الگوی نیویورکی برای انتخابات تهران

۱۳۹۶/۰۸/۲۳

 

میثم سعادت

از روزی که محمدعلی نجفی شهردار تهران شده است، انتقاد و اعتراض به او زیاد بوده است. در این میان افرادی که به عملکرد نجفی اعتراض می کنند افراد و گرایش های مختلفی دیده می شود. با این حال سه دسته از معترضین بیشتر مورد توجه هستند:

اول اعضای شورای شهر. برخی اعضای شورای شهر از نجفی گله می کنند که در انتصابات از نظر اعضای شورای شهر استفاده نکرده است و با آنها مشورت نکرده است. به نظر می رسد افرادی که این انتقاد را به صراحت مطرح نکرده اند نیز در خفا همین نظر را دارند و فقط صبرشان بیشتر است. از سویی دیگر محمدعلی نجفی معتقد است که اگر قرار باید انتصابات او با نظر اعضای شورای شهر باشد، رشته امور از دست او خارج خواهد شد.

گروه دیگر معترضین به نجفی، فعالان سیاسی و اعضای کادر مرکزی احزاب اصلاح طلب هستند. اینها معتقدند پیروزی نجفی با حمایت احزاب اصلاح طلب به دست آمده است و نجفی باید در انتصابات و به خصوص در سیاستگذاری ها با آنها مشورت کند. شهردار تهران اما سعی دارد چهره ای غیر سیاسی از خود به نمایش بگذارد و تا حد توان از سیاسی کردن شهرداری دوری می کند. معدود انتصابات سیاسی او هم(مثلا فاطمه راکعی) با اعتراض دلواپسان مواجه شد.

دسته سوم معترضین فعالان سیاسی در مناطق مختلف تهران هستند. این افراد هم معتقدند چون در منطقه فلان شهری، بیرق حمایت از اصلاح طلبان را برافراشته اند، شهردار تهران باید برای انتصابات در آن منطقه، با آنها مشورت می کرد و از طرفی از اعضای شورای شهر تهران انتظار دارند رسیدگی به مسائل این منطقه را در اولویت کاری خود قرار دهد. این نگاه نیز تا اینجا مورد تایید نجفی نبوده است و بسیاری از انتصابات منطقه ای او، حاصل تغییر منطقه مدیران شهری سابق بوده است.

واقعیت این است که ارتباط بین شهرداربا سه گروه اعضای شورای شهر، احزاب و مردم ساکن در مناطقه مختلف تعریف نشده است. این وضعیت در زمانی که دولتی نظامی و غیر پاسخگو مدیریت شهری را بر عهده داشته باشد مشکل حادی ایجاد نمی کند. گرچه ممکن است در دراز مدت تصمیمات غیر معقولی گرفته شود که چون صدای اعتراض ممنوع بوده، اثرات مخرب آن بعدا دیده شود. با این حال وقتی یک دولت دموکراتیک اداره امور شهری را بر عهده می گیرد، ارتباط بین این نهادها با چالشی جدی مواجه می شود.

پیش از این سید محمد خاتمی پیشنهاد داده بود تا انتخاب شهردار در کلان شهرها به صورت مستقیم انجام شود. پیشنهادی اما زمانی مطرح شد که احمدی نژاد شهردار بود و مجلس هفتم بر سر کار بود و انگیزه ای برای افزایش اختیارات مردم وجود نداشت. اما حالا باز دولتی معتدل بر سر کار است و مجلس نیز نگاهی مثبت به اصلاح طلبان دارد.

بین شهرهای بزرگ دنیا، روش های متعددی برای انتخاب شهردار وجود دارد. در نیویورک، شهر به پنجاه و یک منطقه شهری تقسیم شده است و هر منطقه یک نماینده در شورای شهر دارد. با اینحال انتخاب شهردار با رای مستقیم مردم صورت می گیرد. به نظر می رسد این الگو می تواند هم به نیاز مناطق برای ارتباط مستقیم با قسمتی از اعضای شورای شهر را مرتفع سازد، هم بین مدیریت اجرایی شهر(شهرداری) و بخش نظارتی و قانون گذاری آن(شورای شهر) تفکیک قائل می شود و انتظارات انتصاب ها را از بین می برد و هم ارتباط احزاب همسو با شهردار را در زمان معرفی نامزدها شفاف می کند.

نظرات شما