از موج اعتراض تا بازتولید وحشت

حامد هدائی_روانکاو فروش ایران

از موج اعتراض تا بازتولید وحشت

 

از فیلترینک تلگرام و اضطراب فراگیر عدم دسترسی عمومی به انتقال اطلاعات شخصی و کاری، تا قطع شدن سراسری شبکه اینترنت در چند روز گذشته، موضوعاتی را به وجود آورد که به راحتی  نمی توان از کنارشان گذشت. عقیده عموم مردم بر این است که راه آسان، انسانی و به حق آزادی، از مسیر  به اشتراک گذاشتن عقاید و اطلاعاتی می گذرد که مایلند آن را  با نهادهای حاکمیتی، ناظران دهکده جهانی، دوستان و یا همکاران خود به اشتراک بگذارند. حال فرقی نمی کند که  چنین  فرایندی، مسیری برای انتشار اطلاعات نقادانه باشد و یا ارسال پیام تحسین و دوستی و جویا شدن از احوال هم نوعان،  از دیدگاه جوامع انسانی، به خصوص مردم ایران، مهمترین رکن یک نظام مردم سالارانه، آزادی در بیان عقاید شخصی در کمال مصونیت است. با این حال شرایط چند روز پیش این تفکر رایج را به وجود آورد که با گرانی ناگهانی بنزین و اعتراض عمومی مردم در خیابانها، چرا دولت جمهوری اسلامی ایران، به جای پاسخ گویی، اقدام به قطع سراسری مهمترین شبکه انتشار اطلاعات  جهانی کرد و عموم مردم را در بلاتکلیفی و ناامنی روانی رها کرد.

ایران در چند روز پیش، سرزمین مردمان کوری بود که راه را از بیراه تشخیص نمی‌دادند و ترس از دست رفتن دائمی امکان اطلاع رسانی و نداشتن دسترسی به اینترنت، بستر تنش رو به رشد تاریکی بزرگ اجتماعی را در آینده روابط انسانی به وجود آورده بود.

اما چرا دولت به جای پاسخ گویی، در اولین اقدام خود، شبکه اینترنت سراسری را به سرعت قطع کرد؟ آیا موضع اصلی عدم پاسخگویی دولت به تجمعات و اعتراضات بود؟ چرا به جای حل مسائل ساده به دنبال سخت‌ترین گزینه، یعنی از بین بردن چهره بین‌المللی خود، هر چند مقطعی گام برداشتند؟

هیچ کس از خود این سوال را نپرسید که در شرایط ابهام آمیزی که معلوم نبود چه کسی رهبری شورش های خیابانی و اغتشاشات را به عهده گرفته است، سایر کشور ها چه اقداماتی برای مدیریت بحران ملی خود انجام داده اند؟ ساده ترین راه مقصر دانستن دَم دست ترین گزینه است، این که دولت مسئول چنین رخداد خسارت‌باری بود. واقعیت این است که نمی توان مسائل را یک بعدی قضاوت کرد، یک سر ماجرا موضوعاتی است که بیشتر مان از آنها بی خبریم  یا آگاهی اندکی از آنها داریم.

چند روز گذشته بی شباهت با بحران فیلترینگ تلگرام در سال گذشته نبود، تنها تفاوت عمده اش این بود که نمی توانستیم سایفون به دست مشغول شکستن قفلهای این شاهراه ارتباطی عظیم باشیم.چشمه انتشار اطلاعات از بنیان خشکیده شد.

آن روزها خیلی ها فکر می کردند می توانند بر روی تلگرام به عنوان یک شریک تجاری مادام العمر حساب باز کنند. ولی متاسفانه این قرارداد نان و آب دار به هر شکلی که بود یک طرفه لغو شد، اما نه از سمت شریک دوست داشتنی تلگرامی مان، بلکه از سمت کسانی که شاید به خوبی می دانند، پنیر مجانی فقط لای تله موش است.

