اعزام صنعت بیمه به میدان جنگ

سرمقاله:

حامد هدائی_اقتصاددان رفتاری و سیاسی

اعزام صنعت بیمه به میدان جنگ

جنگ ها و عملیات تروریستی در میان بزرگترین خطراتی خواهند بود که در آینده با آنها مواجه می شویم؛ آن هم به خاطر گسترش سلاح های کشتار جمعی و به ویژه سلاح های هسته ای، بیولوژیکی، شیمیای و رادیولوژیکی. ریچارد لوگر ، سناتور امریکایی، در نظر سنجی از بیش از هشتاد کارشناس امنیت ملی خواسته میزان تهدید چنین خطراتی را بسنجند. میانگین برآورد کارشناسان نشان می‌دهد در ده سال آینده احتمال یک حمله اتمی علیه یک شهر یا هدف دیگری در جهان ۲۹٫۲ درصد است،  احتمال حمله بیولوژیکی ۳۲٫۶ درصد، حمله شیمیایی ۳۰٫۵ درصد، اگر ۱۰۰ سال آینده را مدنظر قرار می‌دهیم و برای آن به طور حتم این احتمالات به مراتب بیشتر هستند.

متاسفانه، شرکت‌های بیمه به طور سنتی خطر وقوع جنگ را پوشش نمی‌دهند، اما اخیرا پیشرفت‌هایی برای بیمه کردن چنین ریسک هایی صورت گرفته‌است. مشکل  این جا است که چنین ریسک‌هایی در صورت وقوع زیان عظیمی را برای شرکت‌های بیمه به بار می‌آورند و حتی ممکن است باعث ورشکستگی آنها شوند. در نتیجه سطحی از دخالت دولتی لازم است و خرید چنین حق بیمه‌ای باید اجباری شود تا آنهایی که دارایی‌های‌شان را کمتر در خطر می‌بینند نتوانند با خروج از طرح، بار مالی بیشتری را بر دیگران تحمیل کنند، یا دولت می‌تواند ابزار مالی مدیریت ریسک را با  اقداماتی مانند انتشار اوراق بهادار فجایع تسهیل کند.

از آنجا که از زمان بمباران هسته‌ای هیروشیما و ناکازاکی در سال ۱۹۴۵ تا کنون هیچ حادثه‌ای با سلاح‌های کشتار جمعی روی نداده، خوش بینی عمومی نسبت به عدم وقوع آن در آینده وجود دارد. اما تاریخ نشان داده این خوش بینی به محض وقوع حوادثی مشابه ناپدید خواهد شد. برای مثال، پس از این که وینستون چرچیل ویرانی های ناشی از بمباران لندن توسط نازی‌ها را مشاهده کرد که برخی از ساختمان‌ها به شدت آسیب دیده و برخی دیگر سالم مانده بودند، پارلمان بریتانیا تحت تاثیر او قانون ویرانی ناشی از جنگ را در سال ۱۹۴۱ تصویب کرد که شامل بیمه اجباری ساختمان‌ها می‌شد. البته این قانون در اواخر دوران بمباران اجرایی شد و تحث تاثیر آن چه پیشتر روی داده بود قرار داشت و برنامه ای موقتی بود که حق بیمه بالایی هم داشت که نشان دهنده خطر بالای جنگ بود و نمی‌توان آن را برنامه‌ای برای آینده بلند مدت‌تر با تعریف بهتری از خطرات جنگ دانست. پس از حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر ۲۰۱۱ در امریکا، کنگره ایالات متحد قانون بیمه ریسک حملات تروریستی را تصویب کرد تا امکان بیمه شدن افراد در مقابل حملات مشابه بیشتر را فراهم آورد.

البته این قانون به طور خاص پوشش حملات ناشی از بخشی از جنگ اعلان شده توسط کنگره را پوشش نمی‌داد. علاوه براین، قانون اولیه سه سال پس از تصویب منقضی شد هر چند از آن زمان تا سال ۲۰۱۴ تمدید شده و سقف ۱۰۰ میلیارد دلار، یا حدود یک درصد تولید ناخالص داخلی در زمان تصویب، برای آن در نظر گرفته شده بود. در تحقیقی در مورد این قانون، کانروتر و همکارانش به ضعف های این طرح از جمله آسیب پذیری در مقابل سوءاستفاده ی شرکت های بیمه تاکید کردند. طراحی چنین بیمه هایی اهمیت دارد و می توان انتظار  داشت در آینده طراحی های بهتر و جامع تری را مشاهده کرد.

این مثال ها مربوط به گذشته از بیمه جنگ و خطر تروریسم هر کدام به یک کشور محدود می شود، اما کشورها به تنهایی کوچک تر از آن هستند که بتوانند واقعا چنین خطراتی را که با شدتی زیاد متوجه یک کشور می‌شود مدیریت کنند. می توان امیدوار بود، یا انتظار داشت، بازاری جهانی برای چنین ریسکی توسعه یابد و هزینه ای بیشتر مدیریت ریسک را بر کشورهایی تحمیل کند که بیشتر در خطرند. با وجود این از آن جا که قراردادهای مدیریت ریسک پیش از وقوع حادثه و با نگرشی بلند مدت ایجاد می شوند، به سختی می توان آسیب پذیرترین کشور را شناسایی کرد و در نتیجه مدیریت ریسک می تواند به خوبی عمل کند.

با فرض تداوم روند تاریخی به سوی بهتر شدن ساختار بیمه و احتمال این که رویدادهای ناشی از سلاح های کشتار جمعی به افزایش انگیزه برای ارایه چنین بیمه هایی بی انجامد، می‌توان انتظار داشت سازوکارهایی برای پوشش به مراتب بهتر چنین خطراتی را مشاهده کرد و می‌توانیم تصورکنیم چنین سازوکارهایی در صورت تداوم روندهای جاری به سوی دموکراتیک شدن مدیریت ریسک اجرایی شوند. وقتی صنعت بیمه در مدیریت چنین ریسک هایی در گیر شود، می توان شاهد مزایای جانبی مانند بهبود اقدامات امنیتی بود. در بیمه ی حوادثی که در حال حاضر رواج دارد، بازرسان بیمه و بیمه گرها نقش مفیدی را در برآورد خطرات ایفا می کنند و مشوقی قوی برای بیمه گذار ایجاد می کنند  که برطرف ساختن خطرات را به تعویق نیندازد.

در آخر: صنعت بیمه حتی در مقابل چشم انداز شوم آینده یعنی استفاده از سلاح‌های هسته‌ای، بیولوژیکی، شیمیایی و رادیولوژیکی  نیز کاملا دست و پا بسته نیست. می‌توان مشوق‌هایی را برای شرکت‌های بیمه ایجا کرد تا به راه کارهایی برای کم کردن خطر ات بیندیشند، برای مثال از طریق دستورالعمل بهتر برای ساخت و ساز، ترتیب دادن سازوکار انتقال افراد به مناطق امن و پرداخت هزینه‌های آن و برنامه‌ریزی برای از بین بردن آثار ویرانی و بازسازی پس از واقعه. وقتی شرکت‌های بیمه منفعتی در جلوگیری از ویرانی ناشی از چنین حملاتی داشته باشند، می‌توانند به منبعی برای کاهش اثرات آنها تبدیل شوند.

 

حامد هدائی

حامد هدائی " روانکاو فروش ایران"

نظرات شما

×

Comments are closed.