به ریال نخرید! یک کیلو گیلاس فقط چهار دلار!

سرمقاله:

حامد هدائی_ اقتصاددان رفتاری و سیاسی

به ریال نخرید! یک کیلو گیلاس فقط چهار دلار!

کشور های فقیر معمولا واحد پول ارزانی دارند. دلارها در اقتصادهای در حال توسعه بیش تر و بیش تر کش می آیند. امریکایی هایی که با کوله پشتی به این کشورها سفر می کنند با خوشحالی متوجه کش آمدن پول شان می شوند. به عنوان مثال: در اواسط سال ۲۰۱۱، در هند یک دلار موقع تبدیل، معادل ۴۴ روپیه بود. اما همین ۴۴ روپیه در هند به اندازه سه دلار در امریکا کش می آید و می توان با خیال راحت تری خرجش کرد. علتش این است که کالاها و خدماتی که به شکل محلی تولید و ارائه می شوند، مثل غذای رستوران ها یا خدمات آرایشگاه ها ، خیلی ارزان تر از غذای رستوان و یا خدمات آرایشگاه در کشور های ثروتمند در می آیند. هر چه کشور ها ثروتمند تر می شوند، این شکاف باریک تر می شود  و یا حتی جهت عکس پیدا می کند. امریکایی هایی که در دهه ۱۹۶۰ میلادی به اروپا یا ژاپن سفر می کردند، از بابت ارزان بودن همه چیز در آنجا خوشحال می شدند. اما حال دیگر اوضاع تغییر کرده است. در الگوی  گلدمن ساکز، اگر بازده یک بازار نوظهور به ازای هر کارگر، یک درصد سریع تر از امریکا رشد کند، آن گاه نرخ واقعی تبادل ارز آن کشور به اندازه ۰٫۵ درصد در برابر دلار بالا می رود. این بالا رفتن می تواند شکل های مختلفی داشته باشد: یک واحد پول آن بازار نوظهور قدرت می گیرد یا قیمت های داخلی در آن در مقایسه با امریکا افزایش می یابد یا بخشی از هر دو حالت رخ می دهد. این بالا رفتن ها تغییر زیادی در GDP های دلاری تمام اعضای بریک، غیر از برزیل، به جای می گذارد. بدون بالا رفتن نرخ تبادل ارز، آیندهGDP کشورهای بریک خیلی جالب نخواهد بود. آیا معنی آن این است که رویای کشورهای بریک تا حدی یک توهم پولی یوده؟ عدد پایین تر GDP  واقعا برای برخی مقاصد بهتر است. این رقم نشان می دهد که چگونه حجم کالاها و خدمات در هر اقتصاد رشد می کند. هر چه این رقم بیش تر باشد. چگونگی تغییر ارزش خروجی آنها هم واضح تر می شود و هم چنین نوسان شدید قیمت کالاها و خدمات کشورهای بریک در مقایسه با قیمت کلاها و خدمات امریکا نمایش داده می شود. هر چه اقتصاد ها حجم بزرگتری می یابند، شکل شان هم تغییر می کند و دچار تغییراتی می شوند که اقتصاددان ها نامش را تحول ساختاری گذاشته اند. اهمیت کشاورزی کم می شود، اما اهمیت صنعت و بعد هم خدمات افزایش می یابد. فعالیت اقتصادی از زمین کشاورزی به کارخانه و بعد هم به کابینی کوچک و بعد هم به فروشگاه ها منتقل خواهد شد. کارگران به جای کشت و کار در زمین کشاورزی، مئسول صندوق خواهند. به صورت کلی شاید بتوان گفت کشورهای فقیر اکثرا اقتصاد کشاورزی دارند، کشورهایی که درآمد متوسط دارند به شدت صنعتی اند  و کشورهای ثروتمند هم بخش خدماتی بسیار بزرگی دارند. اما تا سال ۲۰۵۰، کشورهای بسیار زیاد دیگری طبق استانداردهای امروزی ثروتمند خواهند بود و تعداد کمتری طبق استانداردهای امروزی فقیر یا دارنده درآمد متوسط خواهند بود. آیا معنی آن است که در چهار دهه آینده شاهد صنعتی زدایی در دنیا خواهیم بود؟ به عبارتی، بله سهم صنعت و کشاورزی در GDP  کاهش خواهد یافت. اما معنی آن این نیست که سطح مطلق بازدهی مزرعه و کارخانه هم کاهش خواهد یافت. هرچه باشد آن ۳/۹ میلیارد جمعیتی که در سال ۲۰۵۰ مشغول زندگی هستند، به غذا و کارهای تولیدی بیش تری نسبت به جمعیت ۷ میلیارد نفری امروز نیاز خواهند داشت. اگر بخواهیم یک مثال بیاوریم، تعداد خودروها در جاده های هند خواهد بود که تا سا ل۲۰۵۰ به میزان ۳۸۸۰ درصد افزایش خواهد یافت. این را پیش بینی گلدمن ساکز می گوید. اما خروجی کشاورزی و کارخانه ای هم چنان در چهار دهه آینده به عنوان درصدی از GDP کاهش خواهد یافت، همان طور که در چهار دهه قبل تر هم رخ داده است. هر چه مردم ثروتمند تر می شوند، سهم کم تری از درآمد خود را صرف غذا و زلم زیمبوهای تولیدی می کنند و بخش بیش تری از آن را به خدمات اختصاص خواهند داد. علت اصلیش این است که کالاهای تولیدی _ در مقایسه با خدمات _ارزان تر می شوند و علتش این است که گستره بهبود بهره وری در بخش تولید خیلی بیش تر از خدمات است. اما حتی وقتی که قیمت ها ثابت هستند، بالا رفتن درآمد باعث می شود هزینه بیش تری به خدمات اختصاص داده شود. این الگوی ثابتی است که تقریبا به یک قانون طبیعی تبدیل شده و شاید ریشه اش به سلسله مراتب نیاز ها بازگردد که به دست روان شناسی به نا م آبراهام مازلو در سال ۱۹۴۳ شناسایی شد. وقتی که ما به خوبی غذا خورده و آشامیده باشیم و سرپناه داشته باشیم دنبال برطرف کردن نیاز های بالاتری مثل خلق اثر و فرهنگ خواهیم رفت .

بسیاری از این نیازها را می توان به شکل مادی برآورده کرد. اما به تدریج هر چیزی که بخواهیم در دسترس خواهیم داشت و به دنبال نوع دیگری از رضایتمندی خواهیم بود، نوعی سرگرمی و تعالی. هیچ محدودیتی در راه هایی که باعث مفید شدن ما برای یکدیگر می شود وجود ندارد و هیچ محدودیتی هم در انباشت آگاهی بشر و یا در رشد وجود ندارد.. اما هر چه اقتصادها ثروتمند تر و پیچیده تر می شوند، انرژی خود را به جای ساختن، مصروف استفاده از خدمات می کنند.

instagram.me/hamedhodaei

حامد هدائی

حامد هدائی " روانکاو فروش ایران"

نظرات شما