امروز بیش از همیشه به صلح نیازمندیم!

۱۳۹۸/۰۹/۲۲

 فخر السادات محتشمی پور

برنامه ماهانه معرفی کتاب انجمن زنان پژوهشگر تاریخ در آذرماه امسال اختصاص داشت به کتاب افسانه پیروز مصاحبه تاریخ شفاهی با توران میرهادی که توسط حجت الحق حسینی انجام و توسط ندا رسولی از اعضای انجمن تدوین شده است.

این برنامه بهانه ای شد برای مطالعه کتاب و غور بیشتر در افکار و آثار بانوی یگانه کارآفرین فرهنگی و فرهنگ ساز کشورمان توران میرهادی. ویژگی هایی چون صبوری، فروتنی، دغدغه مندی، ژرف اندیشی، نهادسازی و مداومت در کار و پایداری در کنار روحیه جمع گرایی، مشورت پذیری، مشارکت جویی و در عین حال عدم وابستگی به نهادهای قدرت از این بانو شخصیتی ممتاز و منحصر به فرد ساخته است.

اما دو ویژگی مهمی که من در این یادداشت قصد دارم به آن بپردازم وطن پرستی و صلح جویی اوست.

در کتاب افسانه پیروز خانم میرهادی در ارتباط با کتابخوانی و تأثیر آن بر شخصیت خود می گوید:

«من بارها و بارها از دو کتاب نام برده ام که این دو کتاب زندگی مرا ساختند؛ یعنی وقتی نگاه می کنم که این احساس و هدف را از کجا گرفتم، چه چیزی در من تأثیر گذاشت، این دو کتاب همیشه به خاطرم می آید که یکی از آن ها کتابی بود از جنگ جهانی اول که آلمان ها می بایستی شهر را تخلیه می کردند و یک بچه ای این وسط گم می شود. یک پسربچه ای است که گم می شود و دیگر پدر و مادرش را پیدا نمی کند و می آید در یک جنگلی و جنگلبان او را می برد به خانه ی خودش و با بچه هایش بزرگ می کند. چیز خیلی جالبی که هست این است یک دفعه کولی ها می آیند دم خانه ی این ها و چیزهای قدیمی می خواهند و این بچه بلوزی که در پنج سالگی تنش بوده را نمی دهد و بچه های جنگلبان با او دعوا می کنند که تو چقدر خسیسی و چرا این را نمی دهی، ولی او این را به عنوان یک نشانه برای خودش نگه می دارد و از طریق همان نشانه بعدا پدر و مادرش را پیدا می کند. این کتاب آن چنان بر من تأثیر گذاشت که تا الان لحظه لحظه های کتاب و تأثیرش را در وجود خودم حس می کنم. کتاب دوم “مایا دختر گریزان کندو” بود. یک زنبور عسلی از توی یک کندو در می رود و می رود سیاحت و در این سیاحتی که می کند اسیر زنبورهای خرمایی می شود و آن جا متوجه می شود که زنبورهای خرمایی می خواهند به کندویش حمله کنند و فرار می کند و می آید به کندوی خودش خبر می دهد که این ها الان حمله می کنند، مواظب باشید! و آن زنبور عسل ها می توانند از خودشان دفاع کنند. کتاب اول من را به شدت ضد جنگ کرد؛ یعنی آن پسربچه و عواقب جنگ را خیلی خوب توانستم حس کنم و دومی مسئله این که باید مواظب باشی و حافظ منافع کشورت باشی. این کتاب ها بنیادهایی را در وجود من نهادینه کرد.

و هنوز که هنوز است فکر می کنم و به خودم می گویم تو از مایا و از فیدل خیلی تأثیر گرفته ای و این دو کتاب در واقع در ذهن کودکی که من بودم همین طور رشد کرد و رشد کرد و رشد کرد و از یک طرف مردم کشورم، فرهنگ خودمان و آن چیزی را که می خواستم بیشتر و بیشتر بشناسم و از آن طرف سوال بزرگ زندگی من که اصلا مردم دنیا چرا با هم می جنگند که هنوز هم هست.»

تأثیری که توران خانوم از آن ها برخود یاد می کند، ما به خوبی در نحوه زیست ایشان و در رفتار و کردارشان مشاهده می کنیم. زنی که آموزه های ارجمندش از مادر را به خوبی در زندگی پیاده می کند و از غم های بزرگ کارهای بزرگ می آفریند و زندگی خود را وقف تعلیم و تربیت کودکان وطن عزیزش یعنی آینده سازان ایران سرفراز می کند و عشق به وطن را در دل آنان نیز می نشاند و صلح جویی را به آنان می آموزد.

در یکی دو ماه اخیر به طور تصادفی کتاب هایی خواندم و فیلم هایی دیدم که روایت ها و تصاویری از جنگ داشته و چهره زشت و کریه آن را بیش از پیش برایم هویدا ساختند و طبیعی است که براثر آن نفرت ذاتی از خشونت در وجودم دو چندان شد و نیاز به صلح و آرامش و مدارا بیش از همیشه به عنوان نیازی همیشگی و مستمر برای جهان مصیبت کشیده از جنگ های جهانی و منطقه ای و خانگی برایم یادآور شد و از این رو خواستم از باب وظیفه شهروندی مطالبه همگانی «جهانی عاری از خشونت و جنگ و دنیایی سراسر صلح» را در قالب این نوشتار کوتاه تکرار کنم و برحسب وظیفه، حکومتگران و اهالی قدرت و نیز ناآگاهان تندخو و ستیزه جو را  نسبت به تبعات شوم و خانمان برانداز جنگ هشدار دهم. تبعاتی که تر و خشک را با هم می سوزاند و در این میان بیشترین آسیب را کودکان معصوم می بینند، بدون این که از دعواهای سیاسی و مناقشات مسلحانه سردربیاورند، و زنان که قربانیان همیشگی مرافعه های مردانه بوده و هستند!

نظرات شما