اولویت با اختراع مدیریت است/ هر سه شنبه

حامد هدائی_دبیر گروه بازار سرمایه(بورس، بانک و بیمه)

آیا می توان رهبری را درس داد، آموخت و یا گسترش داد؟

البته پاسخ آن مشروط بر این است که متمرکز بر کدام گروه باشیم. اگر به ۱۰ یا ۲۰ سال گذشته نگاهی بی اندازیم می بینیم که مفهوم رهبری اساسا دولایه داشت:  آیارهبر پایبند به اخلاق است؟ و آیا رهبر مهارتهای ارتباطی جذابی دارد تا بتواند افراد را مجاب کند به حرف او گوش دهند و از او پیروی کنند؟ توانایی ما در تدریس مهارتهای ارتباطی، بسیار خوب است. ما در زمینه آموزش اصول اخلاقی ما توانایی خاصی نداریم. اصول اخلاقی برای رسیدن به موفقیت سازمانی خیلی مهم هستند. اخلاق برای داشتن سازمانهای موفق بسیار مهم است. اما سازمانها و دانشکده های مدیریت به جای تربیت رهبران اخلاق مدار اساسا به دنبال انتخاب افرادی هستند که  به خودی خود اخلاق مدار هستند و آنهایی که نیستند حذف می شوند. من این نقل قول از بافت را خیلی دوست دارم که درباره ی ویژگیهای است که شرکت او، برکشایر هاثوی، به هنگام استخدام نیروهایش به دنبال آنها است آنها به سه ویژگی توجه می کنند: امانت و درستی، هوش و انرژی و اگر شما فردی را استخدام کنید که ویژگی اول را ندارد اما دارای دو ویژگی بعدی است احتمالا سازمان خود را نابود می کنید. و یا همان طور که آقای بافت با ادبیات خودش بیان کرده است اگر شما کسی را که پایبند به اخلاق نیست، استخدام کنید یعنی اینکه امیدوار هستید که او تنبل و احمق باشد.

بتدریج تاکید سازمانها و موسسات آموزشی بر پایبندی به اخلاقیات بیشتر خواهد شد. و این کار از طریق مطالعات موردی، بحث کلاسی و یا حتی از طریق  سوگند که در برخی سازمانها رایح است، صورت می گیرد.

البته باید اشاره کنم که افراد زیادی را نمی شناسم که چون قسم خورده اند، به اخلاقیات پایبند بمانند اما این از اهمیت اخلاق در سازمانها نمی کاهد. فکر می کنم که این مساله ما را به سمت سایر جنبه ها و ابعاد رهبری می برد. که می دانیم می توانیم تغییرات مثبتی به وجود آوریم.

اخلاقیات و ارزشها یکسان نیستند. اخلاقیات با پذیرش سرو کار دارد. یعنی قبول کنی آنچه دیگران تصمیم گرفته اند، درست است. ارزشها یعنی درک اینکه اهداف و دیدگاههای بلند مدت افراد درباره ی نیازهای جهان چه هستند و اینکه این اهداف و دیدگاه ها چطور در سازمانها پیاده سازی شوند. ارزشها همچنین به درکی عمیق از روش یک سازمان در تحقیق نیازهای جامعه اشاره دارند. و از رهبران به طور روز افزون در سازمانها خواسته می شود  که ارزشهای شخصی و مهم خود را بیان کنند. و بتوانند نیازهای اساسی سازمانها را بیان کنند. و این چیزی است که موسسات آموزشی می توانند آموزش دهند. این چیزی است که مردم می توانند فرا بگیرند. و این چیزی است که قطعا سازمانها می توانند به مدیران جوان خود بیاموزند.

 

 

 

 

 

 

حامد هدائی

حامد هدائی " روانکاو فروش ایران"

نظرات شما

×

Comments are closed.