افسانه مدل های اقتصادی/سرمقاله

حامد هدائی_اقتصاددان رفتاری و سیاسی

افسانه مدل های اقتصادی

این روزها به هر جا که سرک می کشیم، اقتصاددان های به صف کشیده ای را می بینیم که درباره موضوعات مختلف معیشتی و رفاهی شهروندان مدام نظریه پردازی می کنند. عده ای تمایل شدید به ایجاد مدل دولت رفاه کشورهای اروپای شرقی دارند و عده ای هم می خواهند افسار اقتصاد را بدون هیچ گونه زیرساختی آزاد کنند تا شاید از پس این آزادی ، شرکت های خصوصی بتوانند روح جدیدی به بدنه اقتصادی کشور بدمند. بعضی ها  هم مدل شبه سوسیالیستی خودشان را با شکل و شمایل نهادگرایی به خورد روزنامه ها می دهند تا از پس حرفهای کارگر پرستانه شان ، آزادی اقتصادی خودشان را بارورتر کنند. با این حال با هر مدلی به اقتصاد کشور نگاه کنیم، هر کسی ساز خودش را می زند.واقعیت این است که همه ما به دنبال کسب منافع شخصی خودمان با شکل گیری نوعی از فرایند  و یا مکتب اقتصادی هستیم که مدام درباره اش حرف می زنیم. به همین خاطر در سرمقاله این هفته، ترجیح می دهم به جای بسط موضوعات مختلف، به معرفی کتابی بپردازم که مدل های اقتصادی را شبیه به افسانه پریان می داند و  این باور را گسترش می دهد که درک کنیم چیزهای به ظاهر پیچیده، آن قدرها هم بنیان درستی را به همراه ندارند.  دنی رودریک در کتابش با عنوان (اقتصاد حکم می راند، صحت و سقم این علم ملال آور) به این سوالات که اقتصاد چگونه کار می کند؟ چه زمانی شکست می خورد و چگونه تفاوت ها را روایت می کند؟ پاسخ می دهد. او می گوید: این کتاب هم از علم اقتصاد تجلیل می کند و هم انتقاد. من از هسته این رشته _نقشی که مدل های اقتصادی در خلق دانش ایفا می کنند_ دفاع می کنم، اما از روشی انتقاد می کنم که اقتصاددانان اغلب هنرشان را در قالب آن به کار می برند و از مدل هایشان استفاده ( سوء استفاده) می کنند. استدلال هایی که ارائه می کنم، بینش حزبی نیستند. من شک دارم که اقتصاددانان زیادی با برداشت من از این رشته مخالف باشند، به ویژه با بینش های من درباره آن نوع عملی که عبارت است از علم اقتصاد. ادامه موضوع را عینا از صفحات ۵۲ تا ۵۵ کتاب آورده ام، البته با کمی ویرایش در ارائه مفاهیم.

دنی رودریک می گوید: (یک راه تفکر درباره مدل های اقتصادی این است که آنها را شبیه افسانه ها ببینیم. افسانه های کوتاه اغلب پیرامون چند شخصیت اصلی می چرخند که در مکانی بی نام اما عمومی زندگی می کنند و رفتار و تعامل شان نتیجه ای شبیه به واقعیت را رقم می زند.

این شخصیت ها می توانند جاندار و بی جان را تبدیل به کارکتر های انسانی کند. یک افسانه به خودی خود ساده است: زمینه ای است که در آن چنین داستانهایی در قالب واژگانی درهم و پراکنده به تصویر کشیده می شود و رفتار این شخصیت ها با انگیزه های جا افتاده و کاملا انسانی مثل حرص و حسادت پیش می روند. افسانه ، تلاش چندانی برای واقع گرا بودن یا ترسیم تصویر کاملی از زندگی شخصیت های خود نمی کند. افسانه، واقع گرایی و ابهام را به پای وضوح خط داستانی اش قربانی می کند. هر افسانه یک پند مهم را در خود جای داده است. صداقت و راستگویی یکی از آنهاست، همیشه خنده آخرین نفر بهتر و بیاد ماندنی تر است، بدبخت دوست دارد دیگران هم بدبخت باشند و مواردی از این دست درون مایه اخلاقی یک افسانه را شکل می دهد.

اما افسانه ها چه ربطی به مدل های اقتصادی دارد. این مدل ها بسیار ساده و شبیه به هم ساخته شده اند، ساده اند و در محیط های انتزاعی تنظیم می شوند و به خاطر بسیاری از فرض شان هیچ ادعایی درباره واقع گرایی مفاهیمشان مطرح نمی کنند. در حالی که به نظر می رسد مدل ها از افراد و بنگاه های واقعی تشکیل شده باشند، اما رفتار این شخصیت های اصلی در شکلی کاملا جاافتاده ترسیم می شود. اغلب، اشیاء بی جان( شوک های تصادفی) و ( پارامترهای برونزا) و ( طبیعت) در مدل ها لحاظ می شوند و کنش ها را هدایت می کنند. این خط داستانی، پیرامون روابط روشن علت و معلول و اگرا می چرخد و پند سیاست گذاری، آن طور که اقتصاددانان آن را نام گذاری می کنند، معمولا کاملا شفاف است: بازارهای آزاد کارا هستند، رفتار فرصت طلبانه در تعاملات استراتژیک می تواند وضعیت هر کسی را بدتر کند، انگیزه ها اهمیت دارند و مواردی از این قبیل .

