الگوریتم ها، اپلیکیشن ها و توسعه سازمانهای تجاری

حامد هدائی_روانکاو فروش ایران
الگوریتم ها، اپلیکیشن ها و توسعه سازمانهای تجاری
این روزها چالشهای دنیای مجازی آنقدر بی شمار است که نمی توان از آن جان سالم به در برد.
با وجو این که سالهاست در زمینه عوامل پیچیده روانشناختی تاثیر گذار بر رفتار و عملکرد بازار و مصرف کننده مشغول کار و فعلالیت با سازمان های مختلف استراتژیک هستم، هنوز علت این موضوع شناختی را درک نکرده ام که چرا ناخودآگاه در چنین پایش های سیستماتیکی شرکت می کنم.
چند روزی است که در فضای مجازی چالشی ایجاد شده که بتوانی بوسیله یک اپلیکیشن چهره فعلی ات راپیرتر، جوانتر و یا به کلی تغییر دهی و آن را در پیج شخصیت به اشتراک بگذاری، کار جالب و خوش آیندی است. این که در سن سی و چند سالگی بتوانی چهره هفتاد و چند سالگی ات را ببینی تو را به وجد می آورد. اما واقعیت این است که برنامه هایی مثل فیس اپ، نوعی الگوریتم سنجش رفتار مصرف کننده هستند و هر از گاهی به شکلی در اینستاگرام و یا اپ ها و وب سایت های پر طرفدار سرو کله اشان برای ترسیم الگوهای رفتاری جامعه مصرف کننده موردهدفش، ظاهر می شود.
کارشان چیست؟ سنجش گرایشهای روانی سطوح مختلف مصرف کنندگان.
هدفشان از این کار چیست؟ تولید محصولات مشخصی برای گروه مصرف کننده مورد نظر که از تغییر افکار، باورها و اعتقادات اجتماعی گرفته تا یک ایدئولوژی مشخص سیاسی و یا مثلا یک نوع گوشی تلفن همراه در حال تغییر است.
ابزارشان چیست!؟ نوعی از فرآیند داده کاوی که بر مبنای علوم اعصاب، شناختی، اجتماعی و الگوریتم ها استوار است.
مهمترین محصول شان چیست؟
می تواند تغییر در نوع رفتار و عملکرد گروه مصرف مورد هدف و یا کشف گروه خاصی از مصرف کنندگان باشد.
متاسفانه در این بین با دستان خود، خصوصی ترین اطلاعات زندگیمان را در غالب یک چالش مفرح افشا می کنیم و من هم با وجود این که یکی از دست اندر کاران چنین تحلیل های پایش مغزی و روانشناختی در سطح کلان هستم، بیشتر اوقات قادر به کنترل هیجاناتی که در نتیجه لذت مشارکت در چنین چالش هایی ایجاد می شود نیستم و نهایتا جزء کوچکی از شرکت کنندگان فیس اپ می شوم و میل دیدن کهن سالی ام را که هنوز نیامده به سرعت ارضاء می کنم. من چه چیزی را افشا می کنم؟
سبک عکس هایی که انتخاب کرده ام، نوع پوشش، مکانی که در آن هستم، ظاهر و سبک زندگی که در عکس نمایان است، رنگ ها، و افرادی که در عکس حضور دارند همگی افشاگر بخشی از شخصیت من، آمال و آرزوها، ارزش ها، گرایشات و …. زندگیم هستندکه می توانند به واسطه آن سبک اجتماعی مرا محک بزنند.حتی کپشنی که برای توضیح عملکردم می نویسم، بخشی از فرایند چنین تحلیلی است .
ما متخصصین نوروساینس که حیطه مطالعات انسانی متمرکز بر بافت اقتصاد و بازار را بررسی و پژوهش می کنیم، اگر بخواهیم نوعی برنامه اجتماعی، سیاسی، تجاری و حتی زیست محیطی را تولید کنیم که نیازمند تغییر باورها و گرایشات عمومی باشد، نیازمند سنجش عوامل روانی فراوانی هستیم که در حالت عادی نمی توانند در فرمت های کلاسیک اجرا شود.
یعنی نمی توانیم هزاران و یا میلیونها پرسشنامه را جهت تحلیل، میان جامعه آماری مورد نظر توزیع کنیم و بازخورد مناسبی از آن بدست بیاوریم.
راه حل این موضوع طراحی ساختاری است که در نظرسنجی غیر مستقیم در غالب یک برنامه وابسطه به وب و یا اپلیکیشن های نسبتا کاربردی به کار رود و جامعه آماری مورد نظرمان را، بدون واسطه و در غالب یک تفریح لذت بخش، نه تنها بدون مقاومت تحلیل کند، بلکه وادارشان کند که به میل خودشان فلان فعالیت را برای عموم به اشتراک بگذارند. باقی کار، تحلیل موضوعاتی است که در کدینگ برنامه پایش قرار گرفته است که با طراحی یک الگوریتم مناسب به این نتیجه خواهیم رسید.
نکته آخر این است که این تکنولوژی سوی مثبت دیگری هم دارد و سازمانها می توانند از طریق استفاده از چنین فرایندهایی به توسعه فعالیت هایشان بپردازند و یک جامعه دموکراتیک تجاری را به شکلی اداره کنند که سخت ترین فعالیت ها، تبدیل به لذت بخش ترین فرایند هایی شود که پرسنل سازمان مشتاقانه انجام می دهند.
وقتی بتوانید یک سیستم پایش روانی مبتنی بر الگوریتم های تحت وب را در سازمانتان ایجاد کنید، قادر خواهید بود عمیق ترین زوایا و پتانسیل های درونی کارکنانتان را کشف کنید و به این واسطه، آنها را در مسیری هدایت کنید که عامل رشد خود و سازمانشان می شوند.

روانشناسی توسعه و تحول سازمانی
ادامه هر شنبه

instagram.me/hamedhodaei

 

حامد هدائی

حامد هدائی " روانکاو فروش ایران"

نظرات شما