم بازار با همدیگر و به یکباره بسته شدند و این بازار بی رمق را بیش از پیش در خواب زمستانی فرو بردند از طرفی بارها در سال های اخیر دیده  شده که هسته بازار در ساعت بازار با اختلال مواجه شده و چرخه معاملاتی بازار بهم خورده است حال چرا بایستی هسته اصلی بازار مشکل داشته باشد و هر از چند وقت یک بار، بازار کم عمق ۳٫۵ ساعته را با وقفه دچار نماید و گردش روند معاملات را تغییر دهد آیا تامین و نگهداری از سرور ها و امکانات سخت افزاری بازار حداقل شرایط معاملاتی برای معاملات آنلاین نمی باشد؟ که هنوز در اختیار سهامداران قرارا ندارد سازمان بورس به عنوان یک نهاد نظارتی کم اثر و در اصل بی اثر هیچ بازخوردی برای سهامداران نداشته است و روند حرکتی بازار به گونه است که جایی مناسب برای شرکت ها و سفته باز ها می باشد سهامداری فرهنگی است که سازمان بورس برای ارتقا آن هیچ عملکرد مثبت و تاثیر گذاری نداشته است. کافی است بازار ایران را با بازارهای لندن چین و نیویورک مقایسه کنید و ببنید اختلاف از کجا تا کجاست.

راس دیگر این مثلث سفته بازها هستند که با توجه به در اختیار داشتن منابع قابل توجه مالی، ارتباط با کارگزاری ها، شرکت ها، مسئولین و … و با در اختیار داشتن ابزارهای مختلف ارتباطی مانند تلگرام و اینستاگرام و … سعی در چاق کردن سهم ها، جهت دهی به گروه ها و صنایع دارند و در این کار بسیار توانمند و اثر گذار عمل کرده اند و میکنند

عدم شفافیت اطلاعات مالی عدم پیگیری حقوقی این افراد باعث شده است در سال های گذشته این افراد سهم قابل توجهی از بازار را در اختیار داشته باشند و باعث رشد سهام شرکت هایی شوند که هیچ دلیلی برای افزایش قیمت سهام آنها وجود نداشته باشد. با گشتی در میان سهامداران و تحلیلگران بازار خواهید یافت که کف بازار بورس در دستان کسانی است که به راحتی هم با سازمان بورس و هم با شرکت ها و هم با سهامداران در ارتباط هستند و از این آشفته بازار بهره میبرند موضوع آنقدر علنی و رسمی شده است که سفته بازها با هماهنگی سهامداران عمده شرکت ها اقدام به افزایش قیمت سهام با تبلیغات تلگرامی و اینترنتی میکنند و با تزریق نقدینگی باعث آغاز روند های کاذب و ادامه دار شدن آن توسط پیروانشان می شوند البت این موضوع اکثرا در سهام های کوچک رخ می دهد و مشخصا داستان سهام های بزرگ به گونه ای دیگر است و بازیگران دیگری دارد.

با روی کار آمدن کانال های تلگرامی و سوپر گروها، حقیقی ها از دو جنبه آسیب میبینند اول از غیر متخصصینی که از نا آگاهی حقیقی های بازار سوء استفاده میکنند و برای کسب شهرت و درآمد اقدام به تحلیل های نادرست میکنند و سرمایه سهامداران را در خطر نابودی می اندازند جنبه دیگر و اصل ماجرا در دست سفته بازانی است که به آسانی کنار هم جمع می شوند برنامه حرکتی سهم را طراحی میکنند و در گروه ها و کانالهای خود اقدام به تبلیغ و معرفی سهم میکنند و بیچاره سهامدارای که از نا آگاهی خود به دام این سودا گران می افتند درست است که مقصر این موضوع سهامدارای است که بدون دانش به این بازار ورود کرده است ولی بستر، برای فعالیت این سفته بازی ها محیا است و هیچ اقدامی در راستای تایید و معرفی تحلیگران زبده و پیگیری حقوقی این افراد تا کنون انجام نشده است هرچند که در این میان دلسوزانی هستند که به دلایل مختلف شخصی و اجتماعی خدمات رایگان به سهامداران میدهند که جای تقدیر دارد.

