باخت ۹۵ درصدی اروپا در رد توافق ایران

۱۳۹۸/۰۲/۲۲

حامد هدائی – اقتصاددان رفتاری و سیاسی

اولتیماتوم شصت روزه ایران به اروپا اذهان رسانه های جهانی را چنان به هم ریخت که همه شان مجبور شدند بیشترین پوشش خبری را به این رویداد بدهند. شاید کمتر کسی باور می کرد که ایران بخواهد در روندی کاملا زمان بندی شده،  اروپا را وادار به انجام وظایف واگذاشته اش کند. وقتی ما  به تهدیدی توجه می کنیم، نگران می شویم و ارزش تصمیم ها، نگرانی ما را بازتاب می دهد. ما انسانها برای اینکه احساس نگرانی را به طور کامل از بین ببریم حاضر به تحمل پرداخت اضافه بها هستیم که با مدل عقلانی جور در نمی آید.  به همین خاطر برای درک بهتر سناریوی ایران و اتحادیه اروپا، باید ابتدا به تحلیل فرایند تصمیم گیری افراد و کشورها، در مدل چهار وجهی ذیل بپردازیم.

ردیف بالایی در هر خانه یک چشم انداز توصیفی را نشان می دهد و ردیف دوم احساس اصلی را که هر چشم انداز در ما بر می انگیزد نشان می دهد. در ردیف سوم چگونگی رفتار افراد و کشورها  را در مواجهه با پیشنهاد انتخاب میان شرط بندی و برد مسلم( یا باخت) نشان داده شده است که با ارزش پیش بینی شده آن متناسب است. اگر مورد قطعی ترجیح داده شود، انتخاب ها نشان دهنده نفرت از ریسک هستند و اگر شرط بندی ترجیح داده شود نشانه جست و جوی ریسک. در ردیف چهارم رفتار مورد انتظار یک خوانده و خواهان را نشان می دهد که یک توافق را در دعوی حقوقی مورد بحث قرار می دهند. بالایی سمت چپ شرح می دهد که وقتی افراد چشم اندازها را با احتمال چشمگیر بردی بزرگ در نظر می گیرند، از باخت نفرت پیدا می کنند. در این حالت حاضرند ارزشی کمتر از شرط بندی را دریافت کنند، اما بردشان قطعی باشد. اثر احتمالات در خانه پایینی سمت چپ توضیح می دهد چرا بخت آزمایی دارای محبوبیت است. وقتی جایزه اصلی بسیار بزرگ باشد افرادی که بلیت می خرند اهمیت نمی دهند که احتمال بردشان چقدر است. خانه پایین سمت راست همان جایگاهی است  که در آن بیمه خریداری می شود. افراد حاضرند مبلغی بیشتر از ارزش پیش بینی شده بیمه بپردازند، در واقع، آنان یک نگرانی را حذف می کنند و آسایش ذهنی می خرند. بسیاری از بداقبالی های بشر جزو خانه بالایی سمت راست است. این جایگاهی است که وقتی افراد با گزینه های بدیهی روبه رو هستند از روی ناچاری شرط بندی می کنند و احتمال بالای بدتر کردن امور را در معاوضه با امید کوچکی برای جلو گیری از باختی بزرگ می پذیرند.. فکر پذیرش شکستی بزرگ و قطعی آن قدر دردناک و امید آسایش کامل آنقدر وسوسه انگیز است که این تصمیم معقول گرفته شود که زمان آن رسیده  است که باخت ها را متوقف کرد.  حال بیایید  الگوی چهار وجهی را در دو موقعیت که در آن خوانده و خواهان در نظر داشتند به توافق برسند به شکلی قانع کننده به کار ببریم. در عین حال در سناریوهای زیر اگر به جای شخصیت های خواهان و خوانده ،ایران و امریکا و یا اتحادیه اروپا را جایگزین کنیم و مورد دعوی را شرایط توافق و یا عدم توافق هسته ای (برجام ) قرار دهیم، می توانیم به دیدگاه روشن تری از روند مذاکرات، عکس العمل ها، رفتارها، نحوه تصمیم گیری  و گرایش های آتی آنها دست یابیم.

سناریوی اول: موقعیت در جانب ایران پذیرفتنی تر است. در این سناریو، ایران خواهانی است در دادگاه  که در مورد اجرای مفاد برجام، به اروپا اولتیماتوم داده است. دادگاه به خوبی پیش می رود و وکیل ایران دلایلی اقامه می کند که ایران ۹۵درصد احتمال برد این دادخواهی را دارد اما این نکته  را نیز اضافه می کند که تاوقتی به پایان زمان شصت روزه نرسیده ایم ، هرگز نتیجه قطعی مشخص نمی شود. وکیل ایران پیشنهاد می دهد توافقی را قبول کند که ممکن است در آن ۹۰ درصد از آنچه ادعا کرده است به دست آورد. ایران درخانه بالایی و سمت چپ جدول قرار گرفته است، یعنی احتمال برد بسیار بالا و پرسشی که در ذهن ایران ایجاد شده این است: «آیا این احتمال وجود دارد که اصلا چیزی دستم را نگیرد؟»

