استعفاهای جنجالی ایران

۱۳۹۷/۰۱/۱۹

میثم سعادت – روز یکشنبه شورای شهر تهران با استعفای محمدعلی نجفی مخالفت کرد. در همین هفته مقام معظم رهبری با استعفای امام جمعه رشت موافقت کردند و فرد جدیدی را به عنوان نماینده ولی فقیه در استان گیلان معرفی نمود. با این حال داستان های استعفا در ایران، همواره محل بحث و مجادله بوده و بسیاری از شخصیت های سیاسی، در مقاطعی ناچار به استعفا شده اند.

**استعفای مصدق!

با وجود اینکه امروز حامیان مصدق و کاشانی، اختلافات زیادی با هم دارند و روایت های متضادی را از سال های کودتای ۱۳۳۲ ارائه می کنند، اما ۲۵ تیر سال ۱۳۳۱، این دو دست در دست هم داشتند. زمانی که مصدق استعفا داد و شاه با استعفای او موافقت کرد و مجلس نیز، با وجود اینکه نصاب نداشت، رای به جانشینی قوام داد. در این زمان نمایندگان حامی مصدق به رهبری کاشانی با این استعفا مخالفت بودند. در نهایت تظاهرات بزرگی روز ۳۰ تیر به رهبری کاشانی انجام شد و مصدق بار دیگر با اختیارات بیشتر به نخست وزیری بازگشت.

**استعفای بازرگان!

هنوز انقلاب اسلامی به یک سالگی نرسیده بود که میان انقلابیون قدیمی اختلاف افتاد. سرانجام دو روز بعد از تصرف سفارت آمریکا توسط دانشجویان پیرو خط امام، دولت بازرگان استعفای خود را تقدیم امام خمینی کرد.  این استعفا سرآغاز افول نهضت آزادی بود و در مقابل گروهی از جوانان انقلابی را تقویت کرد که در دهه های بعد به عنوان دانشجویان پیرو خط امام، در سیاست ایران نقش آفرینی ویژه ای داشتند. عباس عبدی، محسن میردامادی، ابراهیم اصغرزاده، محمد نعیمی پور و معصومه ابتکار از جمله چهره هایی بودند که به مرور گرایش های اصلاح طلبی آنها تقویت شد و به تمجید از بازرگان پرداختند. نکته جالب اما بیست و چهار سال بعد بود. زمانی که تعدادی از این افراد نماینده مجلس بودند و به خاطر فلسفه ای شبیه آنچه بازرگان گفته بود، از نمایندگی مجلس استعفا دادند. البته استعفای گسترده این نمایندگان از نمایندگی در نهایت مسکوت ماند و فقط دو سه نفر مثل بهزاد نبوی از نمایندگی مجلس استعفا دادند.

**استعفای خاتمی

سید محمد خاتمی وزیر ارشاد دولت میرحسین بود و در دولت اول هاشمی نیز همین مسئولیت به او سپرده شده بود. با این حال بعد از پایان دوران جنگ تحمیلی هشت ساله، کشور به فضای بازتری نیاز داشت و از طرفی مجلس شورای اسلامی در اختیار جناح راست، با سیاست های فرهنگی خاتمی موافق نبود. سرانجام روز سوم خرداد سال ۷۱ سید محمد خاتمی از وزارت ارشاد استعفا داد. استعفایی که به مرور و به خاطر عملکرد بسته وزیران بعدی، باعث محبوبیت خاتمی شد تا جایی که سال ۷۶ و درست پنج سال بعد از آن استعفا به عنوان رئیس جمهور یک بار دیگر به سطح اول سیاست ایران بازگرداند.

شاید همین تجربه جذاب بود که دو چهره جذاب و جنجالی دولت خاتمی را هم تشویق به استعفا کرد. عطاالله مهاجرانی که یک بار از استیضاح مجلس اصولگرا جان سالم به در برده بود و مصطفی معین که به خاطر فشارهای روی تشکل های دانشجویی، با انتقادهای دانشجویان تندرو مواجه بود، در مقطعی از دولت خاتمی جدا شدند اما شرایط به گونه ای پیش رفت که مهاجرانی کشور را ترک کرد و معین نیز در انتخابات ۸۴، ناکام بزرگ لقب گرفت.

**استعفاهایی که دیده نشد!

در تغییرات سیاسی ایران البته استعفا هایی هم بوده که تحت الشعاع اتفاقات دیگر قرار گرفته. از جمله استعفای رضا پهلوی از پادشاهی ایران!

آنطور که خاندان پهلوی تاریخ را روایت می کنند، پایان سلطنت رضا خان و آغاز پادشاهی محمدرضا پهلوی نیز با نامه استعفای رضاخان همراه بوده است. تلاشی برای قانونی و مقتدر جلوه دادن حکومتی که توان مقابله با دشمنان خارجی را نداشت. در متن نامه رضاخان مشخص نیست مخاطب این استعفا چه کسی است!

میرحسین موسوی نیز در دهه شصت به خاطر بعضی اختلافات با مجلس و ریاست جمهوری، حداقل سه بار از نخست وزیری استعفا داد و هر سه بار با حمایت امام خمینی و جناح چپ مجلس، به فعالیت ادامه داد.

محمود احمدی نژاد هم در فرودین سال ۹۰ با استعفای حیدر مصلحی از وزارت اطلاعات موافقت کرد. اما مقام معظم رهبری با این استعفا مخالفت کرد. محمدرضا باهنر که در آن زمان نایب رئیس مجلس بود ادعا کرده است که احمدی نژاد قصد استعفا از ریاست جمهوری را داشته است. اما در نهایت او در مسئولیت باقی ماند و این اتفاقات در ادبیات سیاسی ایران به «قهر یازده روزه احمدی نژاد» مشهور شد.

نظرات شما

×

Comments are closed.