بافت‌های فرسوده وجدان جامعه مهندسی را به چالش کشانده است

گفتگوی جهان اقتصاد با معاونت اجرایی انجمن تولیدکنندگان و فناوران صنعتی ساختمان

گروه امورزیربنایی-عبدالرضا فریدنائینی، معاونت اجرایی انجمن تولیدکنندگان و فناوران صنعتی ساختمان با بیان اینکه مشکلات مربوط به بافت‌های فرسوده وجدان جامعه مهندسی را به چالش کشانده است، براین باوراست که برای احیای بافت‌های فرسوده نباید فرصت سوزی کرد.

متن زیرحاصل گفت وگوی جهان اقتصاد با وی است که به شرح ذیل می آِید:

**اخیرا رییس جمهور عنوان کردند که با هدف خروج مسکن ازرکود اقتصادی، دولت از ساخت یکصدهزار واحد مسکونی دربافت‌های فرسوده حمایت می کند. ارزیابی شما از این طرح چیست؟

هردو وجه این طرح فوق العاده مهم و در زمره اولویت های اساسی دربخش ساخت وساز کشوراست، زیرا مسکن بخش پیشگام و استراتژیک اقتصاد ما است و خروج از رکود عمیقاً به رونق در این بخش بستگی دارد. به علاوه تعداد قابل توجهی از صنایع کشور که در زمره صنایع ساختمانی هستند نیز، هم اکنون با رکود و تنگنای تقاضا مواجه هستند. با رونق در تولید مسکن این واحدهای تولیدی می توانند فعالیت خود را به سطح مطلوب افزایش دهند و به طور موازی، بدون سرمایه گذاری هنگفت در این صنایع اشتغال قابل توجهی نیز ایجاد می شود .

وجه دوم، برنامه احیاء، بهسازی و نوسازی بافتهای فرسوده و ناکارآمد شهری است. براساس آمار مندرج در طرح جامع مسکن ۱۳۳هزار هکتار مساحت ۶میلیون خانوار و ۲۱میلیون نفر جمعیت را دربرمی گیرد. بافت‌های فرسوده که براساس قانون با مشخصه ریزدانگی، ناپایداری و نفوذناپذیری تعریف می شوند، با خطربالقوه عظیمی مواجه هستند و ناپایداری این بافت‌ها، درشرایطی که اغلب نقاط کشور در پهنه های لرزان زلزله خیزی قرار دارد، وجدان جامعه مهندسی و مدیران ذی ربط را به چالش می کشد. عدم امکان دسترسی مناسب ( نفوذ‌ناپذیری)، درشرایط زمین لرزه، امدادرسانی تقریباً ناممکن است، به ویژه در مراکز جمعیتی کشور و کلانشهرها چنین رخدادی فاجعه بار خواهد بود. بر این اساس هر دو وجه این طرح، فوق العاده مهم و در مسیر بحرانی قرار دارد و بی عملی و زمان سوزی در هر دو محور بسیار خسارت بار است . لذا این طرح به شرط تحقق بسیار کار ساز و موجه خواهد بود .

**باتوجه به مشکلات تملک در بافت‌های فرسوده به نظرشما آیا این طرح با زمان بندی پیش بینی شده امکان تحقق خواهد داشت؟

بدیهی است که به لحاظ زمان بندی دو محور این طرح ، در تضاد آشکار قرار دارند.این نکته تحقق شایسته و اصولی طرح را دور از دسترس قرار می دهد. ساخت یکصدهزار واحد مسکونی در سال ۱۳۹۷ یک طرح ضربتی و فشرده است، در صورتی که احیاء، بهسازی و نوسازی بافت‌های فرسوده، طرحی میان مدت یا بلند مدت است و ورود به اقدامات اجرایی در این بافت‌ها، نیازمند پیش نیازهایی است که تحقق آن به هیچ وجه در یک سال امکان‌پذیر نیست. یکی از این موارد، موضوع تملک در بافت‌های فرسوده است که شما مطرح کردید لکن اصولاً قبل از ورود اجرایی به بافت، پیش نیازهای بسیار مهمتری به لحاظ مطالعات و طراحی درعرصه معماری و شهرسازی وجود دارد. که قبل از آماده شدن این مطالعات و طراحی ها ورود به بافت، سهل انگارانه و خسارت بار خواهد بود، هم چنانکه تاکنون تجربه کرده ایم. برنامه جامع و تفصیلی مرتبط با احیا و بهسازی بافت‌های فرسوده در سطح شهری و محله ای که در نهایت مشخص خواهد کرد که درهریک از بافت‌ها، براساس نیازهای شهر و ظرفیت‌های درونی هر محله، چه برنامه راهبردی را باید تعقیب کنیم، تا پس از آن امکان ورود اجرایی به هر بافت و مواجه شدن با موارد زمانسوز دیگر، نظیر تملک و بسیاری از چالش‌های دیگر مطرح شود .

