آنان که در قربانگاه منفعت‌طلبی قربانی شدند

بی‌شک سال ۱۳۹۷ در تاریخ اقتصادی کشور به عنوان سالی برحانی به ثبت خواهد رسید، بحرانی که تمامی بخش های اقتصاد را متأثر کرده‌است.‏
از آنجاییکه همچنان دولت علاوه بر جایگاه حاکمیتی و سیاستگذاری که برعهده دارد، مالکیت قریب به ۸۰ درصد اقتصاد را نیز در اختیار دارد، نمی‌توان به منتقدانی که دولت را به انحاء مختلف متهم به ضعف یا سوءمدیریت در حوزه اقتصاد می‌کنند،‌ گلایه‌کرد.‏
اگرچه باید پذیرفت دولت متهم اصلی بحران اقتصادی است،‌ اما نمی‌توان نقش دلال‌منشانی که موجب تشدید مشکلات و تبعات آن بر اقتصاد کشور می‌شوند را نادیده گرفت و از سویی دیگر به رفتار نادرست بخشی از مردم که با هجوم به بازارهای مختلف خانه‌‌های خود به انبار احتکار از دلار و سکه طلا تا روغن و رب‌گوجه فرنگی تبدیل کرده‌‌اند، اشاره نکرد.‏
همان‌هایی که در مقام تحلیل وضعیت اقتصادی، از اقتصاد آزاد و مردم محور می‌گویند، در مباحث اجتماعی سینه‌چاک برقراری عدالت و انصاف هستند و آنجا که سخن از ارزش‌های انسانی است، همه آنچه در حوزه مادیات قرار می‌گیرد را نفی کرده و مدعی وقف خود برای رسیدن کشور به جامعه آرمانی و مدینه فاضله هستند،‌ اما به وقت عمل، زمانی که کشور نیازمند افرادی است که به عنوان الگو به جامعه کمک کنند تا آثار عملی مشکلات بر ساختارهای اقتصادی و اجتماعی کشور کاهش یابد،‌ با پیش گرفتن بدترین رفتارها چنان بر بحران‌ها دامن می‌زنند که کمبود یک کالا چنان اثر روانی مخربی پیدا می‌کند که گویی قحطی چند ساله پیش روی کشور قرار گرفته‌است.‏
نتیجه رفتارهای این گروه بر بخش دیگری از جامعه که تقلید کورکورانه پیش می‌گیرند،‌ طی چند روز گذشته در بازار ارز قابل مشاهده بود،‌ آنگاه که باید کاهش قیمت ارز که به نگرانی عمومی تبدیل شده بود به مصیبتی بزرگ برای این گروه اقلیت تبدیل شد، گروهی که همه سرمایه عمرشان را به ارز تبدیل کرده بودند تا از بحران اقتصادی کشور سود‌های نجومی به دست آورده و یک شب ره صد ساله طی کنند، اما در لحظه‌ای متحمل خسارتی جبران ناپذیر شدند.‏
باید اذعان و اعتراف کرد، آنها که امروز قربانی طمع خود شده‌اند، همان‌‌هایی هستند که خواسته و ناخواسته اقتصاد کشور را قربانی منفعت‌طلبی خود کردند و آن زمان که باید خویشتن‌داری پیشه‌ می‌کردند و به جای هجوم بردن به بازار، صرفه‌جویی در دستور کار قرار می‌دادند تا اگر عرضه کالایی کم می‌شود، همه مردم بتوانند حداقلی از آن تهیه‌کنند.‏
شاید این تجربه درس عبرتی شود برای آنان که نمی‌دانستند، موج اقتصاد نیز چون موج دریا فراز و فرودی دارد، اگر زمانی همراه موج در بلندی نشستی باید بپذیری که هنگام فرونشستن موج همراه آن فورد خواهی آمد و اگر آیین انسانیت فراموش کنی فرودت به سقوط تبدیل خواهد شد.‏

علی شفائی

نظرات شما

Comments (2)

علی 2

جناب شفایی کاملا جوهر کلام را فرمودید . بنظر بنده در زمان کران شدن ارز و اعتراض مردم زمان برخورد نبود چون خواسته ای منطقی داشتند . امروز که به ارزان شدن ارز ، عده ای سودجو معترض هستند زمان برخورد و جلب انهاست . چرا که قلیلی منفعت طلب خواسته ای در نقطه مقابل منافع ملی ۸۰ ملیون ایرانی دارند . معتقدم کیف قاپهای خیابانی بسیار شریف تر از اینگونه ادمها هستند . چون کیف قاپ یک نفر را بدبخت میکند که به نان شبش برسد . اما اخلالگران اقتصادی یا بهتر است بگوییم ترو ریستهای اقتصادی ملتی را به زانو در میاورند و اب در هاون دشمن میریزند که چند ویلای بیشتر در دوبی و ساحل مدیترانه برای خودشون دست و پا کنند .

پاسخ

    علی شفایی

    درود بر شما

    پاسخ