حتی ۹۰ درصد از شرایط اعلام شده بسیار عالی است و ما می توانیم همین الان کار را یکسره کنیم. دو احساس در اینجا بر انگیخته می شوند که هر دو در یک جهت حرکت می کنند: مطلوبیت یک مورد قطعی( و مهم)  که به برد ایران می انجامد و ترس از نارضایتی شدید و پشیمانی از رد توافق توسط اروپا و از دست دادن مواضع اعلام شده. ایران فشاری را حس می کند که معمولا در چنین وضعیتی به احتیاط منجر می شود. خواهان، یعنی ایران، با پرونده قوی احتمال این را دارد که از خطر متنفر باشد و توافق ناخواسته را بپذیرد.

سناریوی دوم: حالا فرض کنیم در همین دادگاه اروپا در جایگاه  خوانده قرار گرفته است، وکلای ایران توافقی پیشنهاد کرده اند که در آن باید اتحادیه اروپا ۹۰ درصد از شرایط اعلام  شده را قبول  و آشکار است که ایران کمتر از این مقدار  را نمی پذیرد. آیا  اروپا  توافق می کند یا می گذارید فرآیند به مرحله بعدی کشیده شود؟ از آنجا که اروپا با احتمال بالای شکست مواجه هست، موقعیت اروپا در خانه سمت راست بالایی قرار می گیرد. طبق همین فرض، چند روز گذشته اروپا توافق را رد کرد. این دست از مخاطرات اغلب شکست های بازگشت پذیر را به فاجعه تبدیل می کند چون وسوسه ادامه دادن به مبارزه برای اروپا بسیار قوی است. توافقی که ایران پیشنهاد داده به اندازه بدترین نتیجه ای که اروپاییان می توانند با آن روبه رو شوند دردناک است و هنوز هم امید برنده شدن را تا پایان مهلت اعلام شده توسط ایران دارند.«در اینجا دو احساس درگیرند: باخت قطعی اتحادیه اروپا که بسیار نفرت انگیز است و احتمال برد آنها تا انتهای زمان شصت روزه بسیار مطلوب است، اروپا با پرونده ای ضعیف به احتمال زیاد جستجوی خطر را انتخاب می کند و برای شرط بندی آماده می شود تا آنکه توافقی بسیار نامطلوب را با ایران بپذیرد. در جابجایی میان ایران متنفر از خطر و اروپای در جست جوی خطر، ایران دست بهتری دارد.» موقعیت بهتر چانه زدن برای ایران نیز باید در توافق در نظر گرفته شود. یعنی، ایران از اتحادیه اروپا می خواهد با شرایط تعدیل شده ای نسبت به نتیجه موافقت شده دادگاه رضایت بدهد.

سناریوی سوم: حالا یک دادخواهی احمقانه را در نظر بگیرید که در آن مثلا آمریکا با پرونده ای نپذیرفتنی ادعایی بزرگ می کند که به احتمال بسیار زیاد مورد قبول واقع نمی شود .این مذاکره در ردیف پایینی الگوی چهار وجهی قرار می گیرد. امریکا در خانه سمت چپ قرار دارد، با احتمال کمی برای مذاکره مجدد با ایران. در واقع، این ادعا یک بلیت برای بردن جایزه ای بزرگ است. ارزش گذاری بیش از اندازه احتمال کوچک موفقیت در چنین وضعیتی، طبیعی است که باعث می شود امریکا در جریان مذاکره جسور و پرخاشگر عمل کند. برای ایران، واشنگتن دردسری است با خطر بسیار ناچیز و نتیجه ای خیلی بد. ارزش گذاری بیش از اندازه احتمال کم و ناچیز باختی بزرگ باعث ایجاد نفرت از باخت می شود و توافق بر سر معادلی میانه، در واقع بیمه ای است در مقابله با رویدادی نامحتمل که همان حکم بد است. در این جایگاه افراد عوض شده اند؟ امریکا تمایل دارد شرط بندی کند و ایران می خواهد از موقعیت خود حفاظت کند . امریکا که ادعای احمقانه ای را عنوان کرده است احتمالا به توافق دست و دلبازانه تری از آنچه موقعیت توجیه می کند دست خواهد یافت.

در آخر: تصمیماتی که الگوی چهار وجهی توصیف می کند آشکارا نامعقول نیستند. ما در هر یک از موارد با احساسات خواهان و خوانده که باعث می شود وجهی متخاصم یا توافق طلب داشته باشند، همدردی می کنیم. اگر چه در مدت زمان طولانی انحراف از ارزش های پیش بینی شده ممکن است هزینه بر باشد.  با دقت به این موضوع متوجه می شویم که اگر نگاه طولانی مدتی به بسیاری از موارد تصمیم گیری های مشابه داشته باشیم، متوجه خواهیم شد که پرداخت اضافه بها برای اجتناب از خطری کوچک هزینه بر است.

نظرات شما

×

Comments are closed.