**آیا در مورد اموری که در عرصه معماری و شهرسازی مطرح شد توضیح بیشتری می توان داد؟

ابتدا باید گفته شود که (سند ملی راهبردی احیاء، بهسازی و نوسازی و توانمندسازی بافت‌های فرسوده و ناکارآمد شهری) سند بسیار باارزشی است، اما نیازمند تشریح و تدقیق بیشتری است تا از تفسیرهای متفاوت و متناقض مصون بماند، زیرا علی‌رغم وجود چنین سند تخصصی و معتبری، ما شاهد سیاستهایی نظیر درجاسازی هستیم به این معنا که سازندگان اجازه دارند چند قطعه زمین را تجمیع کنند و یک بلوک مسکونی دراین زمین‌ها احداث کنند، بدون اینکه هرگونه برنامه تفصیلی معتبری برای احیاء و بهسازی محله تدوین شده باشد. طرح تفصیلی محله که برنامه راهبردی خود را باید از برنامه جامع احیاء و بهسازی شهری (طرح باز آفرینی شهری پایدار) بگیرد، در غیاب چنین برنامه ای تصمیم گیری و طراحی در سطح محله و بر اساس ظرفیت‌های داخلی محله با مشکلات عدیده مواجه خواهد بود. به‌طور نمونه احداث مسکن در محله سیروس را می‌توان در نظر گرفت. این محله که در محاصره مؤسسات اقتصادی و بازار اصلی شهر است و هم اکنون واحدهای مسکونی موجود در آن عمدتاً به صورت انبار استفاده می شود، تأکید بر ساخت مسکن در این محله یک انحراف راهبردی است. این انحراف محصول عدم وجود (طرح بازآفرینی شهری پایدار) است که در آن کاربری پروژه های پیشران توسعه در قالب شهری تعریف شده باشد. طرح تفصیلی این محله بر اساس ظرفیت‌های داخلی محله تدوین شده و حضوری به بزرگی بازار مرکزی این کلانشهر را در مجاورت بافت مورد توجه قرار نداده، قدرت جاذبه این مرکز عظیم تجاری را که هم اکنون این بافت مسکونی را به انبار تبدیل کرده است، می بینیم اما نسبت به آن موضعی نداریم چون ساختاری که مورد نظر ماست پاسخگو نیست.

ما ابتدا نیازمند یک برنامه هستیم که براساس نیازهای شهر از یک طرف و ظرفیت‌های دورنی هر بافت، از طرف دیگر تدوین شود بر اساس این برنامه جامع (طرح بازآفرینی شهری پایدار) و تعریف پروژه های پیشران توسعه درهر بافت، امکان تدوین طرح تفصیلی پایدار هر محله فراهم می شود. در این رابطه راهبردهای برنامه جامع احیاء شهری نیز از اهمیت فوق العاده برخورداراست. پاره ای از این راهبردها که باید جدی گرفته شود عبارتند از :

–        چگونگی تأمین منابع-  با وجود محدودیت در منابع دولت، قطعا بافت‌های فرسوده باید براساس سرمایه بخش خصوصی اجرا شوند لذا برنامه جامع یا (طرح بازآفرینی شهری پایدار) و طرح های تفصیلی محلات، باید در قالب یک بسته اقتصادی باارزش افزوده مناسب تعریف شوند، تا بخش خصوصی را به سرمایه گذاری تشویق کنند. البته مشوق‌های دولتی دارای اهمیت است و رقابت پذیری را افزایش می دهد .