افسانه ها کوتا ه اند و به اصل مطلب می پردازند. ممکن نیست که پیام شان درمیان انبوهی از ابهامات گم شود. مثلا، داستان خرگوش و لاک پشت در ذهن هشیار شما با تاکید بر اهمیت پیشرفت دائمی، اگرچه آرام، نفش می بندد. این داستان به راه میان بر تفسیری تبدیل می شود که باید در طیفی از تنظیمات مشابه به کار برده شود. مقایسه مدل های اقتصادی با افسانه ها ممکن است در ظاهر وضعیت علمی آنها را خدشه دار کند. اما بخشی از جاذبه آنها این است که دقیقا به همان شیوه کار می کنند. دانشجویی که با چارچوب عرضه و تقاضای رقابتی آشنا شده احترام مداومی به قدرت بازارها می گذارد. وقتی از طریق معمای زندانی عمل می کنید، هرگز نمی توانید درست به همان شیوه به مشکلات هماهنگی فکر کنید. حتی وقتی جزئیات مشخص مدل ها فراموش می شوند، آنها به شکل شابلون و یا فیلترهایی  برای درک و تفسیر این جهان باقی می مانند.

این همانندی از چشمان بهترین متخصصان این حرفه دور نمی ماند. آنها در برهه های زمانی که اقدام به واکاوی اندیشه های شان می کنند، آماده تصریح این مطلب اند که نظریه پرداز برجسته اقتصادی آریل روبنشتاین، این موضوع را مطرح می کند: لغت مدل، علمی تر از لغت افسانه یا قصه پریان به نظر می رسد، گرچه من تفاوت چندانی بین آنها نمی بینم. به گفته آلن گیبارد فیلسوف یا هال واریان اقتصاددان، یک  مدل اقتصادی همیشه یک داستان می گوید. نانسی کارترایت، فیلسوف علم ، واژه افسانه را در رابطه با مدل های اقصادی و فیزیکی به یک شکل به کار می برد، گرچه فکر می کند مدل های اقتصادی شباهت بیشتری با تمثیل دارند. کارترایت می گوید: برخلاف افسانه ها که چندشان روشن است، مدل های اقتصادی مستلزم مراقبت  فراوان و تفسیر در ترسیم ملاحظه سیاستگذاری هستند. این پیچیدگی مرتبط با این حقیقت است که هر مدلی فقط واجد یک حقیقت محتوایی است؛ نتیجه ای که برای محیط و تنظیمات مشخصی به کار می رود. اما اینجا نیز افسانه ها مقایسه مفیدی ارائه می کنند. افسانه های بیشماری وجود  دارند و هر یک رهنمودی برای عمل در شرایط تا حدی متفاوت به دست می دهند. افسانه ها، همراه با هم، منجر به پندهایی می شوند که اغلب تناقض های بسیاری به همراه دارند. بعضی افسانه ها فضایل اعتماد و همکاری را می ستایند، در حالی که افسانه های دیگر توصیه می کنند فرد بر خودش تکیه کند. بعضی آمادگی پیشین را تحسین می کنند، بعضی هم درباره خطرات برنامه ریزی بیش از اندازه هشدار می دهند. بعضی می گویند باید پولی را که دارید خرج کنید و لذت ببرید، بعضی دیگر می گویند باید برای روز مبادا پس انداز کنید. داشتن دوستان خوب است، اما داشتن دوستان زیاد خیلی خوب نیست. هر افسانه، پند مشخصی دارد، اما در کل، افسانه ها به شک و نااطمینانی دامن می زنند.

بنا بر این ما هنگام انتخاب افسانه ای که برای موقعیت خاصی به کار می رود نیازمند قضاوت هستیم. مدل های اقتصادی مستلزم تشخیص و تمیزند. پیش از این دیده ایم چگونه مدل های متفاوت نتایج متفاوتی را رقم می زنند. رفتار مبتنی بر نفع شخصی می تواند بسته به آن چه ما درباره شرایط پیش زمینه فرض می کنیم منجر به کارایی مدل بازار رقابتی کامل وضایع مدل معمای زندانی شود. همچون افسانه ها، قضاوت برای انتخاب از میان فهرست موجود مدل های رقیب،  امری گریزناپذیر است. خوشبختانه، شواهد می توانند رهنمودهای مفیدی برای الک کردن از میان مدل ها فراهم کنند، گرچه این فرایند بیشتر هنر است تا علم.

 

 

 

 

 

حامد هدائی

حامد هدائی " روانکاو فروش ایران"

نظرات شما