با وجود دلهای شکسته و اشکهای آلوچه ای آن روزهایمان، اگر یک یک ما می دانستیم پشت پرده این دریچه آزادی چه موجود عجیبی کمین نشسته است، شاید کمی آرام می‌شدیم. موضوع فیلترینگ یک سرش به ما معتادان چت رومی یا مدیران سوپر گروه ها یا کانالهای تلگرامی و سر دیگرش به تولید کوکاکولا، افزایش نرخ ارز، فراز و نشیب های بازار‌های مالی، نفت و اسلحه و مواد و حتی انقلاب و ترور و خشونت و بحران های اخیر چند روز پیش باز می گشت .

شکل گیری گرایش های اخلاقی، سبک زندگی، نحوه انتخاب و زوج رویایی، نحوه تفکر و حتی علایق جنسی و زناشویی ما، زیبایی شناختی ما، ارزشها و باورهای پایه دینی و مذهبی ما، نگاهمان به خانواده، عشق، نفرت و حتی گرایشهای میهن پرستانه و ملی گرایانه و سیاسی ما در گرو دانشی است که خودمان، آن هم کاملا مجانی در اختیار کسانی می گذاریم که می خواهند ابزار راحتی و تفریح ما را فراهم کنند.

ما در دنیایی گیر افتاده ایم که داده های بزرگ تعیین کننده هر آن چیزی هستند که زندگی ما را شکل می دهد. تلگرام، فیسبوک، یاهو، گوگل و هر آنچه زندگی را راحت تر کرده است یک سر ناجور دیگری هم دارد که اگر نخواهیم عمیق تر به آن بنگریم همه چیزمان را در خود می مکد.

این قصه از سالها پیش شروع شد، یعنی زمانی که عده ای تصمیم گرفتند برای این که بیشتر داراتر شوند ذهن مصرف کنندگانی مثل ما را دستکاری کنند. به من بگو در سرت چه می گذرد تا به تو بگویم به چه چیزی علاقه داری ” ما بصورت پیراهن همه رنگ یوسف درآمده ایم “.

با این حال قطع اینترنت موضوعی فراگیر تر، خشن تر، بحرانی تر و پر هزینه تر از فیلترینگ تلگرام است، این که دولت بخواهد در چند روز هزینه بزرگی به اندازه میلیاردها تومان را به خاطر عدم وجود شبکه ی جهانی تحمل کند، علتی پیچیده تر از عدم توجه به مشروعیت مدنی و یا نظام مردم سالاری  و وجود سطح معقولی از دموکراسی دارد.

قرار است در این یادداشت، به بررسی بخش کوچکی از فرایند شکل گیری آشوب ها، گرایش‌های روانشناختی جمعی، دست کاری و کنترل روانشناخی ذهن توده بپردازیم و درک کنیم مهندسی اطلاعات روانشناختی مردم، چقدر می تواند به راه اندازی و گسترش یک اغتشاش خیابانی بزرگ و بر هم خوردن نظم و امنیت عمومی کمک کند.

درکتاب عصر فن سالاری الکترونیک یا تک ترونیک ، برژژینسکی به اعلام آشکار روشها و ترتیباتی که در آینده برای تسلط بر ایالات متحده بکار گرفته خواهد شد پرداخته است. کتاب همچنین به این اشاره می کند که چطور انسانها تبدیل به ماشین های بی فکر می‌شوند. به طور نمونه ، از مردمی سخن به میان می آورد که مانند مردم رفتار می کنند و بنظر یک انسان کامل هستند، اما انسان نیستند. برژینسکی در این کتاب اشاره می کند که ایالات متحده به سوی عصری که با گذشتگان هیچگونه شباهتی ندارد پیش می رود: ((ما به سوی عصر فن سالاری الکترونیک که به سهولت می تواند به عصر استبداد مطلق بدل شود، گام برمی داریم)). این نویسنده ادامه می دهد که جامعه ما: (( اکنون در یک انقلاب اطلاعاتی، بر پایه سرگرمی های تماشاگران و موضوع تماشا (( پوشش فشرده تلویزیونی از وقایع ورزشی)) قرار گرفته که برای توده های مردم بدون هدف، حالت نشئه ای افیونی دارد.))

در اندیشه وی، مقام آدمی اندکی بالاتر از چهارپایان است، هیچگونه اهمیتی ندارد و زمانی که گرسنه می ماند برای زنده ماندن جسد یاران خود را هم می خورد. آدمی تنها به زنده ماندن خویش علاقه مند است و بس.