آخرین راس این مثلث از سه گانه برمودای مالی ایران عدم شفافیت بازار است بازاری مشکوک، مبهم با صورتهای مالی دستکاری شده و مهندسی شده، پیش بینی های ساختگی، تحقق های فرمایشی، تعدیلات مثبت و منفی ساختگی و نامه های خرید حق تقدم و…. که در نهایت با دور خوردن سهامداران حقیقی در میان این آشفته بازار همراه خواهد بود وقتی بزرگترین بانک های ایران با بیشترین شعب در داخل و خارج می توانند زیان خود را سود نشان دهند، میتوانند سازمان حسابرسی را دور بزنند یا با هماهنگی آن پیش بینی های مثبت و رو به جلو ارائه کنند و آب از آب تکان نخورد از کجا می شود به صورت های مالی ایران خودرو اطمینان کرد از کجا می شود به پیش بینی های طلایی ریز شرکت های بازار اطمینان کرد چگونه می شود در بازاری با این همه عدم شفافیت سرمایه گذاری منطقی کرد تا چند ماه پیش تحلیل من در مورد بانک صادرات چیزی دیگر بود و بعد از همسان سازی صورتهای مالی توسط بانک مرکزی تحلیل۱۸۰ درجه تغییر کرد داستان به گونه ای متفاوت بیان خواهد شد. این ناهنجاری اتفاقی کوچک نیست که به سادگی از آن به شود گذشت ماجرای راستی آزمایی وضعیت یک بنگاه برای سهامداران خود می باشد.

این سه گانه ناهنجاری مالی ایران که ما آن را به مثلث برمودا تشبیه کرده ایم جولانگاهی است که علمی ترین شیوه های تحلیلی بنیادی و تکنیکی را به سمت نوسانگیری و سفته بازی سوق میدهد سرمایه گذاری که یک سال در شیمیایی ها سرمایه خود را از دست داده است حال با توجه به بررسی بنیادی وارد بانکی ها شده و مجدد سرمایه اش به تاراج رفته است حال در گروه خودرویی سرمایه گذاری کند یا پتروشیمی؟ این وضعیت بازار، سرمایه گذار را خسته میکند و اسیر شدن در این گرداب، باعث می شود سهامدار هر لحظه بیشتر فرو رود و هر لحظه بیشتر دست و پا زند و هر روز بیشتر پایین رود و سرمایه خود را از دست بدهد نتیجه این ماجرا فرار سرمایه گذار از این کارزار و پناه به بنگاه های دیگر اقتصادی در داخل و خارج می باشد.

این رخ نمای اقتصاد ایران است که این روزها حالش خوب نیست بیمار شده است بی اعتبار شده است

بایستی برایش فکری کرد !

نظرات شما

Comments (3)

جواد رحیمی زاده

خدایی خوب مینویسی
درد ماست این حرفا

بهنام اسدی

متاسفانه قدرت نفوذ سفته بازان جهت بدست آوردن اخبار رانتی بیشتراز مسولین میباشد و بنوعی ابزاری مهم دربازارسرمایه بعنوان جهت دهی نمادها میباشند وهمینطورعدم شفاف سازی واقعی شرکت ها باعث عدم اعتماد عمومی به بازارسرمایه شده

حامد مسعود

یکی دیگه از مشکلاتی که باید بهش اشاره کرد عدم پایبندی و رعایت خود سازمان بورس به قوانین خودشه، به عنوان مثال بستن بلند مدت سهمها.
یکی از مزایای بورس که مسئولین همیشه از اون به عنوان یکی از مزایای سرمایه گذاری در بازار بورس صحبت کردند قدرت نقد شوندگیه هست که متاسفانه با بسته شدن طولانی مدت نمادها این مزیت هم تقریبا ظایع شده.

×

Comments are closed.