انتظار ایرانیان خارج از کشور از مسئولین برای سرمایه گذاری

گروه فرهنگی

مصطفى کشورى نویسنده، شاعر و کارگردان ایرانى مقیم امریکا و کانادا است خبرنگار جهان اقتصاد در خصوص فعالیت هاى هنرى و علمى او مصاحبه اى انجام داده است که توجه شما را بدان جلب میکنیم:

*جناب کشورى مختصرى در باره فیلم هاى که ساخته اید توضیبح بفرمایید ؟

من چند فیلم ساخته ام که بدلیل عشقی که به وطن و کشور خود دارم  موضوع آن ایران و مردم ایران است یکى از انان که در جشنواره کن به نمایش درامد بنام Iran فیلمى در باره اثرات تحریم هاى ظالمانه بر مردم ایران بود داستان دختر ایرانى که در خارج تحصیل میکرد و بدلیل قطع ارتباط بانکى امکان إرسال پول از ایران براى او نبود و دشوارى زندگى این دختر و اظطراب خانواده او و عسرت و حرج او در اثر فشار این تحریم هاى ظالمانه در فیلم به تصویر کشیده شده است که اشک تماشاچیان را جارى ساخت. هم اکنون در حال ساخت فیلمی هستم درباره دستور خلاف قانون و حقوق بشرى دونالد ترامپ درباره ممنوعیت ایرانیان براى سفر به امریکا که در ان ظلم و تباهی این فرمان انهم از مدعیان حقوق بشر به نمایش در میایید.

*جناب کشوری آیا در داخل کشور نهاد یا اشخاصی از فعالیت های شما حمایت می‌کنند و کمکی به شما کرده اند؟

خیر به هیچ وجه، بقول معروف مرا به خیر تو امیدی نیست شر مرسان . من خود سالها در این باره فکر میکردم که دو هزار و پانصد میلیارد دلار سرمایه ایرانیان خارج از کشور است که به اجرا برنامه ای درست میشود در ظرف مدت کوتاه حداقل یک درصد انرا جذب کرد و برای اینکه نشان دهم سرمایه گذاری در کشورم کار درستی است خودم اقدام به این کار کردم چرا درسته من ایران نیستم ولی سخنان مقام معظم رهبری را که من شیفته ایشان هستم گوش میدهم و چقدر بر حمایت از سرمایه گذاری و اشتغال تاکید می فرمایند من بر اساس اعتماد به این سخنان و سخنان رییس محترم قوه دادگسترى کشور اقدام به احداث یک مجتمع توریستی در ساحل مازندران با هزینه شخصی خود نمودم که ضمن اشتغال زایی  قرار شد دو ساله تمام شود و انجا محلی جهت رفت و امد سرمایه گذاران ایرانی عاشق کشور بشود و با چشم خود ببینند که کشورمان محلی أمن برای سرمایه گذاری است متاسفانه پس از گذشت شش سال  نه تنها مسولین محلی حمایت نکردند که انواع مزاحمت ها درست شد و نخست من فکر کردم مازندران سر سبز بهشت سرمایه گذاری است و الان می فهمم چرا اکثر ایرانیان کشور خود را جهنم سرمایه گذاری می نامند من زیاد راجع به این پروزه توضیبح نمی دهم که دلم میگیرد تا صدا و سیما راجع به ان گزارش تهیه کند و مردم خود قضاوت کنند ، اگر ان پروژه راه بیفتد من تعهد میکنم ظرف چند سال حداقل دو درصد این سرمایه که پنجاه میلیارد دلار میشود وارد کشور کنم که فکر کنم به اندازه درامد بیش از ده سال کشور است و اثر قابل ملاحضه در زدودن چهره فقر در کشور خواهد داشت .

*جناب کشوری شما علاوه بر کار گردانی و کارهای هنری چندین کتاب نوشته اید، در باره انها توضیبح دهید ؟؟

من چندین کتاب نوشته ام که چند کتاب بفارسی ترجمه شده است مثل کتاب ٢١ که در باره این موضوع است که اگر ما هر کاری را ٢١ روز مدام انجام دهیم تبدیل به عادت میشود و عمل به ان اسان میگردد خیلی خوشحال شدم که کتاب های من در ایران چاپ و مورد استقبال واقع شد من دیوان شعری هم بزیان انگلیسی دارم که در قروشگاه اپل أستور هست و بسیار مورد توجه واقع شده است اسم ان life is like هست در حال سرایش دیوان شعری بزبان پارسی هستم .

