برای پیشرفت، باورهای خرافی را دور بریزیم

علیرضا امامی فرد-گروه فرهنگی

Alireza_emami1992@yahoo.com

کتاب « هنر نو اندیشیدن » به قلم جن فیلیپس و ترجمه مرضیه زرقی و محسن رافی خداپرست به تازگی در انتشارات فرا  به چاپ رسیده است.

این کتاب در سه بخش رها کردن گذشته، غنیمت شمردن حال و خلق آینده گردآوری شده که در هر فصل به مباحثی مختلف از جمله تغییر باورهای نادرست و کهنه، طرح سوالات صحیح، کسب و کار مبتنی بر وجدان گرایی و از این دست موارد پرداخته است.

در فرازهایی از این کتاب می خوانیم:

« سیستم باورهای ما، ممکن است که برای مقطعی از تاریخ مناسب بوده باشد، اما این باورها، دیگر دردی از ما دوا نمی کنند. امروزه به همان اندازه که اسب و گاری برای حمل و نقل کاربرد دارد، این باورها نیز کاربرد خواهند داشت!

درک این نکته که تفکر مخالف درست است و « دشمن » اصلی ما باروهای غلط خود ما است، ممکن است چندان ساده نباشد.

هنگامی که لازم است تا درک جدیدی از مفاهیم داشته باشیم و مدل نوینی از واقعیت را در درون ذهن خود ترسیم کنیم، مشکل اصلی به دست آوردن این ایده های جدید نیست، بلکه کنار گذاشتن افکار قدیمی است که بسیار سخت است.

رهبران نو اندیش خود را به عنوان شهروندان جهان می شناسند که نسبت به زمین و خانواده بشری مسئولند و به خوبی می دانند که موفقیت و رفاه شان به موفقیت و رفاه دیگران، گره خورده است.

رهبر اثر بخش، رهبری است که رفتارش در اهداف و اصولی همچون روح انسانی سازمان، بارور کردن قدرت تخیل و اراده افراد و الهام بخشی به کارکنان برای باور کردن توانمندی های راستین شان، ریشه دارد.

امروزه کارکنان به راستی خواهان احساس هیجان ناشی از خلاقیت، شادی ناشی از یافتن راهکارهای جدید و کسب تجربیات تازه و متنوع در شغل خود هستند.»

ضعف مدیریت در کشور که این روزها به وضوح شاهد آن هستیم باعث شده تا کتابهایی مانند« هنر نو اندیشیدن » که به این زمینه می پردازند دارای اهمیت بیشتری باشد.

به همین منظور به سراغ مرضیه زرقی یکی از مترجمان این کتاب رفیتم تا با او چند سوال در رابطه با این کتاب بپرسیم که در ادامه آن را می خوانید:

  این روزها کتابفروشی های شهر پر شده از کتابهایی با عنوان موفقیت و از این دست عناوین. کتاب «هنر نو اندیشیدن » از این گروه به شمار می روند؟در ادامه بگویید چه شد که تصمیم گرفتید این کتاب را ترجمه کنید؟

این کتاب به هیچ عنوان شباهتی با کتب حوزه موفقیت که شما به آن اشاره کردید ندارد. من هم با آن دسته از کتابها آشناییت نسبی دارم و از نظر من تعداد معدودی قابل قبولند. ولی کتاب «هنر نو اندیشیدن» مباحثی مربوط به مدیریت و سازمان ها را دنبال می کند که برای مخاطبین عام هم مناسب است.

کتابی که من ترجمه کرده ام انسان را به اتحاد دعوت می کند و سعی دارد تا بشر تفاوت ها را کمتر ببینند و بیشتر روی مشترکهایشان تمرکز کنند. بارها و بارها در کتاب به این موضوع اشاره می شود که ما فرزندان زمین هستیم و فرق نمی کند که جزو کدام نژاد و در چه طبقه ای قرار گرفتیم. به عنوان مثال باید بگویم که نویسنده این کتاب بر این باور است، وقتی یک بیماری در قاره آفریقا شیوع پیدا می کند همه جهان موظفند تا به مردم آن کمک کنند.

در واقع مفهوم کلی این کتاب به طور مختصر این است که مردم تا مدیران سازمان باید در جهت کمک به بشر خدمت کنند و تفکرشان این باشد که همه ما مانند انگشتان یک دست هستیم و لازمه به نتیجه رسیدن به این تفکر این است که تعصبات فرهنگی و باورهای خرافاتی را که ما داده شده کنار بگذاریم.