این تنها اصلی است که برایش اهمیت دارد. برژینسکی مکرر از لزوم مهار توده ها سخن می گوید، اما در نقطه ای، گربه را از کیسه رها ساخته و دست خویش را باز می کند، وی چنین اظهار می دارد: در همین حال، ظرفیت حفظ سلطه اجتماعی و سیاسی بر فرد به گونه گسترده ای افزوده می شود. بزودی امکان حفظ سلطه نسبتا مستمری بر تمام شهروندان فراهم می آید و نگهداری پرونده هایی با آخرین اطلاعات درباره ویژگیهای بسیار شخصی افراد، همانند وضع سلامت و رفتارهای فردی آنان، افزون بر اطلاعات روزمره، ممکن می‌گردد. این پرونده ها می توانند در کوتاه ترین زمان، در دسترس مقامات قرار گیرند.

قدرت در دستهایی قرار خواهد گرفت که اطلاعات را در اختیار خویش دارند. موسسات کنونی،  جایی را به موسسات  مدیریت پیش بحران خواهند داد. رسالت این موسسات، شناسایی از پیش بحران‌های اجتماعی و برنامه گزاری برای تقابل با آنهاست. این وظیفه و شرح ساختار موسسه فدرال مدیریت امور اضطراری است. در چند دهه آینده، این گرایش به سوی عصر فن سالاری الکترونیک یا استبداد مطلق، ترغیب شده و حتی برای روشهای شناخته شده سیاسی، جای کمتری باقی می ماند. بالاخره، نگاهی به انتهای قرن حاضر و امکان تسلط بیوشیمی بر مغزهای ساخته پرداخته شده ژنتیکی دست آدمی و از جمله، موجوداتی که همانند انسان به استدلال متوسل شده و مشابه وی رفتار می کنند، پرسشهای پیچیده ای را بر می انگیزد. برژژینسکی این نظرات را به عنوان یک شهروند عادی و یا بطور خصوصی به رشته تحریر در نیاورده است بکله در سمت مشاور امنیت ملی کارتر و عضو شورای خارجی و همچنین عضو اشرافیت سیاه لهستان نوشته است. کتاب وی شرح چگونگی از دست رفتن مواضع کنونی صنعتی امریکا و ورود به عصری است که وی آن را یک دوره تاریخی متمایز می نامد.

در این کتاب نویسنده شرح داده است که چگونه فن سالاری جدید، به بروز رودررویی سختی منجر شده و صلح اجتماعی و جهانی را زیر فشار قرار خواهد داد. متاسفانه ما هم اکنون هم، زیر فشار سخت مراقبت دائم قرار داریم.  دکتر جان کولمن مامور سابق اطلاعاتی سیا می گوید: مرکز لوردز در کوبا، یکی از همین نقاطی است که در حال حاضر، این وقایع در آنجا در جریان انجام است. دیگری مرکز سازمان ناتو در بروکسل بلژیک است. در آنجا، یک کامپیوتر عظیم(۶۶۶) نصب شده که تمام اطلاعاتی را که برژینسکی از آنها نام می برد، همراه با یک برنامه ریزی که در صورت لزوم می تواند میلیاردها نام را ثبت و ضبط کند وجود دارد. اما بر اساس گزارش کلی ۲۰۰، چنین ضرورتی هرگز پیش نخواهد آمد.

در ایالات متحده بازیافتن اطلاعات بترتیب فوق بسیار آسان است. زیرا می توان با افزودن شماره کارتهای تامین اجتماعی یا گواهینامه های رانندگی به کد مرکز ۶۶۶، به همانگونه مراقبت مستمری که برژینسکی نظر دارد، در مورد تمامی آحاد جمعیت دست یافت. با این حال چنین مرکز داده کاوی بزرگی که توانایی جمع آوری کلیه اطلاعات شخصی مردم را دارد محصول سال ۱۹۸۱ میلادی می باشد . اگر ما بخواهیم تکنولوژی سال ۱۹۸۱ را هشدار دهنده تلقی کنیم، امروزه که در سال ۲۰۱۹ بسر می بریم، باید به آن فرایند تکنولوژیکی با دید جدی تری بنگریم. با توجه به آگاهی های گسترده ای همانند وجود چند صد منبع فکری، چند ده هزار مهندس اجتماعی، رسانه ها، بیگ دیتاها و موتورهای جستجوی اینترنتی، نفوذ ژرف چنین سازمانهایی بر اکثر دولتها، می توان مشکل عظیمی را که جهان با آن روبروست و اکثر ملل قادر به مقابله با آن نیستند احساس کنیم.