*جناب کشورى شنیده شده که شما مثنوی هم تدریس میکنید ، و میگویند بسیاری از جوانان را علاقه مند به عرفان بالأخص عرفان مولوی کرده اید ؟؟

من خود  از بچگى چون پدرم عاشق مثنوی بود به دیوان شمس و  مثنوى علاقه مند شدم در دنیاى غرب شوق اشنایی با عرفان اسلامی روز افزون است و من از این طریق جوانان غربی را با زبان پارسی اشنا میکنم و خوشحالم که خداوند توفیق این خدمات را بمن داده است

*چرا با وجود جوانان موفق در همه زمیینه ها مثل شما باز جوان ایرانی بدنبال الگوی های موفق امریکایى مثل انتونی رابینز و برایان تریسی می روند ؟؟

به نظر من إشکالی ندارد ما باید علم را طلب کنیم هرچتد در چین باشد و این توصیه سلطان بشر پیامبر گرامی ماست ولی اصولا ما معمولا مرغ همسایه را غاز میدانیم و قدر انچه مال خود است را نمی دانیم  فرض کنید چند فیلسوف یا دانشمند ما درسنگ قبر خود از سخنان افتخار هر نبی وهر ولی امام علی استفاده میکنند یا چند جوان ایرانی را می شناسید که نهج البلاغه را یک بار خوانده باشد ؟؟ در صورتیکه ما در خارج کشور جلسات هفتگی تفسیر قران و نهج ابلاغه را در بنیاد سهروردی داریم  در اینجا بسیاری از جوانان خارجی به قران مثنوی و نهج البلاغه علاقه مند ند  ولی ما چون اینها را در دسترس داریم قدر نمی دانیم و بر صدر نمی نشانیم

من آلمان بر مزار آنه‌ماری شیمل از اندیشمندان و فیلسوفان آلمانی  رفتم  بشدت تحت تأثیر قرار گرفتم که جمله امام علی  الناس نیام و اذا مات انتبهو نوشته شده بود که أشک مرا جاری ساخت ما اصولا قدر دان ارزش ها و مفاخر خود نیستیم حتی نه تنها قدر نخبگان خود را نمی دانیم که انها را می کشیم و به جامعه نخبه کش مشهور شده ایم  یک مثال دیگر عرض میکنم که در نقد أفکار پرفسور هاوکینگ در دنیا نوشته شد ولی او به کتابی که پدرم در نقد أفکار عمومی نوشته شد پاسخ داد و بعدهم گفت منظورش از دین خرافی اسلام نبوده است .واین حادثه ی بزرگی است و ما چه کار تبلیغاتی راجع به آن کرده ایم یا چه تقدیر و تشکری از نویسنده ی کتاب داشته ایم؟؟ هییچ..

چرا که اگر این کتاب را یک آمریکایی و یا روسی مینوشت برای ما اهمیت داشت. ولی چون یک ایرانی هموطن این را نوشته اهمیتی ندارد. چرا که ما قدر داشته هایمان را نمیدانیم.به همین دلیل میبینیم که وقتی یک شخصیت علمی یا سیاسی خارجی وارد کشور میشود همه در گرفتن عکس سلفی با او مسابقه میگذارند به طوری که شخصیت خارجی هم دچار بهت و تعجب میشود و این یک نشانیست که ما باید به اصالت های خود برگردیم و قدر داشته های خودرا بدانیم. در مثالی دیگر همه میدانیم که امروز مهمترین مشکل کشور ما موضوع اقتصاد است که باید چاره ای برای آن بیندیشیم ولی با اینکه اقتصاد دانان با توان و قوی داریم از آنها در جایگاهی که بتوانند استفاده نمیکنیم و با وجود این انتظار معجزه داریم و مسائل و مشکلات حل شود.

چرا که ما عاشق اسمهاى مثل ادم اسمیت  و جان لاک و ،،،،، هستیم و اگر کسی نام ایرانى داشته باشد هر چند نابغه دهر باشد برای ما ارزشی ندارد

امیدوارم به این توصیه مولوی توجه کنیم

بیا تا قدر یک دیگر بدانیم

که تا ناگه ز یک دیگر نمانیم

کریمان جان فدای دوست کردند

سگی بگذار ما هم مردمانیم

غرض‌ها تیره دارد دوستی را

غرض‌ها را چرا از دل نرانیم

گهی خوشدل شوی از من که میرم

چرا مرده پرست و خصم جانیم

 

نظرات شما