–        کاربری بافت – طراحی کلیه محلات براساس کاربری مسکونی، به ویژه مسکن ارزان قیمت، راه جذب سرمایه بخش خصوصی را مسدود خواهد کرد. دراین رابطه لازم است ابتدا بافت‌های فرسوده و ناکارآمد، گونه شناسی شوند و با مطالعه کلیه بافت‌های هر شهر، مشخص شود که از چه ویژگی هایی برخوردارند و ظرفیت داخلی آنها چیست و با چند گونه بافت مواجه هستیم، بخشی از این مطالعات توسط شرکت های تسهیلگر جمع آوری شده اما جمع بندی و تجزیه و تحلیل دقیقی در این رابطه انجام نشده است. حداقل می توان بافت‌ها را از نظر شرایط اجتماعی به سه دسته تقسیم کرد، گونه نخست بافت‌هایی که از انسجام اجتماعی برخوردارند و زندگی درآنها جریان عادی دارد و ساکنین آن به هر دلیل به آن محل دلبستگی دارند، گونه دوم بافت‌هایی که از انسجام اجتماعی محرومند و ساکنین آن در تعقیب راهی برای خروج از این محله ها هستند و به لحاظ ناپایداری هرچه سریع ترباید تخلیه شوند و گونه سوم بافت‌هایی که ترکیبی از این دو وضعیت در آنها قابل شناسایی است.در گروه دوم بافت‌ها می‌تواند به طور کلی و بر اساس نیاز شهر به کاربری های غیرمسکونی و محرک توسعه تخصیص داده شوند. درگروه سوم کاربری‌ها می توانند ترکیبی از کاربری های مسکونی و پروژه های پیشران توسعه باشند . گونه شناسی بافت‌ها بر اساس مطالعات شرکت‌های تسهیلگر یک اولویت است و باید به سرعت آغاز شود تا از این منبع اطلاعاتی در تصمیم گیری‌ها بهره گیری کنیم.

–        چگونگی دخالت کالبدی در بافت- راهبرد دیگری که در تدوین طرح ها، اهمیت دارد، تأکید سند ملی راهبردی احیاء، بهسازی و … با توجه به هویت فرهنگی، اجتماعی و کالبدی از یک‌طرف و استفاده از فناوری های نوین در بخش نوسازی از طرف دیگر است. به درستی این سند ملی بافت‌های فرسوده را، آوردگاه تعامل سنت و مدرنیته و گلوگاه چگونگی تداوم و تعامل داشته‌های ما در معماری و شهرسازی و دست آوردهای نوین که بر پایه نیازهای امروزین ما و دانش و فناوری روز شکل گرفته اند می داند و این بحث یکی از مأموریت های پیچیده و در عین حال خلاقه در بافت‌های فرسوده است. لذا بدیهی است چنین طرح‌هایی توسط اشخاص برجسته معماری وشهرسازی ما تدوین شوند و برای تدوین این طرح‌ها فرصت کافی داده شود. حتی در رابطه با برنامه جامع بافت‌های فرسوده و ناکارآمد کلانشهرها، لازم است ازهمکاری مشاوران بین المللی بهره گیری شود.

–        حضور فرهیختگان و صاحب نظران معماری و شهرسازی- با توجه به پیچیدگی و حساسیت پیش گفته لازم است برنامه جامع یا (طرح بازآفرینی شهری پایدار) و طرح تفصیلی محلات، تحت نظارت صاحب نظران شهرسازی و معماری قرار گیرد.

–        حضور بخش خصوصی- راهبرد دیگر حضور مستقیم بخش خصوصی در تدوین طرح های تفصیلی محلات است. بدیهی است پس از آنکه براساس برنامه جامع (طرح بازآفرینی شهری پایدار) راهبردها و پروژه های محرک توسعه در هر بافت مشخص شد، مسئولیت طراحی و تعریف یک بسته اقتصادی با بازدهی مناسب می تواند به عهده شرکت‌های توسعه گر در بخش خصوصی قرار گیرد و البته لازم است این طرح ها بر طرح های جامع و تفضیلی شهری اولویت داده شوند.

