باز آفرینی، مبنای توسعه پایدار شهری

علی ساکت، مدرس دانشگاه

بازآفرینی و توسعه پایدار به عنوان دو واژه کلیدی در مدیریت نوین شهری جایگاه خاصی را در دهه های اخیر به خود اختصاص داده و کشورهای توسعه یافته در سال های گذشته از رویکردهای مبنایی حاکم بر این دو واژه در برنامه ریزی‌های توسعه ای خود بهره برده اند. در این میان، نقش بازآفرینی شهری به عنوان عاملی اثر بخش در استفاده از ظرفیت های حال و گذشته هر حوزه، برای بهره مندی در زندگی مدرن امروزی مورد تاکید است. چراکه بازآفرینی شهری به شکلی خلاصه، به دمیدن روحی نو در کالبد کهن شهر اشاره دارد.

بر این مبنا و در تقابل با تعاریفی از جمله نوزایی شهری، بازآفرینی، نگاهی عمیق تر به آداب، سنن و هویت یک شهر داشته و در این رویکرد تلاش بر آن است که با نگاهی مبتنی بر حفظ هویت شهری به توسعه شهر پرداخته شود. به عنوان نمونه بازسازی خانه های تاریخی یکی از راهکارهای موثر در بازآفرینی شهری است که روزی خانه بزرگان و متمولین و افراد سرشناس و تاریخ ساز محسوب می شده و امروزه به عنوان موزه یا کاربری های دیگر از آنها استفاده می گردد.

این رویکرد در کنار تاثیر سه عنصر فرم، فضا و فعالیت، نقش موثرتری را در افزایش سرزندگی و مهیا نمودن محیط برای بهره مندی از  ظرفیت های ناشناخته شهر فراهم می آورد. در چنینی شرایطی استفاده از ظرفیت‌های کهن و کمک به ماندگاری بیشتر این آثار با رویکرد بازآفرینی، یکی از اولویت های پایداری یک شهر به حساب خواهد آمد. ضمن اینکه سلیقه انسان های امروزی بیشتر معطوف به مدرنیته ای آمیخته با سنت ها و هویت فرهنگی است که برای برآورده شدن چنین سلیقه ای، بازآفرینی فضاهای قدیمی شهری و استفاده هوشمندانه از ظرفیت به جای مانده از گذشته برای کاربری در زمان حال و البته با حفظ کالبد، ارمغانی ارزشمند به حساب می آید.

بازآفرینی به عنوان رکنی اساسی برای توسعه پایدار، زمانی در جامعه نمود می یابد که شباهت میان شاخصه های آنها هویدا گردد. بطوریکه اگر توسعه پایدار را به مفهوم استفاده از منابع و ظرفیت های موجود بدون دست درازی به منابع آیندگان در سه شاخصه مهم اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی معرفی نماییم؛ بازآفرینی شهری به مجموعه اقداماتی اطلاق می گردد که به حل مسائل شهرهای دستخوش تغییر قرار گرفته می پردازد و برای بهبود دائمی شاخصه های یاد شده در توسعه پایدار شهری( یعنی شاخصه های اقتصادی، کالبدی، اجتماعی و زیست محیطی) تلاش می کند.

با تطابق دو تعریف و مقایسه شاخصه های ارائه شده از دو واژه توسعه پایدار و باز آفرینی می توان به ماهیت مشترک هر دو در ساماندهی مدیریت یکپارچه شهری پی برد. به بیانی دیگر و برای مقایسه بهتر شاخصه ها و فهم اشتراکات این دو واژه، می توان اینگونه تصور نمود که توسعه پایدار به دنبال حفظ محیط زیست به عنوان یک شاخصه اصلی است و بازآفرینی به دنبال حفظ محیط و کالبد برای توسعه. کالبدی که سال ها و شاید قرن هاست که محیط زندگی انسان هایی را تشکیل داده و با وجود اینکه ساخته دست بشر بوده، گاها چیرگی مشخصی بر محیط و طبیعت به یادگار گذاشته است و حال، بخشی از محیط زیست به حساب می آید. همچنین شاخص اجتماعی در توسعه پایدار از اهمیت خاصی برخوردار بوده و در بازآفرینی شهری نیز تاکید بر یافتن تفاهم و اشتراکات اجتماعی از طریق پیوند دادن هویتی بین افراد یک جامعه دارد. در بعدی دیگر توسعه پایدار به جنبه اقتصادی توجهی خاص داشته و در بازآفرینی شهری نیز یکی از رویکردهای مهم، درآمدزایی پایدار و توسعه اقتصاد شهری است.

بر این اساس و با توجه به اشتراکات یاد شده بین توسعه پایدار و باز آفرینی می توان به این نکته اشاره نمود که اگر قرار است برنامه ای برای توسعه پایدار یک شهر ارائه گردد نمی توان مبنایی سازگارتر از بازآفرینی برای آن متصور نمود. برهمین مبنا در شهرهای توسعه یافته جهان از جمله پاریس، نیویورک، زوریخ، توکیو، آمستردام و … در دهه های اخیر، برنامه ریزی مبتنی بر بازآفرینی به عنوان یکی از رویکردهای نوین و کارآمد در زمینه توسعه پایدار شهری مدنظر قرار گرفته است. امید که با تغییر تفکر حاکم بر مدیریت شهری فعلی در ایران و حرکت به سمت رویکرد یاد شده، مبنای درستی از توسعه پایدار، برای شهرهای کوچک و بزرگ ایران درنظر گرفته شود.

نظرات شما

×

Comments are closed.