به عنوان مثال، یکی از روش های اصلی که چنین سازمان هایی برای از بین بردن اخلاق از راه وحشت به کار می برند به ترتیب زیر امکان پذیر است. شخص را در مقام تردید به ترتیبی نگاه دارید که از موضع فکری خود ناآگاه بوده و نداند در انتظار چه چیزی باید باشد. افزون بر آن، اگر دودلی های با انتشار اخبار متضاد همراه باشد به گونه ای که فرد در موقعیتی نامعلوم قرار گیرد، در آن صورت در شناخت راهی که او را به مقصود نزدیک، یا از آن دور می سازد، دچار سرگردانی کامل خواهد بود. در چنین شرایطی، حتی کسانی که دارای آرمانی مشخص بوده و برای هرگونه خطر آمادگی داشته باشند، بر اثر تضاد درونی خود، نسبت به آنچه باید به انجام برسانند دچار تزلزل خواهند گشت.  باورشکستگی روانی و اخلاقی، با داشتن هزاران کارگر بیکار که نشانه اضمحلال صنعتی است، با افرادا خانه بدوش و با فساد رو به فزونی که در سازمانهای دولتی وجود دارد، چه کسی می تواند فروپاشی کشوری را از درون مورد تردید قرارد دهد؟

ما به عنوان ملتی که روزگاری الگوی جهانیان بودیم، آماده شده ایم تا از راه و رسم زندگی خود و کشور خود دست بکشیم. نباید تصور شود که این  یک روند طبیعی و بنا بر گفته معروف، بخشی از تغییر زمان است که باید جبرا صورت پذیرد. زمان چیزی را تغییر نمی‌دهد، بلکه مردم اند که تغییر می یابند.  بدون اینکه آگاه باشیم، به گونه ای منظم، در حال شستشوی مغزی هستیم

مردم سر درگم و فاقد اخلاقیات، بیشتر آمادگی دارند که ظهور ناگهانی مرد بزرگی را که وعده حل همه مشکلات را می دهد بپذیرند و تضمین او را برای ایجاد جامعه سالمی که در آن همه دارای شغل و حداقل مشکلات زندگی باشند، باور بدارند. این دیکتاتور هر که می خواهدباشد، با آغوش باز مورد استقبال قرار می گیرد.

اما چرا اینترنت قطع شد؟ در شرایط ابهام آمیز، زمانی که قادر به تشخیص دوست از دشمن نیستی و همه چیز در هم پیچیده شده است، مهمترین اقدام برقراری نظم و قانون و امنیت است. در چنین شرایطی شناخت دشمن یک امر ضروری است. هیچ کس نمی تواند علیه یک دشمن ناشناخته به مبارزه برخیزد.

در این خصوص دکتر لوین می گوید: برای دستیابی به سلطه اجتماعی در مقیاس گسترده، با استفاده از وسایل خبری، می توان وحشت یک جنگ هسته ای را از راه تلویزیون به درون خانه ها برد.  افزون بر آن، وی به این نکته نیز آگاهی یافت که مجلات مربوط به زنان، در بزرگ جلوه دادن وحشت جنگ هسته ای، از تاثیر بهتری برخورداند. قرار نبود اینترنت قطع شود، اما قرار هم نیست هر بیگانه ای بتواند مردم ایران را با ابزار دسترسی اطلاعات عمومی و جهانی که یکی از ارکان دموکراسی بین المللی محسوب می شود، به هر سویی که می خواهد برقصاند.

-پایان-

http://instagram.me/hamedhodaei

حامد هدائی

حامد هدائی " روانکاو فروش ایران"

نظرات شما