**مطرح کردید که بافت‌های فرسوده جایگاه تعامل سنت و مدرنتیه و … هستند آیا می توان توضیح بیشتری دراین زمینه ارایه نمود؟

یکی از چالش‌های ورود به بافت‌های فرسوده، نحوه تعامل  معماری و شهرسازی گذشته ما و دانش و فناوری های پیشرفته است که قرار است انتظارات امروزی ما از ساختمان را پاسخ دهند و عمیقاً به آن نیازمندیم اما قبل از پرداختن به این بحث باید به چند نکته توجه کنیم. نخست اینکه پاره ای از بافت‌های فرسوده درکشور، بافت‌های باارزش در عرصه معماری و شهرسازی هستند. دراین جا بناهای با ارزش تاریخی مدنظر نیست بلکه کل یا یک بخشی از بافت به لحاظ شهرسازی، معماری یا تاریخی دارای ارزش است و اینگونه بافت‌ها سرمایه های ملی ما هستند که باید با دقت مورد حفاظت قرار بگیرند . دوم، مراد از آنچه درسند ملی راهبردی تحت عنوان هویت فرهنگی، اجتماعی مطرح شده، انعکاس هویت فرهنگی، اجتماعی در داشته های کالبدی ما در قالب معماری وشهرسازی است وگرنه توجه به هویت فرهنگی، اجتماعی و … فرض هر طراحی معماری و شهرسازی است . امروز انتظارات ما از ساخت و ساز و همچنین امکانات فنی و تکنولوژیکی ما در پاسخ به آن انتظارات، دگرگون شده است. برای ما که از پیشینه ارزشمندی در هنر، معماری و مهندسی برخوداربوده ایم و معماری و شهرسازی ما از رنگ و بو و هویت ویژه برخودار بوده است، نمی توانیم یکسره با این گذشته باارزش قطع رابطه کنیم (اگرچه چنین ایده هایی نیز وجود دارد) و همانگونه که کشورهای دارای پیشینه ارزشمند نظیر ژاپن که معماری امروزشان نیز رنگ وبویی ازخلاقیت ژاپنی را در خود دارد ما نیز در همان شرایط هستیم.

با این شرایط در احیاء، بهسازی و نوسازی بافت های فرسوده، ما با یکی از پیچیده ترین تجربیات معماری و شهرسازی مواجهیم که ضمن استفاده از دانش روز و سیستم‌های نوین ساخت و تولید صنعتی جهت پاسخگویی به نیازهای امروزین بهره‌برداران، به لحاظ طراحی معماری و شهرسازی کاملا آزاد نیستیم و تاکید شده که هویت‌های فرهنگی، اجتماعی و کالبدی باید مدنظر قرار بگیرد و تداوم آن پیشینه افتخارآمیز درکالبد جدید نمایان باشد. تدوین چنین طرح‌هایی اوج دانش آگاهی و خلاقیت را طلب می کند . چنین تجربه ای می تواند درشرایط دیگری نیز مطرح شود لکن، بافت‌های فرسوده خاستگاه و آوردگاه این خلاقیت است.

**برای تحقق این هدف چه باید کرد؟

به نظر من لازم است گروهی از برجستگان و صاحب نظران معماری و شهرسازی در اجرای این طرح عظیم مشارکت و نظارت کنند. در این مورد نظرخواهی از تشکل‌های صنفی و حرفه ای کافی نیست. شاید لازم باشد یک شورای عالی از برجستگان و صاحب نظران معماری و شهرسازی تشکیل شود و طرح های بازآفرینی شهری پایدار و طرح‌های تفصیلی پایدار محله ها با نظر این شورا نهایی شوند. بحث سنت و مدرنیته در عرصه های گوناگون از جمله، ادبیات، هنرها و … مطرح بوده و بخشی از فرهیختگان راه یا راههایی را نشان داده اند اما در بخش معماری و شهرسازی همچنان در فضای تردید و بلاتکلیفی به سر می بریم و احیاء بهسازی و نوسازی بافت‌های فرسوده بستر این آزمون بزرگ است، غریو غرورآفرین افتخارات ما در عرصه هنر، معماری و مهندسی از دور دست تاریخ به گوش می رسد و ما را به تکرار آن افتخارات می‌خواند، امیدوارم شایسته این پیام باشیم.

برنامه احیاء، بهسازی و نوسازی بافتهای فرسوده و ناکارآمد شهری است. براساس آمار مندرج در طرح جامع مسکن ۱۳۳هزار هکتار مساحت ۶میلیون خانوار و ۲۱میلیون نفر جمعیت را دربرمی گیرد. بافت‌های فرسوده که براساس قانون با مشخصه ریزدانگی، ناپایداری و نفوذناپذیری تعریف می شوند، با خطربالقوه عظیمی مواجه هستند و ناپایداری این بافت‌ها، درشرایطی که اغلب نقاط کشور در پهنه های لرزان زلزله خیزی قرار دارد، وجدان جامعه مهندسی و مدیران ذی ربط را به چالش می کشد. عدم امکان دسترسی مناسب ( نفوذ‌ناپذیری)، درشرایط زمین لرزه، امدادرسانی تقریباً ناممکن است، به ویژه در مراکز جمعیتی کشور و کلانشهرها چنین رخدادی فاجعه بار خواهد بود. بر این اساس هر دو وجه این طرح، فوق العاده مهم و در مسیر بحرانی قرار دارد و بی عملی و زمان سوزی در هر دو محور بسیار خسارت بار است . لذا این طرح به شرط تحقق بسیار کار ساز و موجه خواهد بود .

نظرات شما

×

Comments are closed.