همه چیز شما را در این کتاب به تفکر دعوت می کند و این باور را در شما به وجود می آورد تا در نهایت بتوانید ذهن و فکرتان را تغییر دهید.

من برخی از آن کتابهایی که این روزها در بازار در رابطه با موفقیت پر شده را مطالعه کرده ام و باید بگویم که تعدادی از آنها برای من جالب بود. اما نکته ای در این میان وجود دارد و آن این است که در این دست کتابها مباحث به صورت علمی و سیستماتیک توضیح داده می شود و  بسیاری از افراد با صحبتها و نظریه هایی که مطرح می شود آشناییت ندارند و به همین دلیل عوام آنها را کتابهایی سطح پایین می دانند.

واقعیت آن است که در میان کتابهایی که تا به امروز مطالعه کرده ام، آن دسته از کتبی که از بیرون به انسان راهکار ارائه می دهند، معمولا  محکوم به شکست هستند و کتابی حرفه ای نگارش شده است که انسان را از درون به سمت نغییر حرکت دهد و به نظر من کتاب « هنر نو اندیشیدن » مسیر دوم را انتخاب کرده است.

  این کتاب اولین تجربه شما در زمینه ترجمه است. آیا در مسیر چاپ آن به مشکل برخوردید؟ آیا انتشارات فرا آن را به شما معرفی کرد یا این کتاب انتخاب شماست؟

آقای سعید مرتضوی استاد دانشگاه فردوسی مشهد استاد مشاور پایان نامه ام،  این کتاب را به من معرفی کرد. ایشان ترجمه  «هنر نو اندیشیدن» را به خاطر ساختار جالبش به من پیشنهاد دادند. استاد مرتضوی محتوای این کتاب را از جهات رها کردن گذشته و غنیمت شمردن حال و آینده و موارد متعدد دیگر بسیار مفید می دانستند و من نیز به همین جهت تصمیم گرفتم آن را ترجمه کنم.

در شرایط سختی این کتاب را ترجمه کردم و پس از آن انتشارات فرا که شاگردان استاد مرتضوی در آنجا کار می کردند پیشنهاد چاپ کتاب را به من دادند. کتاب حجیم تر از چاپ فعلی بود و غلو نیست اگر بگویم حجمش تقریبا دو برابر کتاب موجود در کتابفروشی ها بود. خانم دکتر لطیفی کتاب من را مطالعه کرده و از آن استقبال کردند.

ایشان اعلام کردند که تصمیم به چاپ آن را گرفته اند اما معتقد بودند که حجم آن زیاد است و شاید کسی حوصله مطالعه کتابی ۴۰۰ صفحه ای در این رابطه را نداشته باشد. به همین جهت برخی از مطالب را انتشارات حذف کرد.

تمام مراحل چاپ این کتاب را هم انتشارات فرا بر عهده گرفت.

  آیا این حذفیات به محتوای کتاب لطمه ای وارد کرد؟

اگر نظر شخصی من را بپرسید می گویم بله و بهتر بود که این اتفاق نمی افتاد. تمام مطالب کتاب به درک بهتر کمک می کرد.

  این کتاب به چه شیوه ای نوشته شده است؟ آیا در غالب کتب دانشگاهی نگارش شده و یا شیوه دیگری را در پیش گرفته است؟

کتاب « هنر نو اندیشیدن » در برخی از صفحاتش حالت داستانی و در جایی دیگر گزارشی است. با خواندن این کتاب متوجه خواهید شد که هر چه در آن نوشته شده از دل نویسنده بیرون آمده است. جن فیلیپس نویسنده این کتاب خود یک ژورنالیست بوده و تمامی صحبتهایش بر اساس موضوعاتی است که خود تحقیق کرده و به عبارتی کتاب حالتی مستند دارد.

در کتاب «هنرنو اندیشیدن» از انسانهایی یاد می کند که سعی کرده اند جهان را تغییر دهند و از مسیرهایی که آنها در این راه پیش گرفته اند یاد می کند.  تصور من بر این است، مخاطبی که شروع به مطالعه آن می کند تا پایان مطالب را دنبال می

نظرات شما